
از راست به چب : بیژن نوباوه وطن مدیر خبر وقت نمایندگی صدا وسیما در اسلام آباد پاکستان ، ناصر عنصری مدیر وقت نمایندگی صدا و سیما در اسلام آباد پاکستان ، فریدون احمدوند مدیر اخبار خارجی واحد مرکزی خبر ،
سعید فانیان مدیر کل وفت واحد مرکزی خبر صدا و سیما اواخر سال 1368
"بالاتر از بیست" معرف عکس هایی است یا قدمت بیش از بیست سال از اهالی فرهنگ و رسانه که با آنان درارتباط بوده ام .
در کتاب شازده حمام نوشته دکتر محمد حسین پاپلی یزدی که شامل خاطرات و نوعی نقد اجتماعی توسط نویسنده است به نکات و تعریف های جالبی از گوشه ها و نکاتی از فرهنگ همزیستی مردم این مرز و بوم در گذشته های نه چندان دور برمی خوریم که جالب است . پروفسور پاپلی چون از سنین نوجوانی خاطرات خود را یادداشت کرده است به جامعه شناسی علاقه داشته و نهایتا دکترای جامعه شناسی خود را از دانشگاه سوربن پاریس اخذ کرده است بیان جالبی از خاطرات دوران کودکی ، نوجوانی و جوانی خود در یزد ،مشهد ،تهران و مسافرت در شهرهای مختلف ایران طی سالهای دهه سی چهل و پنجاه دارد . برخی از نوشته ها و تعابیر وی در این زمینه را با استفاده از جلد سوم کتاب منتشره در سال 1391 صرفا باز نویسی میکنم .وی از جمله در بحث سفر تحقیقی دوران دانشجویی به ایلات و طوایف اطراف قوچان و شیروان در سال های 1347 و 1348 می نویسد :
حساب شهرهای مدرن امروزی اروپا با شرایط سنتی آن ها جداست . تا زمان جنگ بین الملل دوم در کمتر شهر اروپایی اقلیت ها با آرامش زندگی میکردند . من که از یزد می آمدم برایم همزیستی ادیان عادی بود . ولی این امر برای برخی دانشجویان که از شهرهایی با مردمان یکدست می آمدند جالب بود . مهم ترین درسی که باید از جامعه سنتی خود بیاموزیم و به آن افتخار کنیم ، همزیستی مسالمت آمیز است . همزیستی آدم هایی با قومیت ها ، ادیان ، مذاهب ، زبان ها ، لباس ها و خوراک های مختلف .این آدم ها همه در یک شهر یک محله و یک کوچه و گاه در یک بند با هم زنئگی می کردند . شهرهای شمال خراسان عالی ترین موزه مردم شناسی اند . عالی ترین نمونه شهرهای همزیستی مسالمت آمیز بوده و هستند . قدر این ارزش ها را بداریم و آن را پاس بداریم و ترویج کنیم .
. . . در این شهرها بخصوص بجنورد ، کرد ، ترک ، فارس ، ترکمن ، شیعه و سنی و کمی بلوچ و تات ، یهودی و ارمنی با هم زندگی می کردند . در کمتر شهر کوچک و سنتی اروپایی چنین مخلوطی از اقوام را می توان یافت .
انقلاب اسلامی در آستانه چهل سالگی قرار دارد و چهل سالگی در ادبیات فارسی و فرهنگ ما سن پختگی است . لذا برای ادامه مسیر آن کمال پختگی را آرزومندم . اما نکته ای که در این نوشته با اغتنام از فرصت و موقعیت سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی قابل یادآوری میدانم میزان غیر طبیعی فشارها و مخالفت های بیرونی و مخالفان نسبت به آن از ابتدا تا کنون بوده و همچنان هست .
با وجود بیش از ۱۰۰ شبکه تلویزیونی مخالف در حال حاضر که به زبان فارسی برنامه پخش می کنند عمق و میزان این مخالفت ها و هجمه ها را میتوان درک کرد. برای جمعیت حداکثر حدود صد و بیست میلیون فارسی زبان در جهان وجود بیش صد شبکه تلویزیونی و صدها شبکه رادیویی آنهم در مقابل و مخالف انقلاب قدری غیر طبیعی است . مثل این است که برای چین یک میلیارد و چهارصد میلیونی بیش از دویست شبکه تلویزیونی و هزاران شبکه رادیویی به زبان چینی وجود داشته باشد در صورتی که به هیچ وجه چنین چیزی نیست .با انقلاب و متعاقب آن اعلام سیاست های چین غرب بویژه آمریکا از ابتدا با انقلاب چین مخالف بود و مقابله میکرد ولی هرگز چنین فشار ، هجمه تبلیغاتی و رسانه ای روی آنها نبود و البته رسانه ها نیز به این قدر نبودند . از مردم چین هم چند صد میلیون در خارج از کشور زندگی میکنند و مخالفانی نیز در جمع آنها و هستند .
شاید بتوان دلیل این حجم از فعالیت های تبلیعاتی و رسانه ای را در چند نکته برشمرد:
تا قبل از انقلاب اسلامی ایران متحد و پایگاه غرب بود و غربی ها آشنایی خوبی با ایران داشتند .
میزان حضور ایرانیان بعنوان مهاجر یا برای تحصیل به نسبت از خیلی از کشورهای منطقه بیشتر بود .
موقعیت ژیوپولیتیک ایران همچنین جایگاه کشور بعنوان یکی از منابع مهم انرژی در جهان باعث شده است که غربی ها به راحتی از کنارآن نگذرند .
اعلام شعارها و آرمانهای جهان شمول انقلاب اسلامی و نزدیکی و درک بسیاری از مردمان کشورهای منطقه نیز حساسیت و اهمیت تغییرات را برای غرب بیشر کرده است .
بی تفاوت نبودن ، پیگیر بودن و بعبارتی سیاسی تر بودن مردم ایران نسبت به مردمان بسیاری از کشورهای دیگر باعث شده است تا غربیها احساس کنند باید برای تبلیغ و تاثییر گذاری تدارک وسیع تری ببینند .