محدودیت ها ، چهارچوب های تنگ یا تعریف نشده ، مچ گیری های جابجا یا نابجا تا دلتون بخواهد داریم ولی در عوض آزادی های بی حساب هم برای سخن های بی حساب و کتاب ، حرف های صدمن یک غاز ، تحلیل های آبکی ، روشنفکری های زورکی ، پیش بینی های چپکی و عرض اندام های پفکی هم به هر میزان که بخواهید در فضای عمومی جامعه فراهم است .
آقایی که سال ها در خارج بوده و هنوز هم هست به اعتبار اینکه زمانی مشاور فلان هیات مذاکره کننده بوده ، بدون اینکه مشکلات درون جامعه را لمس کند ، زمستان سرد برای اروپا و در عوض شرایط نرم و گرم برای داخل پیش بینی کرد ، همان که دقیقا خلافش اتفاق افتاد ، اما یکبار یک مسول از او نپرسید که چرا این چنین حرف میزنی یا اصولا تو چرا برای مقوله های این چنینی حرف میزنی در همان محیط گرم زمستان سرد خارجت بمان و همانجالذت ببر
نماینده که با محاسبات دقیق ریاضی طبق گفته کارشناسان تنها ۴چهار درصد از آرای مردم را از آن خود کرده ، در مورد مسایل سیاست خارجی و روابط با دیگر کشورها حرف های بی ملاحظه ای میزند که عواقب و پیامدهایش را باید ۹۶ درصد دیگری که به او رای نداده یا اصولا چنین کسی را نمی شناسند بپذیرند والزاما بهایش را بپردازند !!
آقای تصمیم گیرنده برای فضای مجازی با افتخار میگوید یا بقول خبری ها اعتراف میکند که دو پسرش در انگلستان مقیم اند و همانجا همسر اختیار کرده اند یعنی اینکه گل پسران از فضای باز رسانه ای و به دور از فیلتر و فیلترشکن کشور محل اقامت روزگارشان را در جوار مرقد مرحومه ملکه الیزابت دوم به خوشی و خرمی روزگار را می گذراند!۱ و لی زمان تصمیم گیری برای رفع فیلترینگ همین پدر صادق و پرمحبت برای فرزندان ،مخالف ، موافق ، مخالف موافق ها ، موافق مخالف ها و. . . موضع میگیرد اما طبق گفته مشاراالیه بچه ها به حمدالله پسران خیلی خوبند .!؟
نماینده دیگری که زمانی در حوزه انرژی هسته ای مسولیتی داشته به راحتی می گوید از مقطع هسته ای شدن عبور کرده ایم ، خوب اگر اینطور است که کار تمام است ، دیگر جنگ و دعوا و معامله و مذاکره و مصاحبه نیاز نداریم !!؟
مداحی هم در یکی از استان ها در مراسمی هرچه دلش میخواهد نثار مقامات یکی از همسایگان میکند و آن ها سفیر ایران را میخواهند و به او تذکر می دهند ، خوب مشخص است ، وقتی بعضی از مداحان در مراسم های مذهبی کلی قصه و حکایت های بافتنی و تخیلی به امامان و شخصیت های مذهبی و مورد احترام مورد نسبت می دهند و با اخطار و تذکری هم روبرو نمی شوند ، در سایر حوزه های غیر مرتبط نیز دخالت می کنند، چون اصولا درک درستی از منافع ملی و ضررها و هزینه های بین المللی ندارند .
حکومت اسراییل تنها حکومتی است که به دلیل حمایت و همراهی بی دریغ آمریکا ، بدون ملاحظه و نگرانی از محکومیت ها ، اعتراضات ، حق کشی ها به بمباران مناطق مسکونی در غزه ، لبنان ، سوریه اقدام کرده و همچنان به نادیده گرفتن آوراگی ، گرسنگی ، کشتار مردم غزه و سایر مناطق ادامه می دهد .
طبق خبرهای رسمی خبرگزاری ها اسرایل تا کنون بیش از ۴۵ هزار تن از مردم غزه و بیش ۴ هزار تن از مردم لبنان و هزاران نفر از مردم سوریه را کشته و حدود سه برابر این میزان را مجروح وبرای همیشه نقص عضو کرده است . چند روز پیش در مجمع عمومی سازمان ملل ۱۵۸ کشور به محکومیت اسراییل در اقدامات وحشیانه در سرکوب فلسطینی ها رای دادند و تنها ۹نه کشور غربی به سردمداری آمریکا در حمایت از اسراییل پرداختند . با همه این ها جنایات اسراییل در همه مناطق پیش گفته همچنان ادامه دارد .در خبرها آمده است که طی حدود شش روز گذشته نظامیان اسراییلی ۴۵۰ بار به مناطق مختلف سوریه حمله کرده اند و طی این عملیات یکطرفه و بدون مانع ،علاوه بر زیر ساخت های نظامی اعم از تجهیزات نظامی هوایی ، زمینی و دریایی ، اکثر فرودگاه ها را تخریب و عملا از کار انداخته است ، در این میان ترکیه که قبل از این ماجرا با اسراییل رابطه نزدیکی داشت با تظاهر به اهدافی انسانی برای مردم سوریه صرفا به دنبال منافع خود بوده و در تداوم استقرار نیروهای نیابتی خود ، آمریکا در پی حضور مستمر و حفاظت از پایگاه ها و تقویت نیروهایش و روسیه تنها درخواستش در امان بودن پایگاه های مستقر خود ، مسلحین یا مخافین ترکیبی از انواع نیروهای ضد اسد نیز اعلام کرده اند که بنای جنگیدن با اسراییل را ندارند ، در نتیجه اسراییل بدون هر گونه مانع و مقابله داخلی و خارجی به تهاجمات خود ادامه می دهد . در مقابل امیدواری اولیه جمعیت زیادی از آواره ها و پناهندگان برای بازگشت و اقدام به حرکت برای این منظور ، بخش های قابل توجهی از مردم تازه در حال رانده شدن و تجربه آوراگی هستند . کسانی که هیچ سازمان بین المللی ، کشور همسایه یا نهادهای مردمی توجهی به آن ها ندارند و در روزهای بسیار سرد آخر پاییز با شرایطی سخت و جانکاه روبرو شده اند ، بنابر آنچه که برشمردیم ، در این هیاهوی افسارگریخته هیچکدام به طور قطع و یقین برای سوریه و مردمش دلسوزی ندارند.
بعید است که داستان رنج و محنت های مردم سوریه تنها با رفتن بشار اسد و دار و دسته او به این زودی ها پایان یابد . امیدواریم ، در همه جای جهان مردم در امن و آسایش و از خطر فقر و فلاکت و آوارگی و مهاجرت اجباری به دور باشند .
ساعاتی پس از شب گذشته و در اولین ساعات آغازین امروز رسما پایان دولت بشار اسد اعلام شد ، بدین وسیله دوران حاکمیت خاندان اسد ، حافظ اسد و پسرش بشار اسد تمام شد . حافظ اسد خود در یک کودتا زمام قدرت را دردست گرفت و علاوه بر دبیرکلی حزب بعث سوریه ، فرماندهی کل نیروهای نظامی را نیز عهده دار شد و به عنوان رییس جمهور از سال ۱۹۷۱ م تا سال ۲۰۰۰ میلادی با همین عناوین حاکم سوریه بود ، البته قبل از این موقعیت ، حافظ اسد نخست وزیر بود . بعد از او هم پسرش ،بشار اسد به عنوان رییس جمهور بر مسند قدرت نشست و تا این زمان حکمرانی کرد .
نیروهایی مسلحی که اینک شهرهای مختلف سوریه و در نهایت دمشق را به تصرف خود درآوردند ،قبل از این در طیف گسترده ای از باقی مانده های ، القاعده ، داعش ، النصره بو دند و در نهایت بخش عمده ای از آن ها در تشکلی به نام تحریرالشام گرد هم آمدند ، مخالفین و مبارززین کرد خود شاخه های مختلف و اهداف متفاوتی دارند ، در مرحله مخالفت و براندازی حکومت اسد ، گروه های مخالف یاد شده با یک هدف واحد طی چند روز بر مناطق مختلف کشور سوریه مسلط شدند ، شکل ورودشان به پایتخت به گونه ای بود که نوعی هماهنگی با کشورهای همسایه و سایر قدرت ها را برای پرهیز از کشتار بیستر و حفظ امنیت عمومی را نشان میدهد . از طرفی به دلیل بی انگیزگی نیروهای ارتش و نیز خستگی مردم طی سالهای طولانی جنگ و برخورد، مقاومتی از خود نشان ندادند ، بر این اساس قدرت های دوست و پشتیبان فرا مرزی نیز اقدامی جدی در حمایت به عمل نیاوردند .
با این همه ،با توجه به تعدد گروه ها با سوابق و گرایش های مختلف و نیز اهداف و مطامع قدرت ها پشتیبان ، بطور قطع یقین این توافق نسبی ناپایدار خواهد بود و به زودی شاهد کشمکش های درونی برای به دست آوردن سهم بیشتر قدرت در اداره کشور سوریه خواهیم بود ، دخالت ها و انتظارات بازیگران خارجی و نیز مطامع رژیم اسراییل ، همه و همه به گونه ای خواهد بود که از این پس شاهد، تحولات ، تغییرات ، دگرگونی ها و مداخلات بیش تری در این کشور خواهیم بود تا بالاخره به شرایطی متوازن برسند ، آنچه مسلم است اینکه ،حاکمیت حزب بعث سوریه و حاکمیت خاندان اسد ، پس از نزدیک به ۵۴ سال به پایان رسیده و در چشم انداز آینده کشور به هیچ وجه سهمی برای آنان قابل تصور نیست .