دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

تامل ، تفکر و تصمیم

 این روزها  فضای عمومی جامعه اعم از فضای واقعی تا فضای مجازی که آنهم بر خلاف نامش  بخشی از واقعیت زندگی همه ما شده است، لبریز شده است از خبرها ، تحلیل ها ، تعریض ها ، تاکیدها و واکنش ها نسبت به نقل و نظر ها . . . در این شرایط است که بیش از هر زمان دیگر به شناخت درست از مقوله ارتباطات ، خبر ، رسانه و به ویژه سواد رسانه نیاز داریم . در دوران ضعف و نبود رسانه های پرقدرت مرجع و  اعتماد نداشتن بسیاری از مردم به رسانه های عام همانند رادیو و تلویزیون  رسمی کشور ، چاره ای نداریم جز  تامل و سپس تفکرنسبت به آنچه که می بینیم ، میخوانیم و  مخاطبش قرار میگیریم .

 چه بسیار نقل قول هایی که از اساس دروغ هستند و در معرض آن ها قرار میگیریم و به عنوان مخاطب نسبت به پذیرش و درک آنها ، موضع و تصمیم مبنی بر قبول یا رد  و حتی تصمیم و اقدام عملی هم میگیریم . چه  خبرها و نقل هایی که دستکاری شده و راست و دروغ با هم مخلوط شده اند و تفکیک و تشخیص آنها برخلاف آنچه در وهله اول تصور میشود کار آسانی نیست حتی برای کسانی که عمری را با این موضوعات سر کرده اند. طبعا نباید انتظار داشت که مخاطب عادی در جامعه بلافاصله بابررسی و  آنالیز  دادهای دریافتی ، متوجه درستی و نادرستی آنها بشود .

با این همه پیشنهاد میشود که در این آشفته بازار خبر دهی ، خبر رسانی و وفور نظرها و خبرها و تحلیل ها ، قبل از هرچیزی اندکی تامل و تفکر داشته باشیم ، هر خبری و هر نظری را بلافاصله رد یا قبول نکنیم . زمینه بحث را بشناسیم ، گوینده و سوابق او یا حزب و جریان پشت موضوع و نیز منبع و رسانه منتقل کننده ، میزان اعتبار آن ، سوابق استقلال رسانه ای آنرا بررسی کنیم . البته این همه برای افراد کاملا فعال و کارشناس و مدعی دانش حوزه های ارتباطی و رسانه ای لازم است ولی برای مخاطبان عادی  میتوان تنها همان تامل و سپس تفکر را به عنوان مقدمه هر نوع تصمیم و اقدام بعدی تقاضا کرد تا حتی المقدور برداشت ها مقرون به صحت گردد .

اظهارات پر هزینه اشخاص کم اطلاع

 این روزها ، رسانه های رسمی ، صدا و سیما همچنین فضای مجازی پر شده از اظهارات  غیر سازنده بلکه ناصواب ، غیر تخصصی  و هزینه ساز برای کشور و ملت ، متاسفانه این صحبت ها تنها در چند حوزه به خصوص  یا از طریق  افرادی بخصوص و در محدوده یک قشر ، صنف یا تخصص خاص صورت نمیگیرد . موضوع مربوط به امروز و دیروزهم  نیست ، اما میشود گفت که در تحولات و نا آرامی های اخیر حجم و تعداد و تکرار این قبیل اظهارات بیشتر و بیشتر شده است .

 فوتبالیست راجع به اقتصاد و سیاست صحبت میکند . فلان  روحانی و امام جمعه در مورد روابط بین الملل ،سیاست خارجی و اقتصاد سخن میگوید .  آن یکی پنبه سلبریتی ها را میزند  که همه انها چنین و چنان هستند ،یا ورزشی ها فلان و بمان هستند  و . . . این سیر شلوغ و پلوغ و بی قواره ادامه دارد .

 البته ابراز واظهار نظر هر فردی در هر موضوعی آزاد و از اختیارات و حقوق فردی یک شخص در جامعه است ولی وقتی کسی از تریبون عمومی و خطاب به طیف های وسیعی سخن میگوید یا یک راجع به یک طیف وسیع و حرفه ای گسترده سخن میگوید،، دیگر از محدوده  فردی و اظهارنظری شخصی خارج میشود ، در این گونه موارد گوینده باید به خوبی از چهارچوب های رسانه ای ، فرهنگ عمومی ، اوضاع اجتماعی و منافع ملی آگاه باشد . معمولا حرف زدن  بی مبنا و منطق  کار سختی نیست ، اما درست و به جا، به موقع  و مفید سخن گفتن  تکلیف تمام گویندگانی است که از ابزارهای عمومی ، رسانه های جمعی و منابر و مجاری عمومی بهره میگیرند  ، رد هر حال و به هرصورت باید برای آحاد مردم ، صنوف و حرفه های مختلف در  کشور و  عامه ملت ، منافع عمومی و ملی و آیندگان این مرز و بوم احترام و اعتبار قایل بود صرف دسترسی داشتن به یک تریبون نشان از داشتن صلاحیت برای مخاطب قرار دادن مردم نیست ، گوینده و سخنران نید باید شان سخن گفتن ، فرهنگ درست و به جا گفتن همراه با رعایت احترام به دیگران  را بداند و به اجرا بگذارد  .

 صدا و سیما در این میان رسالت سنگینی دارد . نباید یک یا چند کارشناس در برنامه های مختلف بطور تکراری راجع به همه چیز سخن بگویند ، از تحولات داخلی تا سیاست خارجی ، از روابط بین الملل و بالاخره فردی در حوزه ای مطالعه ، تخصص و تجربه دارد ، هزاران کارشناس برجسته در کشور وجود داراند ، لازم است قدری دایره تنگ کارشناسان، گسترده تر و سعه صدر مدیران وسیع تر و مشارکت ها فعالانه تر شود تا اعتبار رسانه نیز قدری ترمیم شود .

گفتن بهتر از سکوت است

 سعدی شاعر بزرگ ایرانی میفرماید :

 دربساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست     یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل  یا خموش 

 توصیه سعدی شاعر و حکیم توانای ایران همانند سایر پند و اندرزهای این شاعر بزرگ  همواره سازنده است ، اما وقتی که لازم است صحبت شود و با گفتن و شنیدن برخی نکات روشن و  ابهامات برطرف میشود ، چه بهتر که اینکار انجام و روشنگری شود، به فرمایش سعدی شایسته این است که سخن دانسته و بایسته گفته شود  .

این روزها در مورد حوادث پیش آمده ، اعتراضات و درخواست های اقشار مختلف از جمله دانشجویان و گروه هایی از جوانان دهه هشتادی، برخی از کارشناسان ودست اندرکاران صحبت هایی داشته و دارند . فارغ از اینکه صحبت های یادشده به چه میزان گره گشا و روشنگر میتواند باشد ، سخن ناروا نگفتن ، احترام به مخاطب و تلاش برای شنیدن نظر دیگران و گفتگو در همان چهارچوب ها ، میتواند گام موثری تلقی شود . آقای مهندس ضرغامی رییس اسبق صدا و سیما ، از جمله مسولانی است که تا به حال در چندین نوبت نسبت به مسایل جاری و خواست جوانان معترض سخن گفته و با ذکر این نکته که غالب مسولان زبان و بیان جونان امروزی را نمیشناسند و لازم است این انشقاق و فاصله نسلی به هر نحو کم و کمتر شودتلاش کرد قبل از هرچیز  بر اشتراک معنا نسبت به بیان و سپس ایجاد مفاهمه یا لا اقل کم کردن فاصله ها توجه شود. اینکه مهندس ضرغامی به نقل از یک بازجو در اعتراضات اخیر میگوید  در بازجویی از جوانان معترض نه من می فهمم آنان چه میگویند و نه آنان می فهمند من چه میگویم ، دقیقا اوج مشکل و نگرانی در همین جاست ، نداشتن درک متقابل ، نفهمیدن زبان یکدیگر ، نداشتن تعریق مشترک واژه ها و ومفاهیم  که می بایست اساس حرف و بحث و نظر باشد تا بر این اساس اشتراکات دریافت و افتراقات حل و فصل شود .