پدر نشانه ای از شوکت خداونداست پدر خزانه مهر است خموش لبخنداست
پدر تجسم صبر است به روزگار و زمان غریو و درد درونش همیشه دربند است
چو همتش بلند است و عزتش والا ستاده همچو صنوبر مثال الوند است
همیشه در صدد حرمت عزیزانش پدر به عزت فرزند همیشه دلبند است
کدام عاشق و شیدا مثال او باشد پدر حکیم و مشاور برای فرزند است
چو مادر است همیشه بفکر فرزندان پدر میانه فامیل مثال آژند است
بفکر آتیه همسر است و فرزندان دلش زحب عزیزان هماره آکنده است
هزار زحمت و محنت اگر ببار آید براه همسر و فرزند بزعم او قند است
یک از هزار نصیحت اگر ثمر برسد به روی چهره جدش هزار لبخند است
چه افتخار بزرگی که یاد و نام پدر بنام حضرت مولا علی پیوند است
پدر که راه علی رفت و رهرو او شد به یمن راه علی صابر و برومند است
انتشار یافته در روزنامه اطلاعات تیرماه 1388
برای مرحوم پدرم و همه پدران درگذشته طلب غفران و رحمت الهی دارم و برای همه پدران سخت کوش و با محبت عزت و آبرومندی و سلامتی و خرسندی آرزومندم.
جای نقد مسایل جاری جامعه ،اقدامات فرهنگی ، تحولات سیاسی ، تصمیمات اجرایی و هرآنچه که لازم است بررسی و نقد شود در رسانه هاست ، در این میان گاهی فراموش می شود که رسانه بعنوان ابزار پیام رسان ، رکن آگاه ساز جامعه و امکان تبادل نظر بین افراد ، مدیران ، تصصمیم سازان و تصمیم گیران که نقش مهمی در فرهنگ سازی ، جامعه پذیری ، سرگرمی و روشنگری جامعه دارد ،خود نیاز شدید به نقد، بررسی و هدایت مدبرانه دارند . طبعا نقد رسانه نیز در درون رسانه صورت میگیرد چه خود رسانه چه دیگر رسانه ها، از آنچه در جامعه خود می بینیم و مشهود است متاسفانه چنین نقد کارشناسی که می تواند باعث ارتقا بعد حرفه ای رسانه شود وجود ندارد اگر در مواردی برخی رسانه ها از یکدیگر بحثی و نقدی به میان میآورند این بحث ها معمولا ناظر به بعد سیاسی ، جهت گیری و عملکرد جناحی و حزبی برخی از رسانه هاست .
کمتر به یاد داریم که در نشست های علمی و بررسی های کارشناسی و حرفه ای رسانه هایی چون روزنامه ها ، مجلات تخصصی و خبرگزاریها یا سایت های خبری و تخصصی به توانمندی ها ، کمبودها و جهات عملکردی و حرفه ای خود بپردازند این وضعیت بخصوص در مورد رسانه رادیو تلویزیون بیشتر صادق است . رادیو تلویزیون در کشور ما به دلیل وضعیت انحصاری که دارد حتی از موارد اندک نقد و بررسی در سایر رسانه ها نیز محروم است و اصولا دیگر رسانه ها با احتیاط فراوان به این موضوع نزدیک میشوند. نا گفته پیداست که این وضعیت نمی تواند به هیچ وجه سازنده ، پویا و امیدآفرین باشد .کمبودهای نقد و بررسی کارکرد حرفه ای صدا و سیما را در یادداشت دیگری مورد توجه قرارمیدهیم به این امید که این بحث و بررسی ها و تلاش های دیگر دست اندر کاران و کارشناسان بتواند اندک تاثیری در بهبود فضای رسانه ای کشور داشته باشد.
با وجودتاکید و توصیه مکرر دلسوزان و فرهیختگان کشور بر پرهیز از کاربرد واژه ها و اصطلاحات بیگانه ، جایگاه مهم زبان فارسی و لزوم توجه به پیامدهای فرهنگی و اجتماعی این مهم با کمال تاسف مورد کم التفاتی و بی اعتنایی قرار دارد .
توسعه ارتباطات و بهره برداری روبه گسترش فناوری ها نوین در عصر حاضر قرزندان و آینده سازان این مرز و بوم را برای داشتن ارتباط با دنیای روبه توسعه معاصر بناچار به سمت این فناوری های سوق می دهد و نسل جدید هروز بیشتر از قبل در برابر واژه های جدید و بیگانه قرار میدهد .با توجه به واقعیتی که به آن اشاره شد لازم است که مدیران فرهنگی و برنامه ریزان کشور در دو جنبه ایحابی و سلبی برای اهمیت دادن به این موضوع اقدام کنند یکی نشر و توسعه واژه های معادل و دیگری همت در کارنبردن کلمات بیگانه و دقت در استفاده صحیح از زبان فارسی ، بدیهی است که رسانه ها و در راس آنها رسانه هایی که با بودجه عمومی اداره میشوند و رسالت فرهنگی تعربف شده ای در قبال مردم و فرهنگ کشور دارند بویژه صدا وسیما رسالت سنگینی از این بابت برعهده دارند، در همین روزها رییس فرهنگستان زبان فارسی اظهار داشته است که تنها در دو سال اخیر چهل و پنج هزار معادل فارسی برای کلمات بیگانه استخراج و معادل سازی شده است البته این اقدام تلاشی در خور اهمیت است ولی تا این کلمات در رسانه های فراگیر مورد استفاده ، کاربرد و جایگزینی قرار نگیرند برای مردم محسوس و ملموس نخواهند بود و به سطح جامعه نخواهند آمد .
متاسفانه کاربرد کلمات بیگانه و استفاده از اسامی خارجی کمابیش در برنامه های رادیو تلویزیونی ، نوشته های بسیاری از نشریات و روی تابلوهای رنگارنگ شهرها همچنین نشانه ها و برچسب های بسیاری از تولیدات داخلی به امری رایج تبدیل شده است و با ین روند حساسیت ها هر روز کمتر میشوند ، امری که میتواند برای فرهنگ کشور خطرناک باشد و میراث غنی گذشتگانمان را دچار خدشه کند ، طبعا با وجود کارآمدی و تاثیرگذاری رسانه ها بیش و پیش از هرکس مدیران و برنامه ریزان رسانه ها می توانند با برنامه ریزی از خطرات وارده بر فرهنگ و زبان جلوگیری کنند و بر تقویت زبان فارسی و پاسداری از میراث غنی گذشتگان موثر باشند ، البته این توان بالقوه بطور مداوم می بایست بالفعل. اجرایی و کاربردی شوند تا اثربخش و امیدآفرین باشند ، مصداق های آنچه که گفتیم آنقدر در جامعه فراوانند که نیازی به برشمردن آنها نیست با این وجود به دلیل اهمیت موضوع در یادداشتی دیگر بیشتر شواهد و مصداق های موجود را مورد توجه قرار خواهیم داد .