اکثر افرادی که با نام ریچاردفرای شرق شناس و ایران پژوه آمریکایی آشنا هستند این آشنایی را طی سالهای اخیر از طریق رسانه های رسمی کشور بویژه صدا و سیما به دست آورده اند،. از طریق گزارش هایی که از وی پخش می شد. چند مصاحبه و گزارش را دوست و همکار قدیمی آقای بیژن نوباوه وطن که در این زمان نماینده مجلس شورای اسلامی است و در سال های 1380 تا حدود 1385 نماینده خبری صداو سیما در نیویورک بود تهیه و منعکس کرد همچنین گزارش های متعدد تولیدی از جمله برنامه ای در مورد فرای که در مجموعه معرفی ایرانشناسان شبکه اول سیما چند سال قبل از این پخش شد.علاوه بر اینها انعکاس اخبار و گزارش های متعدد از توجه و تجلیل های مکرر توسط آقای احمدی نژاد رییس جمهور وقت در همایش های ایرانیان و ایرانشناسان همچنین درهمایش بین المللی فارابی از آقای ریچارد فرای، اینها همه باعث شد تا طی سالهای گذشته علاوه بر اهل تحقیق و پژوهش طیف وسیعی از افراد جامعه با نام و جایگاه علمی فرای آشنا شوند.
با همه نکات و ملاحظاتی که گفته شد و به پاس خدماتی که وی در مورد معرفی بیشتر ایران و ایرانی به جامعه علمی جهان داشته است و بنابر رویه اخلاق مدارانه ایرانیان در طول تاریخ شایسته تر این است که اگر شناخت کاملی از وی نداریم یا شک و شبهه ای در مورد شخصیت وی وجود دارد و در زمان حضور و سفرهای مکررش به ایران مطرح نشده و بحثی و نقدی بعمل نیامده است لا اقل در این زمان که درگذشته است در تخریب چهره اش پیش قدم نشویم .
دوست عزیز و گرامی آقای علیرضا نقاش که در سال 1389 مصاحبه ای در منرل فرای در ایالت ماساچوست آمریکا و محل فعالیت های دانشگاهی وی دانشگاه هاروارد انجام داده و در اختیار برنامه مرتبط در شبکه یک سیما به تهیه کنندگی آقای عبدالحمید ارجمند قرار داده است ضمن تعریف و توصیف رفتار انسانی و محبت و همکاری بسیار مرحوم فرای در انجام مصاحبه و علاقه وافر وی به فرهنگ و تمدن ایران عکس یادگاری خود با فرای در منزل شخصی وی در اختیارم قرار داده است که ضمن تشکر فراوان از ایشان عکس مذکور را جهت رویت و ملاحظه دوستان در اینجا بنمایش میگذارم ،

دخالت های سیاسی مستمر در فرهنگ و بهره برداریهای سیاسی یا سیاست بازی های فرهنگی متاسفانه طی سال های اخیر ضربه های متعددی به فرهنگ غنی و دیرپای این مرز و بوم زده است تعدادی از روی کم اطلاعی و بی توجهی یا بهره برداری های کوتاه مدت گروهی و حزبی دست به اقدامات و حرکاتی زده و میزنند که جز انعکاس منفی و لطمه به چهره پر صلابت و خوشنام فرهنگ ایرانی در چهان اثری نداشته و ندارد .
امروزه در حالی که نیاز فراوانی به بازشناسی فرهنگمان و افزایش تولیدات و عرضه محصولات فرهنگی در سطح جهان داریم برخی آگاهانه ولی به دلیل عقده های تاریخی از ایران و برخی به دلیل منافع سیاسی خود از هیچ تلاشی برای مخدوش کردن چهره فرهنگی ایران و ایرانی فروگذار نمی کنند . متاسفانه در داخل نیز عده ای نا دانسته همین مسیر را طی میکنند و عجیب تر در این میان سکوت معنی دار یا احتمالا رضایت برخی از اهالی فرهنک و سیاست است که در همه موضوعات ریز و درشت برای خود سهم و شانی قایلند و اظهار نظر میکنند، یکی از نمونه های این برخوردها هیاهو بر سر موضوع دفن پیکر ریچارد فرای ایرانشناس آمریکایی در حاشیه زاینده رود بر اساس قول و قرارهای قبلی است . جالب است که تا قبل از این هیاهوها بارها شخصیت فرای مورد توجه و تقدیر رسانه های داخلی قرار گرفته بود و از جانب مسولین و در راس همه رییس جمهور پیشین بارها مورد تشویق و تقدیر قرار گرفته بود . گزارش های متعدد و برنامه های مختلفی از وی تهیه و در شبکه های داخلی پخش شده است و البته تا قبل از این کمتر کسی شخصیت وی را به نقد کشیده یا خدمات وی در مورد معرفی ایران در جهان را زیر سوال برده است و اصولا شناخت چندانی از وی در جامعه نبوده تا حساسیت مثبت یا منفی در پی داشته باشد. معرفی وی در زمره ایرانشناسان ،پژوهشگران و شرق شناسان بوده و عامه مردم شناختی نداشتند . حال چه شده که عده ای موضوع فرای را به سطح جامعه کشانده و در معاملات سیاسی و معادلات روزمره به بازی گرفته اند،نه نقدی کرده اند نه شناختی داده اند و نه ظاهرا نگران بازتاب های جهانی برخی حرکات خام و منفی اند ؟
البته نظیر این رفتارها با پشتوانه ها و انگیزه های سیاسی بازهم رخداده است اما عاملان و ناشران این اقدام ها کمتر به فکر پیامدها و بازتاب های جهانی اقدام های نسنجیده فرهنگی بوده اند طبعا اگر دلسوزی ها برای فرهنگ دیرپا و غنی این مرز و بوم باشد این فرهنگ در طول زمان خود چهارچوبهای اخلاقی و مرام و معرفت نقد و برخورد با دیگران را در گفتار و عمل مشخص کرده است همان رفتارهایی که قرن ها بسیاری چون ریچارد فرای را به خود مجذوب کرده است. انشاالله در مورد ریچارد فرای در یادداشت دیگری بیشتر خواهیم نوشت .
قبل از هر کدام از اقشار فرهنگی درکشور معلمان و آموزگاران بعنوان معروفترین فرهنگیان و وزارت آموزش و پرورش بعنوان قدیمی ترین وزارت ذیربط با عنوان فرهنگ و معارف مشهور و معروف بوده است و قبل از هر صنف و قشری در جامعه عنوان فرهنگی به این قشر زحمتکش تلقی می شده است ، بعدها وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (فرهنگ و هنر سابق )، وزارت فرهنگ و آموزش عالی ، فرهنگستان های مختلف و دیگر سازمان ها و نهادهای فرهنگی پا به عرصه فعالیت نهادند .بدون تردید همه افراد و اقشاری که سهمی در آموزش دادن کودکان و جوانان امروز کشور و مدیران و کارشناسان فردای این مرز و بوم دارند عهده دار کاری بس مهم وارزشمندهستند .باوجود ارزش و جایگاه مهمی که معلمان دارند همه ما می دانیم که این قشر آبرومند و زحمتکش بویژه بعد از تحولات اقتصادی چند سال اخیر و کم ارزش شدن پول ملی در سختی و زحمت بسر می برند و با مشکلات فراوانی روبرو هستند بنحوی که یک معلم در مناطق مختلف کشور قادر نیست که صرفا با تکیه بر درآمدشغل معلمی زندگی خود و خانواده خود را اداره کند .
طبعا یکی از دلایل تبلیغاتی نشدن مشکل معیشتی معلمان کرامت نفس و فرهنگی بودن آنان بعنوان کسانی است که هر روز چشم در چشم و در ارتباط نزدیک با فرزندان این مرز و بوم هدایتگر رشد و تعالی آنها هستند و البته کم توجهی رسانه ها از هر شکل و توانایی به مقوله ای که گفته شد شاید مهمتر از بعد مادی ابعاد معنوی حضور ، اهمیت و اعتبار فرهنگیان در جامعه است اما در یک نگاه به حجم موضوعات ، عکس ها و گزارش های خبری تحلیلی ، مستند ، مقاله ها ، گفتگو ها و . . . بنحوی خیلی روشن و گویا کم توجهی و به عبارت بهتر بی توجهی به قشر عظیم و شریف معلمان و کارشناسان خودنمایی میکند .در یک مثال ساده کافی است میزان حضور رسانه ای یک معلم یا استاد در رسانه ها طی حدود سی سال خدمت خود با میزان حضور رسانه ای یک بازیگر جوانی که اولین فیلم سینمایی یا سریال تلویزیونی خود را بازی کرده است البته آنهم در برنامه های غیر تخصصی و بی ارتباط با هنر بازیگری مقایسه شود. جالب است وقتی در این موضوع دقت میکنم می بینیم که از بعد بی توجهی و بی عدالتی ذکر شده هیچگونه تفاوت معنا داری بین صدا و سیما با سایر رسانه ها وجود ندارد و حضور تکریم و تشویق یک استاد دانشگاه با سی سال خدمت و یک معلم با سالها تلاش غالبا اتفاقی و آنهم پیامد یک رویداد خاص است ، بنظر میرسد بابت این بی توجهی و اختلاف فاحش علاوه بر رسانه ها .مدیران و مسولان ذیربط نیز همواره سهم داشته و دارند شاید سال فرهنگ زمینه و انگیزه خوبی برای طرح و توجه به کوشندگان آموزش و فرهنگ کشور باشد .