به تازگی فرصت کردم کتاب سرگذشت خانم اینگرید برگمن را مطالعه کنم . کتاب از آن نظر برایم جالب بود که با خواندن آن علاوه بر شرح زندگی و سرگذشت یک هنرپیشه معروف هالیودی دراواسط قرن بیستم ، ابعاد مختلفی ازشرایط زندگی ، فرهنگ و هنر حاکم ، تفاوتهای موجود در نگاه فرهنگی اروپاییان آنزمان باآمریکایی ها ، سیر مهاجرت بسیاری از نخبگان اروپایی به آمریکا در آستانه جنگ جهانی دوم و سالهای جنگ نیز بنوعی مورد توجه قرار گرفته است .
خانم اینگرید برگمن یکی از بزرگترین هنرپیشه های هالیود در سالهای دهه چهل تا اواخر دهه هفتاد قرن بیستم است . برگمن هنرمندی سویدی است که پس از بازی در چند فیلم سینمایی در کشورش مورد شناسایی و توجه تهیه کنندگان و کارگردان های آمریکایی قرار گرفت ، او در سالهای نزدیک به شروع جنگ جهانی دوم عازم آمریکا شد و طی دوران بازیگری ، در فیلم های معروف تاریخ سینما ، از جمله فیلم های کازابلانکا ، آناستازیا ، قتل در قطارسریع السیر، طلسم شده ، زنگ ها برای که به صدا در میآید، چراغ گازی،ژاندارک و . . . بازی کرد . او هفت بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد و در این میان سه بار جایزه آسکار را بابت فیلم های ،زنگ ها برای که به صدا در میآیر ( ۱۹۴۳ م ) ، چراغ گازی ( ۱۹۴۴ م ) و فیلم قتل در قطار سریع السیر ( ۱۹۷۵ م ) دریافت کرد .
اینگرید برگمن با بزرگترین کارگردان های تاریخ سینما از جمله روبرتو روسیلینی ، ویکتور فلیمینگ، آلفرد هیچکاک ، اینگمار برگمان ، ،همکاری کرد. گذشته از شرح وقایع و شرایط پرفراز و نشیب زندگی او ، در این کتاب می توان با چگونگی رشد و جهانی شدن تولیدات سینمایی هالیود آشنا شد .
بهره گیری کارگردان ها و بازیگران آن زمان از داستان های نویسندگان شاخصی همچون برناردشاو انگلیسی نمایشنامه نویس و منتقد ادبی معروف ، جان اشتاین بک ، نویسنده آمریکایی کتاب های خوشه های خشم و موش ها و آدم ها و ... نیز ارنست همینگوی نویسنده کتاب های پیرمرد و دریا ، وداع با اسلحه و . . . که هر سه نویسنده از دریافت کنندگان جایزه نوبل هستند ،همچنین بازی های قوی اینگرید برگمن ، سالهای اوج بازیگری این بازیگر همچنین قدرت و ظرفیت در حال افزایش هالیود در آنزمان را نشان میدهد . می شود گفت که با توجه به درآغاز راه و جوان بودن سینما و با وجود امکانات کمتری که آنزمان نسبت به حال حاضر در اختیار سینما بوده است ، سینما از قصه ها و سناریوهای تازه و بکر و نویسنده های مشهور و پر اعتباری برخوردار بوده است . موقعیت و فرصتی که امروز کمتر در اختیار سینماست و بعضی کارگردان ها معتقدند که کمبود قصه و سناریوی خوب یکی از مشکلات جدی سینمای امروز در سطح جهان است .
چاپ اول کتاب توسط نشر قطره و در سال ١٣٨٣ صورت گرفته است.
امسال امکان حضور و بازدید از نمایشگاه کتاب نیافتم، چون در تهران نبودم ، ولی چون گذشته اخبار رویدادهای نمایشگاه ، بازدیدها ، کتاب های جدید ارایه شده ، کتاب های پرفروش و در مجموع استقبال خوبی که از نمایشگاه شده را دنبال کردم . خوشبختانه با وجود سلطه گرانی ها در زندگی روزمره مردم ، علاقه به کتاب ، خرید کتاب و کتابخوانی هنوز امیدوارکننده است . در گزارش ها ، تصاویر خبری و کلیپ های تصویری، صف هایی از مراجعین و مشتاقان کتاب و کتابخوانی دیده میشد که صبورانه برای دیدار نویسنده محبوب خود و درج امضای او بر صفحه ای از کتاب مورد نظر در صف ایستاده بودند .
هر کدام از ما اصولا کمتر خاطره یا حس خوبی نسبت به صف داریم از هرنوع و شکلش ولی دیدن صف کتاب خالی از لطف نیست به چند دلیل :
-- اینکه نویسنده ها و محققین ما با تلاش ها و زحماتشان توسط بخشی از مردم بخوبی دیده میشوند .
--میشود باور کرد که مشتاقان منتظر در صف حداقل کتاب مورد نظر و نویسنده را بخوبی میشناسند و کتاب هایش را دنبال میکنند.
-- ارزش این صف را در مقایسه با صف مثلا دیدار با یک بازیگری که صرفا به واسطه بازی و حضور در یک فیلم یا سریال مورد توجه قرار گرفته است نباید دست کم گرفت . بدون اینکه بخواهیم ارزش بازیگر و هنر بازیگری را نا دیده بگیریم ، گاهی دیده میشود که یک بازیگر جوان کم تجربه و کم سواد به دلیل انتخابش توسط کارگردان و حضور در یک فیلم و یا مجموعه تلویزیونی مورد توجه گسترده طیفی از تماشاگران قرار میگیرد ، بازیگری که پیشینه ای در بازیگری نداشته و بعداز این نمایش هم دیگر حضوری تاثیر گذار در عالم هنر نخواهد داشت ، خلاصه اینکه در کنار افراد با پیشینه و مجرب و خلاق بازیگر افرادی هم بر اثر اتفاق و بدون زمینه لازم بیش از سهم تلاششان در معرض دید رسانه ها قرار میگیرند ولی یک نویسنده به هیچ وجه نمیتواند بدون اشراف، مطالعه ، زمینه قبلی و توانایی نویسندگی کتابی ارایه کند و مورد استقبال هم قرار گیرد .
برای همه نویسندگان و تلاشگران حوزه نشر همچنین هنرمندان پر تلاش و مردی این دیار آرزوی توفیق بیش از پیش داریم .
حافظ شیرازی: پنج دلیل جاودانی
خواجه شمسالدین محمد حافظ شیرازی - بزرگترین شاعر غزلسرای تاجیک و فارس 31 مارس سال 1325م در شهر شیراز (در قلمرو امروزه ایران) متولد شده است. نام شاعر شمسالدین محمد است و چون او قرآن را حفظ کرده بود و به 14 نوع آن را تلاوت میکرد، تخلص«حافظ »را به خود گرفته بود.
ادبشناسان، حافظ شیرازی را یکی از استادان غزل می دانند که سطح این نوع شعر را به اوج برده است. از جمله، ادبیاتشناس تاجیک دولت رحمانیان بر این عقیده است که« حافظ شیرازی» در ردیف عمر خیام و مولانا از شاعران سطح جهانی تاجیک و فارس است.
هرچند از مرگ حافظ شیرازی بیش از 600 سال( حدود هفتصد سال ) گذشته است، اما امروز هم نام و آثار پرغنای او جاودان است. او را دوستداران شعر تاجیکی - فارسی«لسان الغیب»، یعنی داننده زبان غیب میگویند و به حافظ اعتقاد زیاد دارند.
در بین مردم تاجیک عادتی هست که زیر بالین کودک کتاب مقدس قرآن را میگذارند. با این قصد که فرزند آنها شخصی باایمان و با آداب گردد. اما در کناراین، بعضی از والدین تاجیک زیر بالین فرزند خود دیوان حافظ میگذارند که این دلیل بر بزرگی شاعر است.
آثار حافظ شیرازی تفسیر و شناخت قرآن است. از این رو، مردم به او اعتقاد زیاد دارند و کتاب شاعر را زیر بالین کودک خود میگذارند. دانشمندان دینی ما هم با توجه به آن که آثار حافظ«سخن خداوند»است، اجازه دادهاند که کتاب او زیر بالین کودکان گذاشته شود.
با استفاده از کتاب حافظ شیرازی فال دیدن، بین مردم عادی نه تنها تاجیکستان، بلکه بیرون از آن، از جمله افغانستان و ایران هم رایج است. دولت رحمانیان میگوید که خود او شخصاً به آثار حافظ زیاد اعتقاد دارد و به این سبب، هر وقت با استفاده از کتاب شاعر فال میبیند، درست میآید. او میگوید: پیش از باز نمودن کتاب اول باید نام خدا را ذکر نمود و بعداً، نیت کرده، کتاب را باز نمود و خواندکه حضرت حافظ چه میگوید.
رستم وهاب، شاعر و دانشمند تاجیک میگوید که فال حافظ به شیوههای گوناگون ادا میشود، اما معمول ترینش این است که بسمالله میگویند و نیت میکنند و مسئله را در ذهن میگیرند و پاسخ آن را طلب میکنند و دیوان حافظ را به تخمین می گشایند، تا چه پیش نظر آید.
امروز در آرامگاه خواجه حافظ نیز دیوان گذاشته شده و افراد جداگانه از روی آن فال میبینند.
آرامگاه حافظ در شهر شیراز ایران است که یکی از مکانهای زیارتی به شمار میرود. هر سال صدها هزار نفر به زیارت مقبره این شاعر مشهور میروند. آرامگاه او در سال 1935 م تحت رهبری معمار فرانسوی اندره گدار( فرانسوی ) بنیاد شده است.
در مورد تعداد دقیق زیارت کنندگان اطلاعات دقیقی در دسترس نیست، اما عبادالله، جوان تاجیک که چند سال پیش به شهر شیراز سفر کرده بود، میگوید آرامگاه خواجه حافظ واقعاً از مکانهای پرازدحام این شهر به شمار میرود. او میگوید: مقبره شاعر بطور زیبایی ساخته شده است و تعداد زیارت کنندگان نیز زیاد است. از هر گوشه و کنار جهان مردم میآیند. خارجی ها نیز خیلی زیاد هستند.
یکی از مشهورترین شاعران ، نویسندگان و فیلسوفان آلمانی یوهان ولفگانگ فون گوته به حافظ شیرازی توجه کرده، شیفته آثار، زبان، هنر شاعری او گشته بود.
دولت رحمانیان اعتماد دارد، که یوهان ولفگانگ فون گوته زبان فارسی را میدانست و شعر حافظ را نیز با زبان اصلی خوانده است.
از این سبب، شیفته شعر او گشته، در پیروی از او شعرهای زیاد گفته است. او در دیوان«شرقی و غربی» با زبان فارسی شعر سروده است که این بیانگر تأثیر زیاد اشعار حافظ بر خلاقیت اوست.
رستم وهاب میگوید که این عقیده هم هست که یوهان ولفگانگ فون گوته، اشعار حافظ را در ترجمه خوانده، اما این شاعر آلمانی به گونه ای در باره اشعار حافظ سخن میگوید که بدون دانستن زبان فارسی این چنین نظر دادن غیرممکن است.
یعنی به احتمال قوی ، گوته فارسی-تاجیکی را میدانست.
امروز اشعار خواجه حافظ به زبانهای زیادی ترجمه شده و در دسترس عاشقان شعر ناب تاجیکی - فارسی قرار گرفته است.
امروز آوازخوان های تاجیک و افغان و ایرانی از غزلهای حافظ شیرازی فراوان استفاده میکنند. مثلاً، غزل ـ « دل میرود ز دستم، صاحبدلان خدا را...» توسط چندین تن از آواز خوان های شناخته، از جمله سبحان سعید، عبادالله مشرب اف به آهنگ درآورده شده، به چندین شیوه اجرا شده است.
و یا غزل« امروز شاه انجمن و دلبران یکیست... » را آوازخوان شناخته عبدالله نذریف به طرز خیلی زیبا خوانده است.
غیر از آواز خوان های تاجیک و افغان و ایرانی، همچنین آوازخوان های شناخته جهان به زبانهای گوناگون غزلهای خواجه حافظ را به آهنگ درآورده، می خوانن دکه گواهی از شهرت شاعر میدهد.
https://www.news.tj/tj/news/tajikistan/society/20190331/ofizi-sheroz-5-daleli-ovido
توضیح : متن مقاله عینا از منبع تاجیکی آسیا پلوس ( به خط سیریلیک )برگرفته شده و برای اشنایی بهتر مخاطبان با تعابیر نویسنده تاجیک هیچگونه دخل و تصرفی در ان نشده است .