دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

با یغما نیشابوری شاعر خشتمال (بالاتر از بیست ۳ )

مرحوم حیدر یغمانیشابوری ، شاعر خشتمال در عصر خود پدیده ای نادر بود که با وجودنداشتن تحصیلات رسمی، شعرهای سوزناک و غزلیات زیبایش مورد توجه قرار گرفت .قبلا در همین وبلاگ خاطره ای در مورد این شاعر مردمی نقل و از او یاد کرده ام . (مهر ماه ۱۳۹۰ ،یادی از یغما شاعر  خشتمال نیشابوری )عکس متعلق به تیرماه سال ۱۳۵۷ می باشد که اینجانب (آخرین نفر سمت چپ ) و چند تن از دوستان دانشجو با مرحوم یغما  در محیط کار و زمین کشاورزی وی گرفته ایم در عکس یغما با پیراهن سفید دیده میشود  .فرزند یغما نیز در جمع حضور دارد. 

 


مجموعه بالاتر از بیست به معرفی عکس هایی از اهالی رسانه و فرهنگ با قدمتی بیش از بیست سال  می پردازد . عکس هایی از افرادی که به نوعی در ارتباط و آشنا با آنها بوده ام .

طنز در رسانه ها فعال نیست

در چند سال گذشته طنز در رسانه هاحال خوشی نداشته است .امیدواریم  آینده بهتر از گذشته باشد. علیرغم همه ضوابط ،چهارچوب ها ،حساسیت ها و تحمل کم مسولین از ظرفیت های موجود نیز به خوبی استفاده نشده و نمی شود . وجود طنز فعال در حوزه های مختلف نشاندهنده فعال بودن ، جنب و جوش داشتن و البته ظرفیت داشتن جامعه است . وقتی صحبت از طنز میکنیم منظورمان تنها رسانه های مکتوب نیست گرچه این دسته ماندگارتر و در درازمدت اثرگذارترند ولی سایر رساته ها نیز حال و هوای طبیعی ،جذاب و فعالی ندارند . مگر صدا و سیما در تمامی شبکه های رادیویی و تلویزیونی خود در طول هفته چند برنامه شاخص طنز دارد ؟ این سوال را حتی اگر از مدیران ارشد صدا و سیما بکنیم برای پاسخ در کل رادیو بیش از یکی دو برنامه شاخص و برای تلویزیون یکی دو سریال آنهم اگر در حال پخش باشد قابل ذکر ندارند .بطور کلی برنامه هایی از جنس طنز ، تنوع ،تفریح و سرگرمی که بتوانند بخشی از اوقات فراغت مردم بویژه جوانان را پرکنند بسیار اندک و کم رنگ می باشند .

 سایت های اینترنتی و فضای مجازی نیز با وجود برخورداری از چند رسانه ای و امکانات در حال افزایش در زمینه طنز و تفریح، رغبت زیادی در این زمینه نشان نمی دهند. سایت ها با امکانات صوتی ،تصویری و عکس ،نوشته و کاریکاتور می توانند نقش ارزنده ای داشته باشند .در نشریات مختلف نیز طنز فعال نیست . طبعا طنز پردازی و تولید طنز هم نیاز به طبع و ذوق طناز مولف و پردازنده دارد و هم تحمل و ظرفیت نقد پذیری مسولین ، چون قرار نیست طنز فقط برای خندندان مخاطب باشد. گرچه طنز بدون لبخند هم طنز نیست ، از مختصات طنز اجتماعی ارتباط آن با موضوعات سیاسی اجتماعی روز جامعه است، مواردی که برای مردم ملموس باشد و مردم بطور روزمره با آنها سرو کار داشته باشند . با این وصف می بینم که مردم خود بخشی از نیاز به تنوع ،تفریح و طنز را در قالب ایمیل های ارسالی ،پیامک هایی با مضمون طنز بصورت نثر و نظم و امثال آن جبران می کنند .مواردی از اشعار طنز نیز گاهی در لابلای نوشته ها و مطالب جدی روزنامه ها و سایت های خبری می بینیم که تلاش می کنند بهرنحو روشنی این چراغ کم سو به خاموموشی نیانجامد . با این همه نیاز جامعه جوان و با نشاط به تحرک ،پویایی ، طنز و شادمانی بسیار جدی است . باید برای رونق این امر مهم و نشاندن لبخند و تبسم همراه با تفکر و تامل تلاشی جدی صورت بگیرد و از همه ظرفیت های موجود به نحو احسن استفاده شود .هم صدا و سیما از امکانات وسیع و توانایی های انسانی موجود بهتر بهره بگیرد و هم سایر رسانه ها تا با تحرک بیشتر بر نشاط اجتماعی جامعه افزوده شود  .

شبکه ای شاهنشاهی تر از شاه

 شـبکه فارسی زبان من و تو از سال ۱۳۸۸ در لـندن راه اندازی شـده است . این شـبکه اوایل کار خود تلاش داشـت با پخش برنامه های مسـتند و متنوع خود را غیـر سـیاسـی جلوه دهد ،با بـکـار گـیری مجریان جوان و کم تجربه، گمنام و بی عقبه سیاسـی شـناخته شده  ســعی در تقویت این ذهنیت داشت .حتی به دلیل برخوردار نبودن از عناصر فعال و متخصص در حوزه خبر، شبکه من و تو از ابتدا بر خـلاف معـمول تلویزیون های حرفه ای به پخـش اخبار ضبط شده پرداخته است  .  البته این شـبکه  به مرور بر موضع گـیری های مخـالف خود افزوده و هر روز بیش تر از پیـش بر حـمایت و جـانبداری از فرهنگ شـاهنشاهی از نـگاه خود تاکیـد می ورزد، چنـدان که اگر خود شـاه هم زنده شـود از انـعکاس این همه بی دینی، لاقیـدی و لاییک بودن جـامعه ایران در دوران حـاکمیتش تعجب و اعتراض میکند. 
اینکه شبکه ای با کمک و حمایت حکومت پادشاهی بریتانیا بر مشی و فرهنگ پادشاهی تاکید کند تعجب آور نیست ولی اینکه در نقل و توصیف دوره شاه یا نقل و نقد جامعه امروز هیچ کجا اسمی از خدا و پیامبر نیست یا در زندگی مردم نشانی از دین وجود ندارد عجیب است، مگر اینکه مدیران و برنامه ریزان اصلی شبکه علاوه بر نادیده گرفتن  شواهد و مستندات فراوان و غیر قابل انکار در جامعه ایران آنزمان بر این اعتقاد باشند که شاه مطلوب و محبوب آنها نیز سراسر عمر دروغگو و ریا کار بوده است .چون عکس ،فیلم و مستندات زیادی وجود دارد مبنی بر این که در سرتاسر دوران پادشاهی ،محمد رضا تلاش دارد تا خود را همرنگ مردم مسلمان و یا در ظاهر حد اقل احترام دارنده دین و آیین مردم کشور معرفی کند ، تمام محرم ها چند روزی در مسجد سپهسالار (شهید مطهری )روضه خوانی داشته است که هنوز اخبار و مستنداتش قابل دسترس است .عکس های مختلفی شاه را در حال نماز، احرام  ،حج و زیارت نشان میدهد. باید گفت رفتارهای مذکور شاه و عکس ها و اسناد باقی مانده از وی طی دوران حاکمیتش  اگر نشاندهنده باور او نباشد یا همه از سر دروع و تظاهر بوده است. یا از روی ترس از مردم و یا احترام به باورهای مذهبی مردم کشور ،هرچه بود ه است این نکات نشان میدهد که در آنزمان باور و تجلی فرهنگ اسلامی مردم آنقدر  گسترده بوده است که شاه امکان نادیده انگاشتنش را نداشته است .با همه اینها برنامه ریزان و برنامه سازان این شبکه ماهواره ای غیر سیاسی بی طرف و مستقل ؟ تا کنون از همه چیز گفته اند ، از مظاهر غربی رو به افزایش در آنزمان یا کوچکترین نشانه ها و حرکات در این مسیر نیز نگذشته اند اما هیچگاه از حال و هوای فرهنگی و اجتماعی عامه مردم آنروزگار سخنی به میان نیاورده و  نمی آورند  ، از تبلور اخلاق اسلامی و ایرانی ، مدارا و میهمان داری، حضور  و نقش مساجد در زندگی مردم  ،قدرت حوزه های علمیه ،فعالیت پایگاه های مذهبی ، همه و همه که علیرغم  میل  نظام سیاسی حاکم به عنوان واقعیت وجود داشته است .                                                                     
بدون تردید غربگرایی شاه و تلاش  او برای پرورش رفتارهای غربی توسط حکومت  مشی و نقشه راه  حکومت پهلوی بوده است و از ابتدای حاکمیت رضا شاه در این مسیر جهت گیری شده است  اما مگر میشود صرفا با نشان دادن چند عکس روی مجله یا نقل یک نشریه چند صد نسخه تیراژ ی واقعیت های عمومی و میلیونی جامعه آنروزگار را که بسیاری از ناظران و پژوهشگران لمس کرده اند نادیده گرفت و صرفا با هدف نقد و مخالفت با حاکمیت موجود در ایران یا نقل برخی مشکلات موجود برای نسلی که آن دوران را تجربه نکرده است تصویری کاملا یک جانبه و بدور از واقعیت نشان داد .مشکلات در جامعه امروز ایران وجود دارد و نقد منصفانه نیز می تواند برای پیشرفت و توسعه جامعه سازنده باشد ولی اینها هیچکدام دلیل و توجیه کننده یکجانبه نگری، قلب واقعیت و عدم رعایت انصاف در نقل گذشته نمی شود .البته این یادداشت تنها اشاره ای است به یک واقعیت قلب شده ، بحث بیشتر در این موضوع و بررسی جوانب دیگر را به زمانی دیگر و یادداشتی دیگر موکول میکنم .