دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

نخل برداری در یزد

 سنت نخل برداری و یا به قول برخی از یزدی ها نقل برداری از آیین ها و سنت های منحصر بفرد در یزد است که در کنار سایر شیوه های عزاداری به عنوان شیوه ای دیرپا و فراگیر قرن هاست که در این دیار رواج دارد .این آئین که در حال حاضر در سراسر استان یزد و مناطقی از استان های همجوار رایج است به دلیل ازدحام غیر قابل کنترل جمعیت  در شهر جز در محدوده چند حسینیه بزرگ دنبال نمیشود ولی تقریبا در همه روستاهای یزد و در تمامی طول سال نخل یا نحل هایی برای عزاداری ایام عاشورا نگهداری و چند روزمانده به شروع ماه محرم با پارچه های مشکی  اهدایی مردم پوشانده میشوند.
نخل برداری که نمادی از تشییع پیکر حضرت امام حسین (ع ) است بعنوان فراز و نقطه اوج  عزاداری روز عاشورا و در ساعات اولیه عصر عاشورا صورت میگیرد ،ساعاتی که بنا به روایات موجود حضرت امام حسین (ع ) در آنزمان به شهادت میرسد . بنا بر سنت موجود نخل در محلات مختلف به قدری بزرگ ساخته میشوند که کلیه اهالی بتوانند زیر و اطراف آن قرار گیرند و درعزاداری و پاسداشت یاد و حرمت سیدالشهدا (ع ) مشارکت نمایند. معمولا در مراسم قبل از برداشتن نخل جمعیت عزادار  ابیاتی از ترجیع بند معروف و جاویدان محتشم کاشانی "باز این چه شورش است که در خلق عالم است " را زمزمه میکنند و معمولا بطور دسته جمعی این شعر را  تکرار میکنند  :          یاران عزای کیست که در دشت کربلاست              ماتم نشین محمد و صاحب عزا خداست       در اوج عزاداری و درحالی که شور عزاداری و غم سنگین درک لحظات شهادت امام (ع) شرکت کنندگان و عزاداران را فراگرفته است نخل یا نماد تشییع پیکر امام حسین برسر دست و بر روی شانه های عزاداران قرار میگیرد و در آن حال عزاداران با حس و حالی عجیب و حسین، حسین گویان مراسم را ادامه میدهند . نخل برداریها آنقدر پر جمعیت با برنامه و باشکوهند و با همت و حمیت جمعی صورت میگیرند که همواره  در یاد و خاطر شرکت کنندگان میمانند.

توجه به زبان فارسی در بلاروس


       خوبان پارسی گوی بخشندگان عمرند         ساقی بده بشارت پیران پارسا را       
                                                                                        (حافظ )  

توجه وگرایش به آموزش زبان فارسی در کشورهای شرق اروپا جالب و امیدوار کننده است با وجودی که توجه به گسترش زبان فارسی همواره از تاکیدات مسئولان عالی کشور بوده است اما برنامه ریزی ها و بودجه حفظ و حمایت از  توسعه کرسی های زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های کشورهایی که قبل از این زبان فارسی در آنها تدریس می شده  هیچگاه  کافی نبوده است مثلا اخبار و اطلاعات موجود روندی پویا و رو به توسعه را در کشورهای با سابقه و مطرح در این زمینه همانند هند و پاکستان خبر نمیدهد، البته در این میان حضور رو به افزایش ایرانیان در کشورهای مختلف بویژه کشورهایی چون آمریکا ،انگلستان ،آلمان باعث احساس نیازبیش از پیش  آنها به آموزش نسل جدید  و در نتیجه  توجه بیشتر ایرانیان مقیم به این مقوله شده است .تعدادی از رایزنی های ایران  نیز تلاش های موثری داشته اند اما باید توجه داشته باشیم که علاوه بر تلاش قدیمی کشورهای غربی برای توسعه زبانهای خود بویژه زبان انگلیسی ،بعضی از کشورهای همسایه مانند ترکیه در سال های اخیر برای توسعه فرهنگ و زبان خود تلاشی وسیع انجام داده اند بنحوی که این تلاش ها در منطقه مثلا محدود به کشورهای ترکمنستان و ازبکستان نشده است بلکه شاهدیم که در کشور تاجیکستان با مردم دارای گویش فارسی یا تاجیکی مدارس شبانه روزی و موسسات آموزشی ترکی استانبولی دایر کرده اند متاسفانه برخی از کشورها نیزبا اهداف سیاسی از همکاری و همراهی در مسیر توسعه زبان فارسی خود داری و جلوگیری میکنند

در مقابل آنچه که گفته شد به نحو عجیبی  استقبال و زمینه توسعه و گسترش زبان فارسی در برخی از کشورهای شرق اروپا وجود دارد  برای مثال در سال 1381 که سفری به صربستان داشتم مسئولین وقت رایزنی فرهنگی و سفارت جمهوری اسلامی ایران تعداد فارسی آموزانی  را که در کلاس های  تحت نظر رایزنی آموزش میدیدندحدود 100 نفر ذکر میکردند اما  دلیل محکم و متقنی برای این گرایش عنوان نمیشد ، در  سالجاری کلاس های فارسی آموزان در جمهوری بلاروس را از نزدیک دیدم . تعداد درخواست کنندگان و ثبت نام شدگان برای فراگیری نزدیک به 300 نفر بود  و در حال حاضر نزدیک به 150 نفر از آنها مشغول یادگیری زبان فارسی  می باشند،از اهم دلایل گرایش برای فراگیری زبان فارسی در جمهوری بلاروس را می توان روابط خوب میان دو کشور  ،تلاش جدی سفارت جمهوری اسلامی برای برگزاری دوره های آموزش زبان فارسی ،حضور روبه رشد دانشجویان ایرانی در بلاروس ، ازدواج تعدادی از دانشجویان پسر ایرانی در این کشور و البته اطلاع یافتن مردم بویژه جوانان بلاروسی از شیوایی و شیرینی زبان فارسی  و شناخت قبلی مردم از برخی از شاعران ایرانی بویژه خیام  ذکر کرد

یادی از استاد علامه محمد تقی جعفری

 

    یادی از استاد علامه محمد تقی جعفری

                                                             

 

این روزها سیزدهمین سالگرد وفات علامه محمد تقی جعفری فیلسوف ،مفسر قرآن و نهج البلاغه ومولوی شناس بزرگ معاصر است بحث در مورد حوزه های تخصصی واشراف این عالم بزرگ معاصر بحثی گسترده است اما در اینجا صرفا به بعدی از ابعاد شخصیتی این استاد اشاره میکنم و آن مردمی بودن ،بی تکلف بودن وسادگی رفتار و روانی گفتار  ایشان است بعدی که بیش از همه باعث محبوبیت استاد نه تنها در بین دانشجویان وشاگردان وی شده بود بلکه از طریق پخش سخنرانی های استاد در سیما هزاران  نفر از اقشار مختلف مردم را در گوشه وکنار کشور مشتاق وپیگیر درس ها و بحث های ایشان کرده بود 

در سال های 1366 و1367 فرصتی فراهم شد تابه اتفاق ده تن دیگر  برای گذراندن دوره  مدرسی دانشگاه  که مدت آن یکسال و نیم از کارشناسی ارشد بیشتر بود،از تدریس و کلاس استاد بهرمند شویم ، استاد جعفری بحث اندیشه های سیاسی در غرب را با محوریت دیدگاه های هابز و جان لاک و بدن در کتابخانه شخصی خود در منزل مسکونی واقع در محدوده میدان خراسان ارائه میداد.  در جریان تدریس علاوه بر احاطه استاد به محتوا ی مطالب، سادگی پوشش ،روانی گفتار و بی تکلف بودن استاد بر جذابیت  درس و بحث و صمیمیت حاضران می افزود.

استاد همانگونه که در سخنرانی های عمومی خود از اشعار مولوی و داستان های حکیمانه بهره میگرفت در کلاس چند نفره ما نیز که بر روی فرش و دور تا دور ایشان نشسته بودیم،  از روایت های مردمی ،کلام طنز و نکات حکیمانه و موضوعات روز استفاده میکرد و کمتر نشستی بدون شوخی و لبخند و نیز بحث و گفتگو طی می شد . ظرفیت استاد در این موارد بی اندازه بود ، روزی یک از دوستان حاضر ا سوال کرد ، جناب استاد،  اگر مطلبی را از شما همراه با تیپ گفتاری و لهجه شبیه شما نقل کنیم اشکالی دارد .  ؟  استاد با لبخند پاسخ داد اشکالی ندارد، فقط از مفهوم کم نشود .

استاد علامه در بیان موضوعات و مطالب علمی ومحتوایی چندان در چهارچوب های ریز پیشنهادی یا زمان دقیق نمی گنجید و اعتقاد داشت که آنچه مهم است انتقال مفهوم و فهم درست مخاطب از بیان کلی گوینده و سخنران است . یکبار نیز استاد را برای حضور در یک میز گرد وگفتگوی تلویزیونی دعوت کردم ایشان گفت زمان بحث چقدر است پاسخ دادم یکساعت استاد پرسید سهم من از زمان  چقدر است گفتم نیم ساعت  با لبخند گفت نمیشود من فقط نیم ساعت لازم دارم تا در بحث گرم شوم .   

   روحش شاد ویادش گرامی باد