چند اداره و تشکیلات در وزارت امور خارجه و سازمان فرهنگ و ارتباطات همچنین شبکه ای از صدا و سیما برای پوشش برنامه ای جهت ایرانیان خارج از کشور در سالهای گذشته فعالیت داشته و کم یا بیش هنوز هم نامی از آن ها در میان است . ولی گذشته از تعارفات معمول ، دولت اصولا کدام ارتباط فعال و هدفمند با ایرانیان خارج از کشور دارد .؟ اصولا برداشت و شناخت ادرات تعریف شده در این موضوع از ایرانیان خارج از کشور چیست .؟ ایرانیان خارج از کشور چقدر اهمیت دارند .؟ فعالیت ها و حمایت هایی که از جانب حاکمیت در این ارتباط میشوند ، چگونه است ، چقدر موثر و سازنده است .؟
آنچه که بنظر میرسد این است که اولا هیچگاه ساز و کار تعریف شده ، هماهنگ و منسجمی برای پیگری امور ایرانیان مهاجر و مقیم خارج از کشوروجود نداشته است، ثانیا در سالهای اخیر با گرفتاری های بیتشتر دولت ها در داخل حد اقل ارتباط قبلی نیز دچار وقفه شده است .
برخی از کشور ها برای مهاجرین و اتباع خود در خارج از کشور وزارتخانه یا سازمانی در سطح آن دارند ، سازمانی که از منافع شهروندان خود در خارج دفاع میکند از ارتباطشان با کشور مبدا حمایت میکند و با روش های مختلف سعی دارد که از سرمایه های هموطنان مهاجر برای سرمایه گذاری و توسعه کشور بهره بگیرد .
در کشور ما کنسولگری ها و بخش کنسولی سفارتخانه ها کارهای کنسولی هموطنان را انجام میدهند ، اما یک برنامه ریزی هماهنگ ، هدفمند و پیگیرانه برای این منظور وجود ندارد یا حداقل میتوان گفت خدمت رسانی فوق العاده وجود دارند ، کار چشمگیری صورت نمیگیرد . در داخل کشور سازمان های مختلف نظارتی برای نظارت و بررسی کار نهادهای موظف وجود دارند ، همچنین مردم خود شاهد و ناظر نوع عملکردها ، برخوردها و انجام فعالیت ها ، هستند .اما بسیاری از مراجعین از خارج از کشور به نهادهای نظارتی دسترسی ندارند، یا مشکلات گرفتاری های خود را بعد از یکی دو تماس و پیگیری دنبال نمیکنند .
گاهی در برنامه های انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری سخن از توجه به ایرانیان خارج از کشور میشود ولی در عمل طی سالیان اخیر اتفاق مهم و قابل ذکری در این راستا صورت نگرفته است .
طوفان الاقصی در میانه تجاوز و تعدی کشتار رژیم اسراییل اتفاق افتاد و تلنگر سخت و تکان دهنده ای شد برای صهیونیست های غاصب ، اینکه گفته شود حماس حمله کرد و صهیونیست ها پاسخ دادند ، از سست ترین و بی اعتبارترین ادعاهاست چرا ؟ چون روز قبل ، ساعت قبل از پاسخ نیروهای مقاومت حماس ،تجاوز ، تعدی و کشتار وجود داشت ، ساعت بعد ، روز بعد و روزهای بعد از آن تجاوزات ادامه یافت ، البته با توجه به شوک وارده بر صهیونیست ها ،ادامه تجاوزات، سبعانه تر ، و وسیع تر و گستاخانه تر نسبت به همه قوانین ، قواعد و چهارچوب های مورد تفاهم بین المللی اتفاق افتاد .
بعضی به نحوی تحلیل میکنند که انگار کشتار ، تجاوز و تعدی توسط نیروهای اسراییلی نسبت به مردمان فلسطینی به ویژه این روزها در محدوده غزه را به انحای مختلف حق طبیعی اسراییلی ها و نوعی دفاع !؟ میدانند .انگار پیشینه و تاریخ این رژیم از سال ۱۹۴۸ را منظور و محاسبه نمیکنند . از هرکجا که تاریخ حضور رژیم اسراییل بررسی شود ، کمابیش همین وضع بوده و تداوم یافته است ، هر بار اسراییل وسیع تر حمله کرده ، بی رحمانه تر دست به کشتار زده ، از جمله در حمله و موشک باران بیمارستان المعمدانی که مستقیما چندین هزار بیمار ، بی پناه ، مجروح ، زن و کودک ، بدون آب و غذا و برق و روشنایی را مورد حمله وحشیانه قرار داده ، در هر مورد حاکمان اسراییل ابتدا ، چند خبر مشکوک منتشر میکند که گویا نیروهای خودی دچار اشتباه در حمله شده اند ، آن ها سعی دارند تا با کنترلی که بر اخبار خود دارند حقایق برملا نشود، اما به زودی اخبار واقعی با شواهد کافی توسط نیروهای مستقل ، برخی رسانه ها و شهروند خبرنگاران منتشر میشود ، حتی در شرایطی که اسراییل دسترسی به همه امکانات را برای دیگران ممنوع و ناممکن ساخته است ، حقایق با تاخیر برملا میشود . اسراییل با تشکیک و چندگانگی و انعکاس اقوال مختلف، فشار شدید مخالفت ها در صحنه جهانی را برخود در حد ممکن کم میکند و صد البته مسیر تجاوز و تعدی را چون گذشته تداوم می بخشد.
دو سال از انتصاب رییس جدید سازمان صدا و سیما میگذرد . بنابر سنت معمول رسانه ها ، نگاهی میاندازیم بر مسیر طی شده در دو سال گذشته ، قبل از هرچیز، یادآوری میکنم که بنابر ساختار ، رویه گذشته و مقتضیات تعریف شده در راهبری این نهاد ،انتظار نمی رفت و نمیرود که حتی در حد جابجایی و تغییر مدیریت در وزارت خانه ها یانهاد ها و سازمان های دیگر، بعد از تغییر مدیریتی ،تحولی اساسی و بنیادین در این مجموعه اتفاق بیافتد . البته خصوصیات و رفتار فردی ریاست تا حدودی به ویژه برای کارمندان سازمان میتواند متفاوت باشد . مثلا ریاست قبلی به جای تکریم بازنشستگان سازمان حتی ورود آنان را به محوطه جام جم ممنوع و محدود کرده بود ، ریاست فعلی برای این موضوع برنامه ریزی کرد .با این همه رسانه عظیمی که قرار بوده است ، در عمل فراگیر و ملی نیز باشد ، تا رسیدن به منظور و با مسما شدن نام خود فاصله زیادی دارد .
به دلیل اهمیت کارکرد صدا و سیما نکاتی را در این خصوص یادآور میشوم.
--صدا و سیما طی تمام سالهای اخیر نتوانسته است به عنوان ملجا و منبع بیان همه تفکرات مطرح ، قانونی و مجاز در کشور مورد توجه و رجوع متفکرین با سلیقه های مختلف قرار گیرد . این شیوه عملکرد امر جدیدی نیست ، حداقل طی دو دهه اخیر به گونه ای بوده است که به هر شکل پشتیبان تفکرات و جریان های مورد قبول و همسو بوده و در ممنوعیت یا محدودیت حضور تفکر ات غیر همسو یامنتقد طی دو سال اخیر تغییری ایجاد نشده است .
-- در مورد پخش اخبار نیز همچنان از رویه های قبلی و قدیمی با اندک رنگ و لعاب متفاوت استفاده میشود . اینکه بسیاری از رسانه های خارج از کشور هجوم گسترده ای برای اقناع و تاثیرگذاری بر مخاطبان داخلی دارند ، یک واقعیت است ولی این همه واقعیت نیست ، سنت غالب صدا و سیما در خبر رسانی به ویژه در قبال مشکلات و بحران ها همواره ابتدا شیوه تدافع و تکذیب و سپس عکس العملی بوده است، کماکان در بر همان پاشنه می چرخد با این تفاوت که توانایی ارتباط ، اطلاع و تاثیرگذاری مخاطبان نسبت به گذشته کاملا افزایش یافته است ،در عین حال امکانات و ارتباطات رسانه ای سازمان نیز بهتر و قویتر شده است و طبعا باید سعی بیشتری در شفافیت عملکرد هاو پخش به موقع و دقیق خبرها صورت بگیرد تا از رسانه های رقیب و کاربران فضای مجازی و شهروند خبرنگاران داخلی عقب نیافتد ، در این صورت حتما مخاطبان نسبت به خبر رسانه اعتماد بیشتری خواهند داشت و کمتر نیازمند مراجعه به منابع دیگر خواهندشد ، البته این کاری بس مهم وسخت است و کندن و جدا شدن از رویه های سنتی گذشته ،علاوه بر تلاش و همت ، در عین حال به همکاری و پشتیبانی نهادهای تصمیم گیر و تاثیرگذار خارج از سازمان نیز نیاز دارد .
-- مدیریت جدید در بدو ورود بر تحول تاکید داشت، تغییراتی نیز در بعد مدیریتی اتفاق افتاد و سن متوسط مدیران نسبت به قبل پایین تر آمد و به اصطلاح جوان سازی شد ولی تا به حال تحول و پیشرفت قابل توجه ای در تولید برنامه ها ، تعمیق محتوا و تامین رضایت و کسب اعتمادبیشتر مخاطبان ، مشاهده نشده است . البته صدا و سیما دو رسانه بزرگ و فراگیری هستند که تحول همراه با توقف در آن نمیتواند اتفاق بیافتد ، باید ضمن اداره و مدیریت امروز رسانه ، برای فردا ، فصل آینده و چشم انداز سال های بعد نیزبرنامه داشته باشد .
--صدا و سیما همواره در برخی از جنبه ها دچار افراط بوده و همچنان هست، در ابعادی نیز بی تناسبی افزایش یافته است ،در تمامی مناسبت های مذهبی فضا سازی قبل از مناسبت ، اصل مناسبت و مشایعت و بدرقه طولانی آن ، یک سنت شده است ، معلوم نیست چرا هیچگاه نسبت به این نحوه پوشش برنامه ها آسیب شناسی نمیشود و از کارشناسان ذیربط و مخاطبان نظر خواهی به عمل نمی آید.در ایام حج و روز عرفه تمامی شبکه های تلویزیونی در حال پخش دعای عرفه بودند .! واقعا اگر دو ، سه شبکه سراسری و در دسترس عموم دعا و برنامه مناستی ویژه پخش کنند کفایت ندارد.؟ راهپیمایی و پیاده روی عظیم مردم به مناسبت اربعین حسینی موضوع مهمی بود و صدا و سیما نیز پوشش وسیعی به این رخداد داد و درصد بالایی از خبرها و برنامه های تولیدی شبکه های متعدد معطوف این رویداد شد، طبعا موضوع نیاز به توجه کامل داشت ولی باید برای همین موضوع مهم نیز حد و اندازه ای در نظر گرفت ، همزمان به سایر موضوعات ، مشکلات ، نیازها و حساسیت های روزجامعه نیز توجه کرد .
-- صدا و سیما مدت هاست که به شیوه ای حرکت میکند ، برنامه میسازد ، گزارش میگیرد و از افراد دعوت میکند که انگار خود را صرفا رسانه بخشی از مردم و قشری یا اقشاری از جامعه میداند ، متاسفانه تلاشی برای فراگیری و در برگیری اکثریت قاطع مخاطبان با حفظ چهارچوب های ابلاغی نمیشود یا لا اقل توفیق محسوسی در این مسیر حاصل نمیشود ، تغییرات در نوع پوشش و ظاهر مجریان و برنامه سازان در ماه های اخیر نیز کاملا در همین ارتباط ارزیابی می شود .
-- جایگاه ریاست صدا و سیما در نظام سیاسی و فرهنگی کشور جایگاه مهمی است ولی این اهمیت الزما نشان از قدرت بالای تصمیم گیری او نیست ، برخلاف آنچه تصور میشود ،اینگونه نیست که این رسانه عظیم تنها به یکی دو حوزه بالا دستی پاسخگو و یا تاثیر پذیر باشد، بلکه نهادهای مختلف و شخصیت های متعدد با شیوه های مختلف بر این دستگاه تاثیرگذار هستند به ویژه در جهت نفی و محدود سازی و اعمال فشار برای پرهیز از گسترده تر شدن طیف در برگیری و پوشش مخاطبان ، به همین دلیل غالبا مدیریت ها علیرغم خوشبینی ها و وعده های اولیه ، به مرور به سمت نوعی محافظه کاری و عدم تحول حرکت می کنند .
-- صدا و سیما سازمانی حجیم به لحاظ ساختاری و تعدد شبکه ها و مجموعه های وابسته ،، گسترده به لحاظ جفرافیایی ،پر عایله و غیر متناسب به لحاظ تعداد نیروها با بیش از ۴۰ هزار نفر حقوق بگیر است ،افزودن و سپردن مسولیت های دیگر مثل ساتنا به این سازمان، علاوه بر کم رنگ شدن تنوع و پاسخ گویی به ذایقه مردم درتولیدات ،گامی در پر مشغله تر کردن و سنگین تر کردن بار مسولیت مدیریت و مجموعه این سازمان است .
--- با توجه به تعدد و تنوع امکانات ارتباطی و دسترسی مردم ما به انواع پیام ها و هجوم رسانه ای مخالفان ، رقیبان ،و تغییرات وسیع سپهر رسانه ای کشور، منطقه و جهان دیگر نمیتوان به شیوه های قبلی فعالیت موفق داشت ، انحصار صدا و سیما در تولید و پخش خبر و تولید حتی در داخل کشور با چالش جدی روبرو شده و حتما باید این رسانه تجدید نظری اساسی بر روند تولید و پخش و تعامل با مخاطب داشته باشد . تداوم شیوه های گذشته چاره ساز ، بهبود دهنده و رافع نیازهای مخاطبان نخواهد بود .
-- با وجود تاکیدات مکرر مقامات عالی کشور در مناسبت هاو مقاطع مختلف ، زمان زیادی است که توجه به تقویت و توسعه زبان فارسی در اولویت قرار ندارد ، به عبارتی به جز مواردی کوچک ،حرکتی تاثیرگذار در شرف اقدام نیست ، در این زمینه نهاد های دیگری نیز مسول هستند که به وظیفه خود عمل نکرده یا موفق نبوده اند ، صدا و سیما میتواند علاوه بر تهیه برنامه های پر محتوا از راه مطالبه گری در سطح ملی این مقوله مهم به طور جدی دنبال کند، بنیادها و نهادهای متعددی برای زبان فارسی مسول هستند و بودجه دریافت میکنند ولی حضور فعال ندارند .متاسفانه در سال های اخیر تعامل با ایرانیان مقیم خارج از کشور که قبل از آن هم کم رنگ بود ، ضعیف تر شده است ، در اقدامی غیر حرفه ای و غیر تخصصی ، اخیرا دستور انتقال پخش شبکه جهانی جام جم که یکی از رسالت های آن تلاش برای حفظ هویت فرهنگی و ارتباط ایرانیان خارج از کشور با داخل و نیز توسعه زبان فارسی در خارج از کشور است از بستر ماهواره به بستر اینترنت صادر شده است.
-- حتی دیده شدن یک یا دو سریال به تنهایی نمی تواند نشانه توفیق سیما با ظرفیت عظیم آن ارزیابی شود با این همه طی دو سال گذشته تولیدات متفاوتی روی آنتن پخش شبکه ها نرفته است، چند برنامه پر مخاطب و موفق از نگاه مخاطبان توسط مدیریت تعطیل شدند ولی برنامه هایی همتراز یا نزدیک به آن ها جایگزین نشدند ، در این شرایط مخاطبان تلویزیون به ویژه زمانی که امکانات و انتخاب های دیگری داشته باشند معطل و منتظر نمی مانند ، نباید لحظه ای توجه به آنان دچار وقفه شود.
-- در فضای رسانه ای کشور و از زبان بسیاری از کارشناسان بارها و بارها گفته شده و میشود که مردم ما شاد نیستند ، نیاز به شادی و سرگرمی در کشور کاملا محسوس است ، با این وجود سال هاست که برنامه های طنز و سریال های مفرح و سرگرم کننده در شبکه ها به حد اقل رسیده است، غالب تهیه کنندگان تولید فیلم و سریال های تلخ و محزون را بی درد و سر تر می دانند ، غالب جمعیت کشور ما در سبد هزینه زندگی روز مره شان سهمی برای تفریح و سرگرمی ندارند یا به دلیل مشکلات جاری در اولویتشان نیست ، برای این جمعیت ،همچنان رادیو و تلویزیون ارزان ترین وسیله برای اوقات فراغت هستند ، باید این مقوله جدی گرفته شود . طی دو سه سال سالی اخیر، سهم نشاط و سرگرمی حتی نسبت به سابق کمتر شده است ،افزایش برنامه های گفتگو محور ،یکسویه و کم تحرک نمیتواند جایگزین برنامه های نمایشی، طنز و سایر سبک های پرطرفدار شود .
-- آقای دکتر جبلی به لحاظ شناخت کار رسانه ،سابقه بهتری از برخی رییسان قبل از خود دارد ولی تنها این کفایت نمیکند ، صدا و سیما نیاز به تحول دارد ، تحولی که واقعا دیدگاه ها و نیازهای مردم را پاسخ دهد به نحوی که کمتر احساس نیاز به رسانه های غیربومی کنند ، معلوم نیست درفضایی که همگان کمابیش از همه چیز باخبرند، چرا این سازمان از طرح برخی انتقادات توسط مدعوین و کارشناسان نگرانی دارد ، انتقاداتی که به وضوح در جامعه دیده میشود و مردم با تمام وجود آن ها را لمس میکنند ، البته در مواردی بنا بر شرایط چند برنامه نقد و بررسی مسایل روز روی آنتن رفته است که مطلع خوبی است ولی نه تعداد برنامه ها و نه ترکیب کارشناسان متنوع و متناسب نیستند، متاسفانه روند حذف بسیاری از برنامه های زنده مدت ها قبل از ریاست آقای جبلی آغاز شده بودو هم اکنون نیز برخی برنامه های معمولی و غیر حساس نیز ضبطی شده و تولیدی پخش میشوند که حرارت و تازگی لازم راندارند ، فرض بگیرم کارشناس برنامه اشتباهی هم روی آنتن مرتکب شود یا تپقی بزند ، امری که معمولا در رسانه های صوتی وتصویری پیش میآید و برنامه سازان مجریان از پس تصحیح و توضیح آن برمی آیند .
-- صدا و سیمای پر عایله و پرهزینه ، علاوه بر بودجه دولتی ، درآمدهای خوبی هم از تبلیغات دارد، اما با این همه برخلاف تصور بسیاری در کشور حتی برخی از نمایندگان ، میزان حقوق دریافتی کارمندان به ویژه بازنشستگان این سازمان از بسیاری از نهادها و سازمان ها کمتر است و اکثریت حقوق بگیران آن حال خوشی ندارند .شاید با تعطیل و حذف تعدادی از شبکه های مشابه و موازی ،که یکی ، دو مورد آن اتفاق افتاد و حذف و جدا سازی مجموعه های غیر رسانه ای، بکار نگرفتن نیروهای جدید خارج از روال رسمی و قانونی ، در نتیجه با چابک سازی مجموعه، بتوان تعادلی در خرج و دخل و اداره امور آن حاصل کرد. ناگفته نماند که با وجود اینکه کارمندان دلسوز و کارآمد در صدا و سیما بسیارند ، ولی متاسفانه نیروهای غیر متخصص و غیر موثر زیادی هم طی سالیان گذشته به این مجموعه افزوده شده اند.بخشی از تحول می تواند معطوف به بهسازی راه ورود نیروهای جدید و انتخاب بهترین ها برای مجموعه باشد .
--یکی از ضعف های همیشگی صدا و سیما نقد ناپذیری و مهیا نبودن برای نقد آشکار توسط منتقدین و کارشناسان ذیربط بوده است . رسانه ای که یکی از رسالت های خود را نقد و بررسی کارکردهای دیگر نهادها میداند ، لازم و شایسته است که اسباب و ابزار نقد خود را نیز فراهم کند و پذیرشگر نقدهای دیگران نیز باشد ، مسیری که می تواند به اصلاح روندها و احیای اعتماد از دست رفته مخاطبان بیانجامد .
سعید فانیان مدرس و کارشناس رسانه
منتشر شده در روزنامه شرق ، چهارشنبه ۱۲ مهر ۱۴۰۲