دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

مدیران جناحی یا مجریان ناآگاه

 چند روز پیش  یکی از وزیران دولت  کانادا در مورد سفر آقای قاضی زاده هاشمی به آن کشور اظهار نظر تندی کرد ، مبنی بر اینکه به دلیل نقض حقوق بشر در ایران  ، کانادا اقامت موقت آقای قاضی زاده را لغو کرده است ، این در حالی بود که بنابر توضیحات آقای هاشمی وی یک هفته قبل از اظهار نظر مقام کانادایی از سفر به آن کشور برگشته است ، قاضی زاده هاشمی افزوده بود که به دلیل داشتن فوق تخصص چشم پزشکی ، در بسیاری از نشست ها و کنفرانس های بین المللی پزشکی دعوت میشود و معمولا به همین منظور به کشورهای مختلف سفر میکند ، آقای قاضی زاده هاشمی در  توضیحات خود تاکید کرده است که هیچکدام از اعضای خانواده اش اعم از فرزندان و نوه هایش  در خارج از ایران نیستند . موضوع وقتی مورد توجه وسیع جامعه به ویژه کارشناسان رسانه و کاربران فراوان فضای مجازی قرار گرفت که مجری کم تجربه و نا آشنای سیما در برنامه بامدادی با تعابیری تند و توهین های آشکار ، روی مخالفان و منتقدان و هتاکان را  سفید کرد ، تعابیری که کمتر در یک رسانه زرد برای رقیبان و مخالفان مطرح میشود . این گفته ها واکنش گسترده ای بسیاری منتقدان ، صاحبان اندیشه و فعالان فضای مجازی را در پی داشت .  آقای قاضی زاده نیز جمله جالبی گفت که :من باید از مقام کانادایی شکایت کنم یا از صدا و سیمای کشورم. ؟!

 پس از دو سه روز  تاخیرآقای پیمان جبلی ریاست صدا و سیما از بابت گفته های مجری سیما عذرخواهی کرد .

 نکته اصلی بحث من این است که چه زمینه ها و فضایی در صدا و سیما حاکم است که یک مجری غیر معروف به خود اجازه میدهد تا نسبت به یک پزشک فوق تحصص و سرشناس در عرصه جهانی ، وزیر اسبق و در مجموع خوشنام اینگونه نظر بدهد و توهین کند .؟

-- چرا اینگونه مجریان  آموزش نمی بینند ، از مسایل جاری جامعه ، نیاز ها و  حساسیت های مردم بی اطلاع هستند ، شناختی از  شخصیت های سرشناس جامعه به ویژه حوزه های تخصصی ندارند و از همه محترم خودرا در بی احترامی و هتاکی به دیگران مجاز میدانند .؟

-- ناظر پخش ، سردبیر برنامه ، مدیر برنامه و مدیر شبکه ، تمامی سلسله مراتب برنامه چرا واکنشی  را که بعدا رییس صدا و سیما نشان داد ، به عنوان مسول مستقیم و موظف بلافاصله انجام ندادند .؟

 آیا نوع برخورد پیش آمده میتواند نشان دهنده فضای حاکم بر مجموعه مدیریت سازمان صدا و سیما باشد ، فضایی که اجازه میدهد تا  به افرادی که به زعم مدیران  و به تبع آن مجریان و سردبیران ، شخصیت هایی  کمی تا قسمتی غیر خودی محسوب میشوند با دست باز برخورد و در صورت تشخیص  توهین کنند .؟

گزارش های غیر اقناعی دولت

 دولت سیزدهم  سعی دارد نشان دهد که شبانه روز در حال تلاش برای رفع مشکلات مردم  و ایجاد اشتغال و کارهایی امثال آن است، البته سفرها و سرزدن ها و امثال آن ها تصاویر خوبی را به نمایش میگذارند، بدون اینکه مجری یا کارشناسی فی المجلس از چند و چون ودلایل و ضعف های استدلالی گوینده یا شقوق دیگر موضوع سوال کند . . برای انعکاس خبرها و نظرهای دولتی ها ،صدا و سیما هم بطور کامل در اختیار یا حد اقل همراه است ، علاوه بر پوشش سفرها هروقت ، هرعضوی از دولت هرچیز که بخواهد میگوید و منعکس میشود ، دولتهای قبل ( یازدهم و دوازدهم )  نیز طی دو سال اخیر در برنامه های صدا و سیما،غالبا بدون حضور عضو یا نماینده ، همفکر و هم جناح شان، بارها مورد ارزیابی ، خطاب و نقد قرار گرفته اند ،منتقدان حرف هاو ادعاهایشان را مطرح میکنندولی حتی برخی از شخصیت هاسیاسی و مسولان قبلی که برای پاسخگویی به نقدها، اعلام امادگی کرده یامیکنند ، تا به حال جدی گرفته نشده اند و صدا و سیما از آنان دعوت نکرده است . 

 برخی گزارش هایی که توسط مسولان دولتی  در رسانه ها منعکس شده است ، به هیچوجه برای مخاطب ، برای مردمی که در جامعه هر روز با مشکلات مختلف به ویژه مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند اقناع کننده نیست . معاون پارلمانی رییس جمهور ( آقای حسینی ) در گزارشش میگفت رییس جمهور قبل طی هشت سال به آفریقا سفری نداشته است ولی آقای رییسی در این دو سال دو بار سفر داشته است. همچنین سفر آقای رییسی به چند کشور آمریکای لاتین به ویژه ونزویلا مورد توجه معاون رییس جمهور قرار میگیرد ،او نمیگوید این سفرها چه دستاوردهایی داشته است . مگر نفس سفر حرکتی ارزشمند است.؟، کی و چگونه مردم دستاوردهای فعالیت ها و اقدامات مورد ادعای دولت  را در زندگی خود لمس خواهند کرد. ؟ ، اصل ارتباط  خوب است باید با کشورهای مختلف ارتباط فعال داشته باشیم ولی باید روشن شود که  این رفت و آمدها  تا به حال چه دستاوردهایی داشته یا نهایتا چه مزایایی در بر خواهند داشت . حدود ۱۵ سال پیش در زمان ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، یکی از مسولان عالیرتبه  هواپیمایی ایران ایر میگفت ، هزینه هر پرواز رفت و برگشت به ونزوئلا حدود یک میلیون دلار است ! رقم فعلی را نمیدانم . دو سه سال پیش در برنامه ثریای شبکه اول سیما ، مجری برنامه که به ونزوئلا سفر کرده بود میگفت محصولات ایرانی با کشتی به کاراکاس برده اند و فروشگاه بزرگی را افتتاح کرده اند ، خبر خوبی بود ،چند ماه پیش مجددا آن مجری سفری کرده بود و به یکی مسولان میگفت ، محصولات ارسالی تمام شده یا در حال اتمام است ولی کالاهای مورد نیاز هنوز جایگزین نشده است .! واقعا میشود به این نوع تجارت و مبادله و استمرار آن خوش بین بود؟ ، آیا همه چیز محاسبه شده است، امکان بردن کالا با کشتی در این مسافت چند هزار کیلومتری بطور مستمر  فراهم شده است .؟ انشاالله که همینطور باشد .

 منظور ما نقد کردن یا رو کردن ضعف ها نیست ،هدف توجه دادن به مسولان و صدا و سیما ست برای همه جانبه دیدن امور ، و گزارش یکسویه و ابتر ندادن به مردم است ،اگر فردی در گزارش خود فقط نکات مثبت آن هم از دید خود بگوید بدون اینکه سایر جنبه ها را بررسی و ضعف ها را بپذیرد ، این یعنی فریب دادن اذهان مخاطبان ، لذا باید مطالب را کامل و صادقانه منعکس کرد و مردم را محرم دانست .

-- رییس جمهور بارها از راه اندازی واحدهای توقیف شده و تعطیل شده و پیامدهای مثبت آن برای مردم و سرمایه گزارن گفته است که البته موضوع مبارک و قابل تقدیری است ، اما همزمان از صنایع و مراکز مشابه تعطیل شده در مدت مشابه یا در حال ورشکستگی به دلایل مختلف ، صحبتی نمیشود .

 -- وزیر نیرو که میدانم وزارت خانه مربوط به وی در دو سال گذشته کار بسیار سختی داشته است ، همواره از تلاش برای جلوگیری از خاموشی و خدمت رسانی بهینه به مردم داشته است ، در کنار این خدمت معلوم نیست چرا ، هیچگاه وزیران و مدیران وزارتخانه از خاموشی های اجباری صنایع مختلف در مناطق مختلف کشور و تبعات منفی آن برای مردم به ویژه گرانی محصولات . سخنی نمیگویند .

 این روزها خبرها متعددی  از قطع ارتباط ، اخراج و ممانعت از همکاری تعداد زیادی از استادان شناخته شده دانشگاه ها منعکس میشود ، عجیب است که وزارتخانه ها و مسولان ذیربط تا کنون پاسخی شایسته به اینگونه خبرها و شاید از دید دولت بعضا شایعات نداده اند . معلوم نیست این عدم جوابگویی و سکوت از رضایت است یا ناتوانی از ارایه پاسخ های قانع کننده

 دولت باید بپذیرد که مردم جامعه نه تنها محرم ،بلکه  ولی نعمت های دولت هستند ، انشان های شریف و محترمی  که لازم است به طور شفاف از مشکلات و خدمات یا محدودیت هایی مثل آثارمخرب تحریم ها آگاه شوند .

زنگ آخر ، غالبا غیر قابل پیش بینی !

زنگ آخر یک مفهموم ، یک نشان و یک قرار  است که در موقعیت های مختلف با احساسات متفاوت ، تلخ و شیرین برای هرکدام از ما طی سالهای زندگی تجربه میشود .

 - بسیاری از موقعیت های زنگ آخر پیش بینی نشده است ،..

--ترم دانشگاه که تمام میشود ، آخرین جلسه معمولا از قبل مشخص است ولی اکثرا  جلسه آخر پیش بینی نشده  اتفاق میافتد ،  به این نحو که با وجود مشخص بودن جلسه آخر ،غالبا یک جلسه قبل تعطیل میشود ، استاد نمیاید یا دانشجویان جلسه ماقبل آخر را طبق توافق و تصمیم جمعی به کلاس نمی روند ، البته گاهی استاد را نیز در جریان قرار میدهند که به زحمت نیافتد ،!

-- زنگ آخر مدرسه ، بچه ها آنقدر سرگرم تکرار شوخی ها و دوستی ها و مطالب درسی هستند که کمتر در آخرین بودن آن تامل میکنند ، اما در اولین هفته بعد از آخرین جلسه ،دلتنگی ها شروع میشود و نسبتا مدت زمان طولانی می بایست صبر کنند ، معمولا آن جمع اولیه  و فضای قبلی رفاقت ها عینا تکرار نمیشود ، دوستی با خانواده اش مهاجرت کرده و از آن محله و مدرسه رفته اند ، معلمی جابجا شده ، گاهی ، خدای ناکرده کسی در این میان  به دلیلی فوت کرده . .

-- برای من همانند سایرین  مواردی که گفته شد بارها تجربه شده است ، اما یک بار زنگ آخری که به ناگهان با آن روبرو شدم  کاملا غیر منتظره بود .. . 

--- بارها وقتی برای دیدن پدر و مادر به شهرزادگاهم سفرمیکردم  ،به محض رسیدن به درب  منزل قدیمی مان ، زنگ را به صدا درمیاوردم ، به فاصله یکی دو  دقیقه یکی از ایشان و غالبا مادر میامد و  در را باز میکرد ، اما عاقبت روزی رسید که زنگ زدم  و کسی در را باز نکرد .! غافلگیر شدم این اولین بار بود که زنگ خانه پدری را میزدم و کسی در را باز نمیکرد و مجبور شدم به جای دیگری بروم ، پدر بیمارستان بود و مادر را  که کسالت داشت یکی از خواهران برده بود منزل ، هرچه بود ، روال گذشته در اینجا به پایان رسیده و متوقف شده بود .  شرایط جدیدی آغاز شده بود که دیگر برگشت نداشت . تازه یادم افتاد دفعه قبل که زنگ خانه را زده بودم، آخرین زنگ با روال و شرایط سابق  بوده ، بدون اینکه در لحظه متوجه  غتمیت بودن آن دم شده باشم.! !

 -- زنگ آخر در زندگی همه ما بارها به صدا در میآید ، چاره ای نیست ، مگر اینکه قدر زمان ، سلامتی و نعمت دوستان  و اطرافیانمان را بدانیم تا ناگهان زود دیر نشود .

 -- دوستی از همدوره ای های دانشگاه را به لطف اطلاع رسانی دوستان دیگر و کارآمدی فضای مجازی بعد از سال ها بی اطلاعی و بی ارتباطی پیدا کردم و تماس هایمان برقرار شد . پس از چندی مطلع شدم که اخیرا بنابرتشخیص پزشک آنژیو شده است و کسالتی دارد .برای احوالپرسی  بهش زنگ زدم ، میگفتد در مرحله آنژیو  رگ دچار پارگی شده بود به من اطلاع دادند ، چاره جویی شد و خدا را شکر به خیر گذشت ، نیم ساعتی صحبت و درد دل داشت ، گفتم با توجه به نقاهتی که داری ( از کم نفسی مشخص بود ) انشاالله بعد از بهبودی کامل ، مبسوط صحبت میکنیم ، کمتر از ۲۴ ساعته بعد خبر رسید که ناگهان فوت کرده ، خدا رحمتش کند ، آقای آقا جانی دوست و هم دانشگاهی قدیمی ما ، به همین سادگی زنگ روز قبل و گفتگویمان آخرین زنگ تماس ما بود .

 به قول صفی علیشاه :

  دم  غنیمت دان که عالم یک دم است               آنکه با دم همدم است او آدم است


،