دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دکتر احمد جاوید استاد زبان و ادبیات فارسی


  از مرحوم استاد احمد جاوید که در سال ۱۳۸۱در شهر لندن و دور از وطن و زادگاه خود کابل درگذشت آنچنانکه شایسته  یک عمر  تلاش وی در حوزه زبان و ادبیات فارسی است یاد نشده است به همین دلیل لازم دیدم در حدشناخت خود از این استاد بیشتر یاد کنم :

 در سال ۱۳۷۷ که بعنوان مدیر نمایندگی صدا و سیما در لندن حضور داشتم فرصتی پیش آمد تا از نزدیک با این استاد ملاقاتهایی داشته باشم و از زبان وی بیشتر با زندگی و فعالیت هایش آشنا شوم  بویژه که به اتفاق آقای حمید خیرالدین تهیه کننده و کارگردان ،آقای دکتربهمن امانی و دکتر سلمان صفوی به منزل وی در لندن رفتیم و طی چند ساعت حضور با وی به گفتگو پرداختیم . طبق گفته دکتر جاوید وی اولین دانشجوی غیر ایرانی دوره دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران بوده است و از استادان صاحب نامی چون علی اکبر دهخدا،جلال الدین همایی و سعید نفیسی در آن دوره بهره برده است. دکتر جاوید رساله دکتری خود را در مورد شاهنامه فردوسی نوشته بود و تا سالهای بعد همواره تحقیقات خود را در مورد شاهنامه دنبال کرده و مقالات متعددی در این زمینه ارایه داده است . علاقه دکترجاوید به فردوسی و شاهنامه تا حدی بود که نام چهار فرزند خود را از میان اسامی شخصیت های شاهنامه انتخاب کرده بود . دکتر احمد جاوید آنچنان که خود می گفت به مدت سیزده (۱۳ ) سال ریاست دانشگاه کابل را بر عهده داشته است. استاد جاوید در سالهای پایانی حکومت نجیب الله در افغانستان کشورش را ترک کرده و به انگلستان رفته بود . جاوید طی سالهای حضور در انگلیس علاوه بر حضور در مجالس و محافل ادب  فارسی کتاب های متعددی نیز به رشته تحریر درآورد .از جمله کتاب های وی میتوان از "مدارا و مروت در فرهنگ فارسی"، "رایحه صلح درفرهنگ ما" و نوروز خوش آیین ،  نام برد .

                            



                              

هنرمندان کشور حال خوشی ندارند

 صحنه هنر و فرهنگ کشور بیش از حد سیاست زده شده یا رسانه ها و مسئولان ذیربط به ظواهر امر بیشتر توجه دارند ، برخی دستگاه های مربوط و نامربوط گاهی برای کسی بزرگداشت میگیرند اما آنچه که بر عامه هنرمندان کشور میگذرد حال و احوال خوبی نیست از چند تن سرشناس که بگذریم عامه اهل هنر بویژه در این دوره گرانی به سختی معیشت گرفتاراند ، هیچگاه اهل فرهنگ و هنر حال خوش و رفاه نسبی نداشته اند اما امروزه بسیار در سختی بسر می برند البته اهل فرهنگ که از اهل هنرنیز کمتر دیده میشوند روزگاری سخت تر دارند کافی است به اوضاع و احوال چند هنرمند و اهل فرهنگ که در این چند سال به دیار باقی رفته و از گرفتاری های این جهانی آسوده شده اند اشاره کنیم جدید ترین آنها مرحوم سعدی افشار بود که چندین بار از او تجلیل هم شد اما چنان در سختی بود که حتی از پس مخارج و هزینه های درمان خود بر نمیآمد و این را بار ها گفت ، مهری مهرنیا هنرپیشه قدیمی بعداز چندسال زندگی در خانه سالمندان درگذشت ،محمود گلاب دره ای نویسنده معروف ادبیات داستانی سالهای  قبل و پس از انقلاب و نویسنده کتاب لحظه های انقلاب در تنهایی و حالی درگذشت که تصویری که رسانه ها از محل زندگی او منتشر کردند تاسف بار و خجالت آور بود .قبل از اومرحوم مهدی آذریزدی نویسنده کتاب های قصه های خوب برای بچه های خوب  و قصه های تازه از کتاب های کهن که زندگی اش به لحاظ تلاش و اراده برای نسل امروزی داستانی بسیار آموزنده است کسی که خواندن و نوشتن را از بزرگسالی  و در کنار کارگری شروع کرد و به نویسندگی رسید در سالهای پایانی زندگی در حالی که بیش از هشتاد سال داشت، تنها  وبدون پرستار در منزلی با کمترین امکانات و دون شان یک نویسنده و تلاشگر شناخته شده عرصه فرهنگ زندگی میکرد گرچه خود قانع بود ولی این وظیفه بانیان عرصه فرهنگ و هنر را کم نمیکند.

مگر حفظ شان و منزلت تلاشگران عرصه فرهنگ و هنر کشور ابتدائی ترین وظیفه وزارت فرهنگ و هنر کشور نیست . متاسفانه نگاه نداشتن حرمت و شان هنرمندان و فرهنگیان علاوه بر کوتاهی از وظیفه مسلم دستگاه ها ذیربط ،بنیان فرهنگ و هنر کشور را سست میکند و جوانان امروز و آینده سازان کشور را از تلاش برای فردا نا امید می سازد. احترام به بزرگان ، فرهنگیان و خالقان آثار ماندگار در این مرز و بوم وظیفه همه ماست اما مدیران عرصه فرهنگ و هنر موجودیتشان برای انجام چنین وظایفی است که باید به آن توجه بیش از پیش داشته باشند.

زیر برج ایفل

 فرصتی پیش آمد تا باتفاق چند تن از دوستان پس از حدود بیست سال سفری مجدد به پاریس داشته باشم  . از لوازم  و واجبات سفر به پاریس هم دیدن برج ایفل است حتی اگر قبلا دیده باشی ، آنقدر هر روز و در هر فرصتی اینگونه مراکز در سطح جهان تبلیغ میشوند که نامشان با نام کشور عجین و در هم آمیخته شده است .در فاصله ای که برخی از همراهان برای دیدن شهر از فراز برج در صف و رفت و آمد بودند ، روی نیمکتی نشسته و مردمانی از چهارگوشه جهانرا نظاره میکردم .سیاه سفید، چینی ، ژاپنی ،آرژانتینی ،مکزیکی تعداد زیادی از کشورهای عربی ، کولی هایی که به بهانه جمع آوری کمک برای آسیب دیدگان تکدی گری میکردند .سارقان حرفه ای که جلوی چشم جمعیت با تردستی و به اصطلاح چشم بندی مردم ساده دل را سر کیسه میکردند  و چندتایی گدای حرفه ای کهنه کار ، البته تعدادی پلیس نیز همواره در زیر و اطراف برج در حال گشت زنی و مراقبت اند ،در اثنی دیدن این همه تنوع و جور و اجوری آدمها گدایی را دیدم که با  اسکیتی که تک پایی و لی لی کنان با آن حرکت میکرد چند تکه کبسه و وسایلش را بر آن چرخ گذاشته و بین مردم و پلیس ها ویراژ داد و رفت .  چند لحظه بعد سه پلیس مسلح  با لباس خاکی رنگ مشغول قدم زنی و گشت  زیر پل ایفل گرد جعبه مقوایی مشکی رنگی که در محل تردد افراد افتاده بود جمع شدند و مردم را از آن محل دور کردند ، تماس گرفتند چهار پلیس دیگر نیز با همان هیبت و هیئت رسیدند و دور آن بسته مشکوک جمع شدند مردم را بازهم دورتر کردند و تماس مجدد گرفتند اینبار سه پلیس دیگر با یونیفرم مشکی با دو چرخه سریع آمدند، داشتند پیاده میشدند تا برای چک و خنثی سازی احتمالی بسته مشکوک اقدام کنند که ناگهان همان گدای حرفه ای با تک اسکیت و پا زنان به همانصورت که رفته بود وسط جمع پلیس ها حاضر شد خم شد بسته سیاه حاوی آت و اشغال به زمین افتاده  را روی اسکیت گذاشت لبخندی زد و در حالی که پلیس ها هاج و واج مانده بودند به سرعت مجددا از آنجا رفت. حدود دو هفته پیش از این براساس یک پیغام تلفنی مشکوک تماشای برج ایفل چند ساعتی تعطیل شده بود  .امنیت برای همه کشورها و جوامع بسیار مهم و عاملی برای  تعادل و آرامش است ولی برای کشورهای توسعه یافته غربی امنیت یعنی گردشگری، اقتصاد ، سیاست ، رفاه و حفظ همه دارایی ها و تداوم تبلیغات برتر و مانور حضور موفق جهانی