سال های 63 و64 سردبیر خبر نیمه شب رادیو بودم . خبر ساعت 24 مشروح بود و معمولا گویندگان این بخ در ش ، خبر را با ؛ سلام به شنوندگان عزیز و ایرانیان ارجمند خارج از کشور "شروع می کردند .
رادیو در آن روزگار همچنان رسانه اول و برترکشور وبخش های خبری مورد توجه مردم بود . به دلیل اینکه این بخش خبری مشروح و منتخب مهمترین خبرهای بیست و چهار ساعت گذشته کشور و قابل دسترس برای ایرانیان خارج مرزها بود ، همچنین انعکاس بیانیه های مفصل مسئولین کشور و اطلاعیه های طولانی شورای عالی جنگ که معمولا در پایان جلسات شبانه شورا صادر می شد ، مدت اخبار این بخش گاهی تا 90 دقیقه و گاهی حتی فراتر از این به طول می انجامید و گویندگان که معمولا یک آقا و یک خانم بودند از حجم بالای خبرها خسته می شدندبویژه که خیلی از اصطلاحاتی که مسئولان آن زمان در سخنرانی ها استفاده میکردند و واژه هایی که در بیانه های نظامی بکار می بردند ،برای گویندگان کاملا جدید بودند .
گویندگان بخش خبری نیمه شب رادیو در آن سال ها معمولا آقایان ناصر احمدی ، مرحوم حسین نادری و خانم ها صفیه مظلومی ،سهیلادرودی ، خانم منیر مراد و گاهی برخی از دوستان جوان و جدیدتر آن ایام مثل حسن سلطانی و ناصر کاشانی بودند .
اقای احمدی که بعدا به حوزه دوبلاژ رفت با سابقه ( حدود ۱۸ سال تجربه ) و مسلط بود و بیش از حد به خود اطمینان داشت . روال معمول این بود که گویندگان می بایست حداقل یکساعت قبل از بخش خبری خود در تحریریه خبر حاضر باشند ، اما آقای احمدی گاهی دو یا سه دقیقه به ساعت بیست و چهار ، و چندبار حتی پس از اعلام زمان و مکان توسط گوینده زن و درحین پخش آرم معروف خبر (ما مسلح به الله و اکبریم )یعنی یکی ،دو دقیقه پس از ساعت بیست و چهار در استودیو پخش رادیو سراسری در محوطه جام جم حاضر می شد . البته این وضع لحظاتی پر استرس را بر تهیه کننده وقت آقای محمد زمانی یا گوینده دوم بخش خبری فراهم میکرد . شاید به دلیل همین بد قولی ها و فشار های روانی بین خانم مظلومی و آقای احمدی معمولا شکرآب می شد و گاهی به حال گیری ظریف و خفیف از یکدیگر می انجامید . یکی دو بار خانم مظلومی شکوه کرد و اظهار داشت آقای احمدی برای اینکه مر اذیت و حواسم را پرت کند گاهی برخی از صفحات تایپ شده خبر را وارونه میگیرد و میخواند و اینکار باعث می شود که تمرکزم را بکلی از دست بدهم ، گفتم خوب به ایشان چه بگوییم ، خبر خوانی مربوط به خود اوست . فقط اگر اشتباه بخواند مسئول است . شما سعی کن به او نگاه نکن ، اظهار داشت آخر من از نوع کار ایشان سرم گیچ میرود .گاهی باید نگاه کنم مواظب تمام شدن خبر او و شروع نوبتم باشم . روز دیگر در پایان بخش خبری از تهیه کننده خبر پرسیدم چرا گوینده زن این بار مثل همیشه نبود ، تمرکز لازم را نداشت و چند تپق غیر معمول زد ،او توضیح داد در این بخش آقای احمدی از اول تا آخر تمامی صفحه های تایپ شده خبر مربوط به خود را وارونه گرفته و خواند به نحوی که حال همکارگوینده اش از اواسط برنامه نامساعد شده و به سختی آن بخش را به پایان برد و البته برای مدتی به این بخش خبری برنگشت .
واقعیت این است که گوینده مسول تسلط بر متن و محتوای خبر موبوط به خود و ارایه درست آن بود ، نمیشد بابت چگونگونگی در دست گرفتن متن خبر ، دستورالعمل صادر کرد . اضافه کنم که آقای احمدی در کار خود مسلط بود ، کمترین تپق را داشت و به لحاظ ارتباط با همکاران کاملا مبادی آداب بود و رفتاری محترمانه داشت .
به نام آنکه جان را فکرت آموخت
چراغ روشنی در دل بیافرو خت
سلام به همه عزیزان،دوستان،آشنایان وجستجوگران عرصه رسانه و فرهنگ ،پس از سالها فعالیت در عرصه فرهنگ و رسانه و حاصل شدن فرصتی و البته بنابر تاکید و توصیه برخی از دوستان تصمیم گرفتم گاهی مواردی از دیدگاه ها،مقالات و نکاتی که احتمال مفید بودنش را میدهم در این وب نوشت منعکس شود . امیدوارم همه گفتگوها تلاشی برای تمرین تحمل نظرات یکدیگر ،بهتردیدن ، بهتر شنیدن و در نتیجه بهتر تصمیم گرفتن باشد .امری که جامعه ما به شدت به آن نیاز دارد .
چرا دُرج
از باب رویه معمول و شیوه مآلوف لازم بود برای وب نوشت حاضر نامی در نظر گرفته شود. برای این مجموعه نام دُرج به معنای جعبه کوچکی که در آن جواهر می نهند انتخاب کردم با این توضیح که "د" به اعتبار همکاری مستمربا دانشگاه و تدریس بیست وچند ساله ام از دانشگاه "ر" به اعتبار حوزه تخصصی و کار رسانه ایم که از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۸ در حوزه های مختلف صدا وسیما کار و مسولیت داشته ام از رسانه و "ج"به اعتبار هفت سالی که مدیریت شبکه جهانی جام جم را بر عهده داشته ام از جام جم برگزیده ام، حال اگر این نام درج هم خوانده شود مشکلی نیست چون معنی گنجاندن و نوشتن مطلبی در کتاب یا مانند آنرا میدهد.
در سال ۱۳۶۹پروفسور رُزنا ، استاد معروف و صاحبنظر روابط بین الملل در آمریکا ،به دعوت دفتر مطالعات وزارت امور خارجه و با پیگیریهای دکتر محمود سریع القلم استاد وقت دانشگاه شهید بهشتی که زمانی دانشجوی پرفسور درآمریکا بوده است به تهران سفر کرده بود. بطور اختصار در مورد آقای جیمز روزنا میتوان گفت که او، نظریه پرداز پر آوازه روابط بین الملل بوده ( درگذشت سال ۲۰۱۱ ) و تلاش کرده است تا تحلیل های سطح خرد و کلان را به هم پیوند زند، او مدل پیوستگی را ارایه داده است و بر عوامل و متغییرهای پنجگانه فرد ، نقش ،متغیرهای حکومتی ،متغیر جامعه و متغییر بین المللی تاکید میکند .در آنزمان مدیر کل واحد مرکزی خبر بودم و تولید برنامه های بررسی و تحلیل های خبری در موضوعات روز ایران و جهان در این مجموعه صورت میگرفت ، لذا در زمان حضور رزنو، از ایشان برای ضبط برنامه ای در مورد آینده تحولات جهانی ونقش کشور های در حال توسعه دعوت کردیم . آن روزها در عرصه بین المللی بحث فروریختن دیوار برلین ، اتحاد دو آلمان، آغاز تحولات منجر به فروپاشی شوروی سوسیالیستی و در کل موضوع نظم نوین بین المللی، در رسانه های جهان ، همچنین در رسانه های ایران مطرح بود. البته اینترنت ، سایت های خبری و فضای مجازی هنوز نبود .تعداد شبکه های رادیو تلویزیونی مجموعا کمتر از ده تا بودند ، روزنامه ها نیز پرتعداد نبودند .
پس از برنامه پروفسور رزنا و دکتر سریع القلم همراه با مدیر و مجری برنامه به دفتر واحد مرکزی خبر آمدند و نیم ساعتی به گفتگو نشستیم . پرفسور رزنا خطاب به ما گفت: می دانید که شما در جای خیلی مهمی نشسته اید چون نقش رسانه ها بویژه تلویزیون در عصر حاضر بی بدیل است .بخصوص بلحاظ تاثیری که بر آگاه سازی جامعه و پیشبرد دمکراسی دارد ،پاسخ دادم قطعا تلویزیون نقشش بسیار مهم است اما این تنها یک روی سکه است وبا توجه به آنچه که از دکتر سریع القلم راجع به نگرانی های پرفسور از سفر به ایران شنیده بودم ،به او گفتم شما تا قبل از این به ایران آمده بودید ؟ گفت خیر، گفتم شنیده ایم که شما از دیدن ماشین های جور واجور در خیابان های تهران تعجب کرده اید و منتظر دیدن شتر و گاری وکالسکه بوده اید یا می ترسیده اید که مردم در فرودگاه به جرم آمریکایی بودن به شما حمله کنند، این باور را از کجا آورده اید. ؟جز از طریق رسانه ها ؟پاسخ داد ، همین طور است، گفتم این همان روی دیگر رسانه هاست که می تواند شخصیتی همانند شما راکه استاد مسلم ومطرح عرصه روابط بین الملل در سطح جهان هستید، تحت تاثیر قرار دهد. این سخن برایش جالب بود و تایید کرد . البته پرفسور رزنا چند سوال هم از میزان آشنایی مان از سایر کشورها کرد ، اینکه کجا ها رفته ایم . . .و در مجموع گفتگوی خوبی داشتیم.
دکتر سریع القلم چند ماه بعداز این به ما گفت پرفسور رزنا پس از باز گشت به آمریکا ، در شرحی که طی مقاله ای در یکی از نشریات بین المللی ، راجع به سفر خود به ایران نوشته بود ، اشاره ویادی نیز به همین گفتگوی کوتاه مان کرده بود.