نفوذ و رسوخ ابزار ارتباطی نوین به ویژه امکانات فضای مجازی به نحوی شده که هرکس ، هر حرف و مدعایی دارد در آن مطرح میکند ، فرض نویسنده و مدعی این است که پیام به هرترتیب به سمع و نظر مخاطب هدف میرسد و مخاطب مورد نظر ،صحت و سقم پیام را تایید یا تکذیب میکند. زمانی سخنگویان و سیاستمداران کشورهای مختلف در مورد دیگران ابراز نظر میکردند ، اگر مخاطبان مد نظر پیام ،بلافاصله اعلام موضع نمیکردند ، پیام دهندگان این بی عملی را نشانه پذیرش یا ناتوانی طرف در پاسخ تعبیر میکردند که برای مثال فلان کشور یا فلان شخصیت چند روز است چنین نظری را داده است و کشور یا شخصیت هدف ، عکس العملی نداشته لذا آنرا پذیرفته، چون کشورها معمولا عکس العمل ها ، پیام ها ، رفتارهای شخصیت های دیگر کشورها را از طریق نمایندگان خود رصد میکنند ، از طریق امکانات رسانه ای مونیتور میکنند وبنوعی در جریان قرار میگیرند . امروزه این نگاه و باور به حوزه های محدودتر ، حتی حریم شخصی اشخاص معروف یا سابقا معروف ، هنرمندان ، سلبریتی ها ، صاحب نامان و صاحب نظران نیز کشانده شده است ،کسی منتظر دیده شدن پیام نمی شنید چون فرض پیام دهنده فضای مجازی دیده شدن پیامش توسط مخاطب هدف است. گاهی هم برای محکم کاری ذیل پیام مکتوب یا محتوای صوتی ، تصویری ، می نویسند آنقدر فوروارد کنید تا به دست مسولان ذیربط یا مخاطبان پیام برسد ، این تاکید در حکم پست سفارشی یا به قول معروف دوقبضه کردن است .
فضای مجازی و امکانات ارتیاطی و رسانه های الکترونیک برای فعالان رسانه ای و کاربران فضای مجازی، هیچ جای مکث و تامل و تاخیر نگذاشته اند ، فرض همیشه آنلاین بودن همه فعالان شده است ، سرعت از این سریعت تر و وسعت از این وسیع تر نمیشود.بسیاری ازسیاستمداران و مسولان عالیرتبه در کشورهای مختلف با وجود در دسترس داشتن رسانه های قدرتمند و فراگیر ، شخصا در اینستاگرام ، توییتر،فبس بوک یا بصورت زنده اعلام نظر میکنند و دیگر رسانه ها به سرعت آن دیدگاه ها را مجددا پوشش میدهند .
این روزها بحث هایی در مورد کنترل بیشتر و محدود سازی فضای مجازی مطرح شده است و از سویی برخی رخدادها مثل پخش کلیپی با اظهارات برخی از شاهدان مبنی بر برخورد فیزیکی یک نماینده مجلس با سرباز وظیفه مسول کنترل خط ویژه ، بیش از پیش توجه مردم را به خواص فضای مجازی جلب کرده است ، چون بارها موارد مشابهی از پیش آمدها ، برخوردها ، تخلف ها توسط شهروندان یا به عبارتی شهروند خبرنگاران و از طریق فضای مجازی منعکس شده است ، اتفاقا عکس العمل ها و اقدامات سازنده ای نیز متعاقب اکثر این انعکاس ها صورت گرفته است و در غالب موارد، حاصل حضور و تلاش شهروند خبرنگاران با انگیزه تادیب خاطیان ، اصلاح امور و منزه ساختن جامعه از طریق نظارت مستقیم مردم بوده است.امری که بسیار مبارک و افتخارافرین است و قطعا بر مسولان امر لازم است که از چنین عزم همراهی مردم درنظارت بر امور و تفکیک ، خادمان و خاینان یا مزاحمان با مدافعان در جامعه قدر دانی کنند.
اینکه فضای مجازی میتواند مورد سو، استفاده نیز قرار گیرد و محلی برای تخریب دیگران یا فریب بعضی باشد مثل هر امکان و فرصت دیگر میتواند موضوعی در خور توجه باشد ، و حتما می بایست نظارتی برآن باشد . جالب است که در کشور توسعه یافته و مدعی مثل آمریکا ، حتی برخی شبکه اجتماعی نوشته های رییس جمهور وقت ( ترامپ) را در انتخابات اخیر آن کشور خلاف مصالح یا تحریک کننده اذهان تشخیص دادند و جلو فعالیت ترامپ را گرفتند .بنابر این نظارت کلی بر محتویات و فعالیت های فعالین و کاربران در فضای مجازی همانند سایر ابزار و امکانات رسانه ای امری پذیرفته است ، اما نباید این موضوع مانند چماقی بالای سر کاربران و فعالان فضای مجازی نگه داشته شود ، در یکی دو روز پیش یکی از نمایندگان تهران در مجلس ، با استفاده از امکانات فضای مجازی اظهار نظری مخالف آن کرده بود و درخواست مسدود کردن یا محدودیت جدی آن شده بود . یک دوگانگی و به اصطلاح پارادوکس عجیب ، بنظر میآید که نماینده مذکور با این نگاه منفی که با فضای مجازی دارد لااقل خودش نباید ازآن استفاده کند ،!
یک زمانی کارشناسان ارتباطات میگفتند بدون استفاده از ابزار جدید ارتباطی نمیتوان از توانمندی های ارتباطات جدید گفت یاآنرا نقد کرد ، در حال حاضر حوزه مجازی که خود امکان بسیار وسیع و سهل الوصولی از مجموعه عظیم ارتباطات روز برای مردم شده است، فرد نقاد یا تحلیگربدون شناخت درست و بهره برداری از آن نمیتواند در مورد آن نظر بدهد ، نظری که مورد توجه کاربران این حوزه نیز باشد .
در خبرها آمده بود که در جریان بررسی بودجه سال ۱۴۰۰ ، مجلس که این روزها در کمیسیون تلفیق و صحن علنی مطرح و در حال بررسی است، مدیریت و نظارت بر فضای مجازی را به صدا و سیما سپرد و کمیسیون تلفیق نیز دو ۲ هزار میلیارد تومان را برای این فعالیت و تامین محتوای مرتبط با فضای مجازی پیش بینی کرد ، گرچه هنوز کارتصویب بودجه سال آینده و محورهای تحت بررسی قطعی نشده بصورت قانون در نیامده ، ولی اظهارات قبلی برخی نمایندگان ، پیشنهادات برخی کمیسیون ها ، بی عملی یا نا توانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در توضیح و توجیه ناکارآمد و زیان بخش بودن پیشنهاد یاد شده ، قرارداشتن تریبون وسیع صدا و سیما در اختیار مدافعان پیشنهاد ، همه حکایت از عملی کردن این پیشنهاد فارغ از نتایج و بازتاب عملی آن در جامعه است .
دغدغه داشتن بابت تامین محتوای مناسب برای فضای مجازی ، امری نیکوست ، اما ای کاش برای سپردن مسولیت مدیریت و نظارت بر امور مرتبط به محتوای فضای مجازی با متخصصین ، و کارآشنایان و افراد با تجربه در حوزه فضای مجازی بطور کامل مشورت و سپس تصمیم گیری میشد .
واقعیت این است که دستگاه عریض و طویل صدا و سیما با ده ها هزار کارمند ، ده ها شبکه تلویزیونی و بیش از ۱۰۰ شبکه رادیویی اگر بتواند سروسامانی به گردش امور خود ، محتوای برنامه ها و جذب مخاطب و جلب اعتماد آنان بدهد ،به قول مردم برای خود شق القمری است . اینکه کل مجموعه شبکه های صدا و سیما در یک مدیریت ، یک نگاه ، یک سلیقه متمرکز و تجمیع شده ، امکان و ظرفیت عظیم فضای مجازی قابل مدیریت نیز به این انحصار و تمرکز اضافه شود ، اتفاق فوق العاده ای نخواهد افتاد ، الا اینکه رسانه های رسمی کشور بخشی از مخاطبان با سلایق متفاوت را از دست خواهند داد .
اگر نمایندگان مجلس علاوه بر نظر مدیریت صدا و سیما ،با صاحب نظران با تجربه در حوزه تهیه محتوا و ساخت برنامه در مجاری خارج از صدا و سیما نیز مشورت میکردند ، برنامه سازانی که توانسته اند با ساخت فیلم و سریال و ارایه ان به مخاطبان در فضای مجازی به جلب نظر و اعتماد مخاطب بپردازند ، کسانی که در این شیوه به مراتب از تلویزیون موفق تر بوده اند . قطعا به چنین تصمیمی نمیرسیدند. در مجموع بنظر میرسد ساماندهی تهیه ، تولید و پخش محتوا بنوعی که از تنوع لازم برخوردار باشد و سلایق مختلف را پوشش دهد به نفع مردم و برنامه ریزان خواهد بود و طیف های وسیع تری از مردم این مرز و بوم را پوشش خواهد داد .