دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

میهن دوستی و ایران خواهی

 تقریبا همه افراد ، شخصیت های سیاسی ، فرهنگی ، روشنفکر ، هنرمند و اندیشمند ، در یک ایده و عقیده با هم مشترک اند، حتی آن هایی که در ایدیولوژی با هم متفاوت  و حتی مقابل یکدیگرند و آن وجه مشترک ، میهن دوستی و ایران خواهی است ، نقطه مشترک شاعرانی چون ، فردوسی ، سعدی و حافظ  ، از قرون مختلف تاریخی و با زمینه های متفاوت تربیتی ، تجربی و سبک و سلیقه شعری عرق به ایران و دوستی بی حد سرزمین مادری و خواستگاه رشد و تربیت شان است .در اندیشه نامدارانی که بر شمردیم  بزرگترین صفت بد و مایه شرم و ننگ ، بیگانه پرستی و ترجیح غیر به خودی و عاملیت غریبه ها و بیگانگان است ،  بیگانه پرستی یا غیردوستی در مقابل وطن دوستی و یاری به هموطن ،  حرکت در مسیر مخالف منافع ملی در همه کشورها و همه تفکرات و اندیشه های سیاسی بالاترین خیانت است و معاونت و معاضدت با غیر و بیگانگان تلقی  می شود .

  یادآوری این نکات در برهه فعلی صرفا از این بابت است که زمان به سرعت ابر و باد در حرکت است و روزگار در چرخش و حرکتش منتظر من  و او  و دیگری نمی ماند ، پیشینیان زیادی آمدند و رفتند ، ما نیز دیر یا زود می رویم و این آمد و شد ها ادامه خواهد یافت اما نام ها و یادها یکسان نخواهند ماند، 

   به قول شیخ اجل سعدی شیرازی :

     نام  نیکو  گر بماند   ز ادمی          به کزو  ماند  سرای زر نگار

سال دیگر را که می داند حساب     یا کجا رفت آنکه با ما بود یار

 آنچه کفتیم در تمامی جوامع و همه زمان ها جاری و ساری بوده  است ، در فرهنگ فارسی زبانان و تاریخ ایرانیان از سالیان دور این موضوع بسیار قوی و عمیق بوده است ، نمونه آن شاهنامه به عنوان یک میراث گرانبهای فرهنگی ، تاریخی است . شاید گفته شود شاهنامه یک مجموعه اساطیری است ولی شاهنامه به نوعی شناسنامه همه ایرانیان و مایه فخر و نشان عظمت ملت ایران در قرون و اعصار متمادی است ،در تاریخ قطعی و ملموس خودمان نیز شخصیتی همچون میرزا تقی خان امیر کبیر داریم که جانش را در راه اصلاح و بازسازی و استقلال ایران نهاد و در کنارش شخصیت سیاسی میرزا آقا خان نوری که او نیز صدر اعظم ناصرالدینشاه بود ولی هواخواه و مطیع امپراطوری استعمارگر بریتانیا ، قضاوت تاریخ به ویژه در طول زمان منصفانه است .

جایگاه سخنوری و افراط

 این روزها و پس از اتفاقاتی که به دنبال اعتراضات اخیر ، برخوردها و نیز تبعات بسیار سنگینی که برای جامعه ، کشور و حاکمیت داشت ، افراد زیادی  جان خود را از دست دادند ، خانواده هایی  داغدار شدند و لطمات سنگینی  از بعد اقتصادی و امنیتی  بر کشور وارد شد . در این ارتباط ،تحلیل ها و نقدهای زیادی صورت گرفت و همچنان صورت می گیرد . در این میان بعضا  لحن تندی از افرادی که در جایگاه های با مسولیت جمعی قرار گرفته اند  ،بسیار عجیب و غیر مدبرانه است ، سخنان نماینده ای که در برابر تروریستی اعلام کردن سپاه توسط اتحادیه اروپا ،پیشنهاد می کند  ایران سفیران  همه آن کشور ها را همه اخراج کند !! یا مفسر و کارشناس داخلی و خارجی که  در جوی احساسی در تلویزیون  بر طبل جنگ می کوبد  و امثال این نوع بیانات  ، در واقع هیچ دستاوردی که برای جامعه ندارد ، آثار و تبعات منفی و مخرب خود را نیز بر ذهن مخاطبان بر جای می گذارد .

 گویندگان در مجامع و محافل رسمی یا رسانه های عمومی ، قبل از هر سخن و نظری ، علاوه بر ،در نظر گرفتن شرایط جامعه ، به لحاظ فضای عمومی حاکم بر آن ، می بایست توجه لازم به تبلیغات و تهدیدات و رفتارهای تاثیرگذار روانی خارجی نیز داشته باشند . ارباب سیاست و نیز رسانه ، در هر حال و به هر طریق می بایست چهارچوب های پذیرفته شده جمعی ، احترام به دیگران و رعایت حقوق منتقدین و مخالفین نظرات خود را نیز مورد توجه قرار دهند  ، و چون از طریق  رسانه های عام و فراگیر  اندیشه و نگاه خود را در معرض دید و شنید دیگران قرار می دهند ، متوجه باشند که مخاطبان همه هم نظر او نیستند ، مخاطبان این رسانه خاص یا برنامه و نوشته مورد اشاره ، همه مخاطبان آن رسانه نیستند و آن رسانه یا تریبون ، همه مردم جامعه نیستند و گوینده یا سخنران مورد اشاره نیز بیان کننده و نماینده همه تفکرات جامعه نیست ، اگر  هر کسی ، در هر مقام و جایگاهی حد خود ، مردم و عموم جامعه را به خوبی بشناسد و مورد توجه قرار دهد ، حد اقل فایده آن جلوگیری از افراط گری و رعایت حال و امنیت روانی مردم در جامعه است .

تلاش مستمر نهادها ، ضرورت امروز کشور

 در یکی دو هفته اخیر کشورمان وضعی فوق العاده داشت ، انتقادات ، اعتراضات و سپس اغتشاشات ، قطعا پس از طی شدن این مرحله که البته برای کشور و مردمان این سرزمین بسیار پر هزینه بود و بسیاری جان خود را در راه  حفظ کیان وطن از دست دادند بحث و بررسی ها و تحلیل های کاملی می طلبد که طبعا با توجه به نیاز به اطلاعات دقیق و آمار و ارقام صحیح توسط مطلعین و صاحب نظران  ارایه خواهد شد .

آنچه در این چند سطر مورد نظر است یادآوری مسولیت ها و توجه به اولویت هاست . قبل از هرگونه فرافکنی و توجیح و توضیحات تکراری ،

زمانی که اوضاع دیگر گون و جو احساسی به حق ملتهب می شود ،بعضی که همیشه سخن گو و بلندگو  و در بسیاری از زمینه ها مسول بوده اند ، دم فرو می بندند و پس از  اینکه آب ها از آسیاب می افتد،سخن فرسایی ها شروع می شود ، سخن گفتن اشکالی ندارد ، ولی لازم است هر مسولی  در جایگاه خود  قبل از سخن گفتن  به رفع و رجوع اشکلات و حل مشکلات تعریف شده حوزه خود بپردازد ، نماینده مجلس فقط نقش سوال کنندگی و نظارت ندارد ، لازم است از میزان مشارکتش در وضع قوانین درست و کارآمد برای گشایش امور و رفع مشکلات مردم در حوزه تقنینی و نیز رفع قوانین و مقررات دست و پا گیر و در عین حال مراعات همه موازین پاک دستی و اولویت دادن به مردم ، کوشا و پاسخ گو باشد ، مسول دولتی نیز نسبت حوزه مسولیتی خود و میزان جدیت و تلاش برای رفع موانع و مشکلات در حد توان و اختیار تفویض شده پاسخگوست  و این پاسخگویی همیشگی است ، به مقطعی خاص  اختصاص ندارد .  سازمان هایی هم وجود دارند که مستقیما زیر نظر دولت نیستند ، آن ها نیز به ویژه هر کدام که از بودجه عمومی تغذیه می شوند ، نیاز به مراقبت و پاسخگویی دارند .

رسانه های عام و فراگیر ، خاصه سازمان بزرگ و پر هزینه صدا و سیما  که از بودجه عمومی  کشور استفاده می کند ، وظیه خطیر و سنگینی بر عهده دارد، این سازمان نیز در همه حالات اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی موظف به خبر رسانی ، آگاهی بخشی ، تولید محتوا و پوشش دادن به اوقات فراغت  مردم در سنین و طیف ها و فرهنگ های مختلف است .

اینکه در تحولات سیاسی و اجتماعی امثال وقایع ۱۸ و ۱۹ دیماه ۱۴۰۴ و بسیاری از رویدادهای مشابه دیگر ، دخالت خارجی نه تنها مشهود است ، بلکه به صراحت توسط بنگاه های خبری و تبلیغی قدرت های خارجی  اعلام و تبلیغ می شود ، هیچکدام از این گزاره ها از بار مسولیت نهادها و ارگان ها و مجموعه های برنامه ریز و مجری  و موظف ، کم نمی کند ، بلکه  اتفاقا درست و پیگیرانه عمل کردن این مجموعه ها ، از  بار انتقادات و اختلافات و مشکلات می کاهد ، نهادهایی مثل اورژانس و آتش نشانی و امثال آن ها نیاز به آمادگی برای  امداد رسانی در مواقع ضروری دارند ، ولی در مورد سایر نهادها ، بر خلاف آنچه که در وادی امر به نظر می رسد ،این نیاز ، یعنی تلاش برای اقدام ، حل مشکل و رفع نگرانی مردم نیازی مستمر و پیوسته است که لازم است برای آن فرهنگ سازی شود، چرا فقط بار زحمت مواقع تعطیلی که آن هم تعدادشان کم نیست بر روی دوش کارکنان بعضی از ادارات و سازمان هاست و سایرین تعطیل مطلق ، عجیب است که به لحاظ حقوق ماهانه نیز اختلافی بین مجموعه های شبانه روزی با کار مستمر با سایر ادارات وجود ندارد !!؟؟ قطعا عدالت و انصاف حکم می کند که گروه اخیر نیاز به توجه و پشتیبانی بیشتر و رفع تبعیض دارند .