دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

سختی معیشت و درخواست های صنفی

سختی معیشت مردم از قشرها و صنف های مختلف به ویژه حقوق بگیران  به حدی است که تقریبا میتوان گفت کمتر حقوق بگیری وجود دارد که از وضعیت معیشتی خود رضایت داشته باشد . تصور اینکه بخش زیادی از همین قشر ماهانه می بایست با حقوق های ۶ تا ۷ میلیون تومان زندگی کنند ،با علم به اینکه  عده ای نیز دریافت کننده کف حقوق حدود ۴ میلیون می باشند ، تدوام زندگی برای این افراد بیشتر به معجزه شباهت دارد . امروزه یک خانواده ۴ نفری با ۵ میلیون تومان ، در هیچ کجای تهران امکان اجاره منزلی با ظرفیت کافی برای اعضای خود ندارد ، تازه سخنگوی کمیسیون تلفیق مجلس  بشارت داده که کف حقوق ۴ میلیون و ۸۰۰ هزارتومان  پیشنهادی دولت برای سال ۱۴۰۱ را به ۵ میلیون افزایش داده است . !؟

دولت که هنوز تازه نفس است و تا شش ماه پیش مشغول جمع آوری مشکلات جامعه و تنظیم شعار برای رفع آنها و قول و قرار گذاشتن برای بهبود سطح زندگی مردم بوده است ، بخوبی استانداردهای لازم برای یک زندگی طبیعی و متوسط را میداند ، قطعا دولت قبل و دولت های قبلی هم در مشکلات عدیده موجود سهیم و بابت قصوری که در رفع آنها داشته اند مقصرند ، با این همه نمیتوان دوره چهارساله موجود را صرف نقد و بازگویی مشکلات و قصور گذشتگان کرد و در دوره بعد همین روند توسط دولت بعدی ادامه یابد و . . . ، به نظر میرسد شش ماه برای بررسی ،جمع بندی و بازگویی مشکلات کافی بوده و دولت باید بپذیرد که ماه عسل و فرجه معمول برای آماده شدن، تمام شده و هم اینک فصل اجرایی شدن و تحقق وعده ها شروع شده است .

مردم منتظر اقدامات ملموس و تاثیر گذار هستند . دولتمردان باید باور کنند که مردم درک درست دارند ، قصورها و کم کاری های گذشتگان را میدانند و خادمین و دلسوزان جامعه را به خوبی شناسایی میکنند ، اما بسیاری از آنان تحمل تداوم شرایط فعلی را ندارند باید صادقانه و خالصانه برایشان خدمت کرد . امیدواریم که چنین شود و با اغتنام از فرصت و شرایط موجود از پتانسیل و همراهی صمیمانه آحاد جامعه بهتر و بیشتر بهره گرفته شود.

اخبار بد تحمل ناپذیری

 سعه صدر ، تحمل پذیری در مقابل افکار تفاوت با خود ، مراعات و اخلاق مداری در برابر اندیشمندان و عالمان و متفکران  . . . این بیانات، تعبیرها  و شعارها و تکیه کلام ها، واژه های آشنایی هستند که بارها و بارها توسط واعظان و ناصحان و مسولان در مقام وعظ و نصحیت و توصیه و تاکید به مخاطبان و آحاد جامعه گفته شده ، همچنین بارها صحبت از نشست و برخواست امامان و رهبران دینی با مخالفان و منکران سرسخت  با اندیشه و راه خود بوده ایم .

اندر مقام و جایگاه علم ، اندیشه و بخصوص معلمان و اندیشه ورزان در جامعه نیز، بارها و بارها خوانده ایم و شنیده ایم ، با این همه معلوم نیست که چرا هر روز با اخبار جدید و نا امید کننده جدیدی مبنی با اخراج ، بازنشسته کردن و قطع ارتباط استادانی شاخص و صاحبان علم و اندیشه که غالبا، ایده ها و تفکرات دلسوزانه ای برای کشور و ملت ارایه میدهند و در این هنگامه شلوغ و بی رونقی مطالعه و تامل و اندیشه ورزی ، دارای مخاطبانی صادق و گوش های شنوایی در نسل جدید می باشند ، مواجهیم . آیا مسولان و برنامه ریزان و هدایت گران  جامعه از آنچه که میگذرد و حاصل آن لاجرم تهی شدن جامعه از علم و نقد و تحمل است آگاهند .؟ و با این نوع برخوردهای حذفی و غیر اخلاقی موافقند .؟ اگر نیستند امیدواریم علیرغم سنگینی بار ندانستن ، مسولیت پاسداری از حرکت علم و عالم و تفکر و متفکر و دانش و اندیشه ورزان جامعه را بهتر و بیشتر احساس و اجرا کنند ، چرا که سکوت سرد و بی رمقی و انفعال جز رضایت و شاید هم عاملیت و در هر صورت مسولیت معنایی ندارد .با همه بحث و جدل ها ونقد و نظرها ، بازهم امیدواریم که آنانی که وظیفه و  سهم و نقشی در حفاظت و حراست از  فرهنگ و آموزش کشور دارند، بهتر و بیشتر احساس مسولیت کنند و جلو این همه آوای ناموزون و اقدامات نامیمون را بگیرند .

اندیشمند نمایان وطنی

 اندیشمند نمایان ، مدعیان دروغین با سوادی و موعظه کنندگان مخرب قبل از این هم در جامعه بوده اند با مستنعین و مخاطبانی محدود ، اما به یمن و مدد امکانات فضای مجازی اندیشه های عجیب و مباحث بی سند و غیر معتبر آنان خیلی زودتر و وسیع تر  منعکس میشود و در دسترس دیگران قرار میگیرد، لذا حضور این افراد در برخی مناصب یا گفتن سخنان بی ریشه . بدون سند ،تعریف کردن خواب های عجیب و غریب و بعضا شبیه فیلم های علمی تخیلی  ، باعث دستاویز قرار گرفتن ، مسخرگی و دست اندازی بعضی از مفاهیم و برخی ارزش ها و اعتقادات  میشود و به دلیل انتساب  برخی گویندگان به مراکز یا جریانات مدعی  ، بیش از موجب وهن ارزش های مذهبی و اعتقادی میشود و تداوم این روند بسیار آزار دهنده است اما مدت هاست جریان دارد . آنچکه که عجیب و غریب است ، بی تفاوتی مراکز و مراجع و نهادهای مدعی است که چرا ، گویندگان مخرب را اعم از اینکه با منظورند یا بی منظور مورد توجه ، هدایت و اگر لازم است برخوردو تنبیه و تخفیف جایگاه ، قرار نمیدهند . چطور است که یک هنرمند یا نویسنده بابت گفته و نوشته خود مسول است ، اما برخی از وعاظ یا مداحان نسبت به تحریف هایی که درگفتارشان نسبت به دین و اخلاق به عمل میآورند نباید پاسخگو باشند یا اگر موردی پاسخگو شده اند چرا انعکاس نیافته است ، کدام ارگان فرهنگی ، مذهبی و یا هنری پیگیر این گونه امور است . ؟

 آیا از نظر مسولان ذیربط  این همه اهمیت و ارزش توجه بیشتر ندارند .آیا لازم نیست توجهی جدی به این ادعاها و انحرافات بشود .