ضرب المثلی در قدیم بوده که میگفتن ، حرف حساب جواب نداره و حرف مفت مالیات نداره
این که حرف حساب جواب ندارد ، نظری درست و متقن است ، اگر در واقع حرف وسخن گوینده اساسی و حسابی باشد، مشخص است که گوینده قبل از بیان و علنی کردن نظر خود ، بررسی ها و محاسبات لازم را کرده و در این صورت بخش اول ضرب المثل کاملا درست است ، اما در مورد مالیات نداشتن حرف مفت این دیگه در این روزگار واقعا حرف مفتی است ،!! مالیات نداشتن منظور هزینه بر نبودن ، ضرر نداشتن و پیامد منفی نداشتن بوده ، ولی در دور و زمانه ما با پیوستگی که از طریق امکانات ارتباطی به ویژه فضای مجازی ایجاد شده ، کوچکترین سخن بازتاب و پیامد متناسب با خود دارد را دارد ، نمی شود ، تفننی یا از روی بی اطلاعی یا برای در صحنه بودن و مطرح شدن حرفی زد و با این برداشت که چیزی گفتیم و گذشت ! از آن عبور کرد ، عجیب است که چنین امر ساده ای را هنوز خیلی ها در این کشور درک نمی کنند ، تعداد کسانی که حرف مفت می زنند و کشور بابت آن هزینه پرداخت می کند و برخلاف تصور و درکشان ، دیگران از آن راحت نمی گذرند زیاد به نظر می رسد ، شاید هم این تعداد زیاد قبلا هم بوده ولی چون دسترسی به رسانه های رسمی یا غیر رسمی و امکانات ارتباطی شخصی برایشان فراهم نبوده و به راحتی در دسترشان نبوده ، ولی حالا این امکان فراهم است ، بیشتر به چشم می آیند . سالهاست مدیر یکی از روزنامه ها ، در هر قضیه ای تهدید می کند یا درخواست می کند که در برابر فلان سخن یا رفتار غرب ، تنگه هرمز را ببندید ، آنقدر گفت وشعار داد و تکرار کرد که تنگه را از قدر و منزلت و اهمیت اولی انداخت ، نه اینکه تنگه امروزمهم نباشد ولی کشورهای ذیربط ،درصد ی از فعل و انفعالات اقتصادی به ویژه عبور نفت ، با دورزدن مسیر ، کشیدن خط لوله نفتی از خشکی به طرف دریای سرخ و قدری از حجم عبور را کم کردند .
دیگری به جای شادی و نشاط و روحیه بخشیدن به مردم و تشویق و تقویت در مسیر افزایش امید به زندگی ، خبر از طراحی ترسیم جهنم و دعوت از تعدادی برای عبور از پل صرات و خوابیدن در قبر می دهد ! دیگران هم می گویند که تمام سالهایی که گذشته از مشکلات و گرفتاری های روزمره دیده یا بحث و سخن گوینده ها و سخنرانان از روی منبر در توصیف جهنم شنیده ایم ، چرا هیچگاه از بهشت و شادی و امید به آینده نمی گویید و ترسیم نمی کنید و آموزش نمی دهید . امام جمعه ای خواب خود را برای جماعت تعریف می کند، تعداد خواب ها هم زیادند ، تمامی خواب ها هم در چهارچوب خواست و دیدگاه شخصی سخنران هستند ، ذره ای تغییر و تصحیح و اصلاح در آن نیست !؟. یکی دیگر در جایگاه مسولیت روز و ماه و سال فوت شخصیت دیگر را می شمارد و احتمال رمز و راز داشتن این اعداد و تقدس داشتن شخصیت مورد نطر می دهد و بعداز اینکه این صحبت ها ،بازتاب منفی می یابندد ، اصلاحیه و بیانیه می دهند که نه منظور این بوده که محتمل است چنین مفاهیمی داشته باشد ، بهتراست ،علما و فقها و عقلا در موردش فکر کنند و نظر دهند .!؟ حالا که چی ، چرا فکر می کند ، اندیشه نابی را مطرح کرده و انتظار دارد دیگران ، آن هم شخصیت های فکری و معتبر در مورد حدس و گمان او نظر بدهند .
باور کنیم که حرف مفت در زمانه ، تبعات دارد ، هزینه به بارمی آورد ، مالیات دارد .!!
وضعیت دهشتناک و مظلومیت مردم بی پناه ، آواره ، زجر کشیده و قحطی زده غزه به جایی رسیده که یک مخاطب عادی حتی نمی تواند شرح وضعیت هر روزه ،بی سر پناه بودن مستمر و بی سقف بودن ، خوابیدن در میان خرابه ها و در کنار کشته هایشان را بخواند یا از رسانه ها بشنود ، چه بررسد به اینکه تصویر بمباران ها و کشتارها را در فضای مجازی و شبکه های تلویزیونی مشاهده کند ،.معمولا در مرور بر ماجراهای حزن انگیز ، روایت داستان های ملی یا روایت ها مذهبی نبرد مظلوم با ظالم ، آنچه که باعث تاثر مخاطب میشود ، هم ذات پنداری است با شخصیت های ماجرا ، چون انسان ها دارای عاطفه ، عقل و وجدان هستند و نمی توانند نسبت به ظلم و جنایت و خیانت در حق هم نوعان خود بی تفاوت و بی احساس باشند ، حتی عاطفه انسان ها در مرور بر این گونه روایت های تاریخی مربوط به قرن ها پیش تحریک و اشک ها سرازیر می شود. . اما امروز مردم جهان با یک ماجرای غم انگیز و بی عدالتی عظیم و در حال وقوع پیش چشمان خود روبرو هستند، تکنولوژی باعث شده است که اسراییل با همه تلاشش نتواند جنایات خود را پنهان کند ، با این همه چندان هم اهمیتی به افکار عمومی جهانیان نمی دهد ، تا آمریکا و دیگر هم پیمانان و پشتیبانان از اسراییل و اقدامات غیرانسانی و سبعانه آن حمایت می کنند بلکه به سرکوبگری ان کمک و حمایت می کنند، این روند ادامه دارد ،عجیب تر اینکه این همه ظلم و حملات مرگبار و کشتار بی شما و به خاک و خون کشاندن کودکان و زنان و همه بازماندگان در باریکه غزه ،دولت های کشورهای اسلامی به ویژه عرب ها را که همواره در شعارهای ملی و ترانه های حماسی خود از غرور و تعصب عربیت می گویند به واکنش نکشانده ، ارتباطشان با صهیونیست ها ادامه دارد ، مراودات اقتصادیشان برقرار است و حتی از محکوم کردن و مقابله حقوقی و قانونی در مجامع بین المللی طفره می روند . عجیب است که حاکمان دنیای معاصر و همه کسانی که دم از دمکراسی و آزادمنشی و حقوق بشر و . . ،می زنند از این همه شعار بی مبنا ، از این همه تناقض در رفتار و گفتار و مواضع سست در برابر وجدان خود و افکار عمومی مردم خجالت نمی کشند ، شاید گفته شود ، سیاست همین است و بس ، پس انسانیت رهبران جهان ، حقوق بشر ادعایی و دوستی ملت ها و حرمت جان انسان ها که همواره در گفته ها و شعارها و وعده هایشان است ،کی و کجا خودش را نشان می دهد .؟
در نگاهی به مدیریت کلان کشور طی دهه های اخیر ، طولانی شدن ، هزینه دادن در برابر افکار عمومی ، بی اعتنایی و کم محلی به نیازها و بالاخره با سختی و صعوبت تصمیم گیری ، شده رویه ای برای مدیریت ، انگار باید برای امور خیلی عادی و جاری همانند تابوهای غیر قابل تغییر بر خورد می شود و دست آخر تصمیمات مناسب زمانی گرفته میشود ، که دیگر آن حلاوت لازم را ندارد . به بعضی موارد این تصمیمات لاکپشتی نگاه می کنیم :
در حوزه ورزش که می بایست غیر سیاسی ترین بعد مسایل روزمره جامعه و مدیریت کشوری باشد ، از اجازه دادن به بانوان برای ورود به ورزشگاه ها و تماشای مسابقات تا خرید و تامین دستگاه های .VAR ماجراهای طولانی داشتند و زمان زیادی از رسانه ها ، محافل فرهنگی ، ورزشی و اذهان مردم را به خود مشغول کردند ، البته هنوز هم در مورد ورود بانوان تصمیمات همه جانبه نشده است .
بحث رفع فیلتر برای سکوهای مختلف فضای مجازی بعد از مدت ها و با پیگیری ریاست جمهور در قدم اول تصمیم گیری شد ، ولی فعلا در همان گام متوقف شده است ، بعید نیست گام بعدی بعد از یکسال برداشته شود ، به نظر می رسد یک عده صاحب منصب ، حقوق می گیرند تا در هر موردی مخالفت کنند ، اصولا شان وجود و حضورشان منفی است ، نه ، نمی شود ، نی توان ، نمی بایست و . . .
پیوستن یا نپیوستن ، قبول یا رد مذاکره که شده نیمی از داستان روابط خارجی کشور ما ، البته این مورد ، صرفا داخلی نیست و پذیرش و همراهی دیگ بازیگران سیاسی ، منطقه ای و بین المللی هم دخیل است .
پیوستن به کنوانسیون پالرمو بعد از چندین سال گفتگو ، گفتگوهی و بررسی های مجلس ، تصحیح و رد نکردن نگهبان ، بالاخره در مجمع تشخیص مصلحت به تصویب رسید .
این رشته متاسفانه سر دراز دارد . شور و بررسی و گفتگو ، برای تصمیم گیری خوب است ولی مخالفت عده ای در همه موضوعات و طولانی شدن روند تصمیات عارضه ای است که همه توسعه و بهبود اوضاع کشور را به تاخیر می اندازد ، هم به جای سر حال کردن و امیدوار کردن مردم ، بذر نا امیدی می پاشد و تعداد بیشتری را نسبت به احوالات کشور بی اعتنا می کند . امید که تصمیمات ، کارشناسی و به روز شود و حال مردم ما هروز بهتر دیروز شود . انشاالله