در آخرین روزهای ماه مهر (1391) علی اصغر پور محمدی مدیر پیشکسوت شبکه سه سیما از این شبکه رفت . برای اینجانب که سالها در صدا و سیما همکار وی بوده ام همچنین دیگر مدیران فدیمی صدا وسیما که طی سالهای اخیر کمابیش از دیدگاه های مدیریت عالی صدا و سیما مطلع بوده ایم این خبر چندان غیر منتظره نبود چون روند تغییر مدیران با تجربه و کارآشنا و موفق در صدا و سیما به بهانه جوان گرایی چند سالی است که تند شده است گرچه تقریبا بزعم بسیاری از کارشناسان در هیچ مورد جانشینان انتصابی قویتر نبوده و کارآمدی بیشتری از خود نشان نداده اند همچنین هیچکدام از رفتگان مسن تر از باقی ماندگان یا شخص رئیس و معاون سیما ی ایشان نبوده اند با این وجود باید گفت تصمیم در مورد تغییر و تعویض پور محمدی خواست چند ساله مدیریت سازمان بود که هر بار این اقدام به دلیلی منتفی شده بود . بنظر میرسدعمده مشکل پور محمدی از دید مدیریت سازمان عمل کردن در شبکه با نگاه و برداشت ویژه خود و قدری خود رایی بوده است ،گرچه وی هیچگاه مخالفت کلامی و برخورد نظری و جنجالی نداشت اما تمامی ملاحظات ریاست را بویژه در تولیدات تلویزیونی رعایت نمیکرد .
بدون تردید توفیق پورمحمدی در تولید برنامه های اجتماعی مردم پسند و برخورداری از برخی پشتیبانی ها همواره باعث به تاخیر افتادن رای و تصمیم مدیریت شده بود . از باب آشنایی بیش ازبیست ساله ای که در درون صدا و سیما با وی داشته ام همچنین همکاری و حضور مشترکمان در بیش ازپانصد نشست و جلسه مربوط به مدیران شبکه ها طی هفت سالی که مدیر شبکه جام جم بوده ام ( سالهای 82 تا 88 )بویژه جلسه ثابت و هفتگی با ریاست صدا وسیما و معاون سیما نکات و ملاحظاتی از مدیریت و حضور آقای پورمحمدی در جایگاه مدیریت شبکه و قبل از آن سالها مدیریت تولیدی و برنامه سازی در سیما و صدا بنظرم قابل طرح و یادآوری می باشد که اختصارا به آنها اشاره می کنم .
4 - موفق ترین سریال های سیما طی دهه هشتاد در شبکه سه سیما و با حمایت و پشتیبانی پور محمدی تولید شدند .
5-طی دهه هشتاد شبکه سه بیشترین میزان جذب مشارکت رادر تولید برنامه ها بر عهده داشت پایه این سیاست را بطور جدی آقای کردان گذاشته بود اما مورد توجه و حمایت و پیگیری مدیریت سازمان بود گرچه این سیاست که شبکه سه پیشتاز آن بود مورد نقد کارشناسان نیز قرار داشت ، آنها معتقد بودند که برخی از نهاد ها و سازمان ها با پرداخت وجه و مشارکت پولی سهمی از حضور در سیما می یابند که برای دیگر نهادها ممکن نیست .
پنج سال از درگذشت ناگهانی آقای محمد هنردوست قائم مقام وقت سازمان صدا و سیما گذشت .هنردوست در پایان یک روزپرکار و در ماه مبارک رمضان ( هفتم آبانماه 1386 ) بر اثر سکته قلبی درگذشت قبل از این در یادداشتی بنام "دوستی بنام هنردوست " نوشتم که به دلیل همکاری نزدیک و قائم مقامی ایشان در دورانی که معاون ارتباطات و اموربین الملل صدا و سیما بود تا حد زیادی با خصوصیات اخلاقی و رفتاری آن مرحوم آشنایی داشتم ، برخی از ویژگی های شخصیتی و اخلاقی مرحوم هنر دوست را برشماردم و تا حدی از خصلت های انسانی او یاد کردم در اینجا با انگیزه یاد بود وی نکاتی دیگر را یادآور میشوم ،
هنر دوست با اینکه خط مشی و مشرب مشخصی در معادلات سیاسی روز جامعه داشت و دبیرکل حزب تمدن اسلامی بود هیچگاه در نشست های کاری یا جلسات چند نفره بحثی از موضع گیری های روزمره نداشت . با اینکه در رفتار سیاسی خود منتقد جریان اصلاحات بود، بعد از آن نیز از بسیاری از اقدامات طی دوران ریاست جمهوری نهم بویژه ضعف مدیریت ها نیز انتقاد داشت و از برخی پیشامدها افسوس میخورد همچنین بر خلاف اظهارات برخی از مسئولین صدا و سیما در مراسم یاد بود وی، هنردوست نسبت به عملکرد بعضی از مدیریت های درون صدا وسیما نیز سخت انتقاد داشت و اتفاقا در زمان مسئولیت از سوی بعضی از حوزه های مدیریتی درون سازمان صدا و سیما با او همکاری لازم بعمل نمیآمد . بدون تردید حضور مرحوم هنردوست در جایگاه مدیریت های ارشد صدا و سیما با آن روحیه انسانی ، مدارا و اخلاق مداری و تعهد اسلامی توازن دهنده بسیاری از رفتارها و معادلات درون سازمانی بود امری که همچنان خلائ آن احساس میشود یادش گرامی و روحش قرین رحمت باد .