دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

تغییر دولت ،تایید یا تحدید نقد ؟

 این روزها با نگاهی به تجربه گذشته به ویژه دوران دولت های نهم و دهم بسیاری از فعالان رسانه ای و کارشناسان سیاسی ازتکرار جو و فضای سابق یعنی محدودیت فضای نقد در رسانه ها نگران هستند . البته اینطور هم نبوده است که مثلا دولت آقای روحانی بطور کامل از نقد حمایت میکرده و در برابر نقدهایی که از ارکان و اعمال دولت میشده لذت می برده است ، ولی با وجود فاصله قابل توجهی که درصحنه  عمل بین سیاست های اجرایی دولت  روحانی و شعارهای انتخاباتی با خواسته و انتظار جامعه به ویژه رسانه ها ، تحصیلکردگان وروشنفکران داشت به دلایلی چند وضع نقد از دولت قبلی بهتر بود.

-- صدا و سیما به عنوان بزرگترین رسانه در بعد ملی و فراگیر هیچگاه نقد دولت را رها نکرد و تا آخرین ساعات حضور و مسولیت دولت فعالیت ها ، اقدامات یا رای و نظر دولت و رییس جمهور را زیر نظر داشت .

-- وضعیت دولت روحانی به ویژه در دوره دوم ( دولت دوازدهم )به لحاظ شرایط سخت اقتصادی ، تحریم های خارجی و مخالفت های داخلی به نحوی بود که اصولا قدرت پاسخگویی را نداشت و لذا در موارد متعددی سکوت میکرد .

--  همزمان  با دوران هشت ساله ای که گذشت، امکانات فضای مجازی در کل جهان و به تبع آن در ایران توسعه یافت و همین باعث حضور گسترده مردم   همراه با نقد و نظارت هرچه بیشتر بر روند امور با بهره گیری از امکانات ارتباطی شد.

-- با وجود یکدستی و هماهنگی بسیار ی که بین قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی در دوران جدید وجود دارد ،نمیتوان انتظار داشت که نقد و بررسی ها به شیوه سابق ادامه یابد ، در مورد دولت های نهم و دهم نیز همین اتفاق افتاد .

-- تغییر رویه بسیار مشهود در صدا و سیما قطعا اتفاق میافتدو از نقدهای تند خبری نخواهدبود ولی بسته به پیشامد ها و فضای عمومی جامعه این دستگاه عظیم حاکمیتی نیز نمیتواندحتی شیوه رفتاری مشابه عملکرد خود در قبال دولت های نهم و دهم ( دوران آقای احمدی نژاد ) در پیش بگیرند ، چون هم نوع مشکلات و طبعا نقدها تغییر کرده و هم رسانه های مخالف خارجی و منتقد داخلی بیشتری شروع به کار کرده و برای خود جایگاه و مخاطبانی یافته اند .

-- میزان حضور و بهره مندی مردم از فضای مجازی و مشارکت هدفمند آنان بسیار بیشتر از گذشته شده و هیچ دولتی نمیتواند نسبت به گفته ها ، مستندات و نقدهای مردمی  بی تفاوت باشد ، لذا به هر ترتیب و با هر ترکیب حاکمیتی ، شرایط بنحوی است که دولت جدید به ناگزیر می بابست خود را برای شنیدن ودیدن نقد و نظرهای ارباب رسانه و آحاد مردم آماده کند ، ببیند ، بشنود ، توجه کند و برای رفع مشکلات  اقدام کند و با زبان رسانه به تعامل با فعالان و کارشناسان بپردازد.شاید دولتیان هم با بررسی همه جوانب خود به این نتیجه رسیده باشند که در فضای جدید تعاملی حتی مطلوب تر از دولت های قبلی داشته باشند .

افق های کوچک ، مشکلات بزرگ

  این روزها مشکلات بی آبی و تنگناها و ضررهای متعاقب ان بر مردم شریف خوزستان ، همچنین اعتراضات  اهالی مناطق مختلف یکبار دیگر فضای مجازی و حجم بالایی از اخبار و تحلیل ها و نظرات کارشناسی رسانه های مختلف را به خود اختصاص داده است و بار دیگر برخی از مشکللات دراز مدت و بسیار مهم در ساختار جامعه و آنچه که می بایست دغدغه اصلی دولت مردان کشور باشد مرور و بازخوانی شد . طبعا این مشکلات دلایل و زمینه های مختلفی دارد و بخشی از این مشکلات ناشی از برخوردهای نا عادلانه و رفتار خصمانه قدرتهایی مانند آمریکا و همپیمانان  این کشور همانند تحریم طولانی کشور است ، ولی مسلما این همه ماجرا ،یا دلیل اصلی مشکلات نیست . دلیل اصلی نگاه کوتاه مدیران و برنامه ریزان کشور در همه مقاطع زمانی برای عبورکردنو  گذر خود از بحران( و نه حل زیربنایی مسایل ) به انحا مختلف است . اگر همواره نگاه مدیریتی جامع و دراز مدت باشد ، ضمن توجه به اداره مطلوب امور، گام های اجرایی چنان تنظیم و برنامه ها چنان تصویب میشود که به سمت رفع مشکلات کلان ، ساخت زیربناهای مورد نیاز جامعه حرکت شود .

باری به هر حال گذراندن امور امروز و حواله کردن رفع مشکلات به فرداهای موهوم عادت و عارضه دیرپایی است که با درس گرفتن از کشورهای توسعه یافته می بایست از آن فاصله گرفت . حتی در زندگی شخصی و خانوادگی نیز راهی به توجه لازم به مسایل روز و نگاه عمیق و درازمدت به دوردست زندگی برای سرمایه گذاری لازم ، تربیت صحیح کودکان و ترویج فرهنگ امید به آینده نیست . مگر عمر مفید هرکدام از آحاد جامعه چه میزان است و تا کی میتواند در وهم و گمان و شعار بماند . دورنماهای تیره یا گنگ برای هر حرکتی بجز ایجاد یاس و سست کردن اراده ها ثمر و اثری ندارد .

باید به روز بود ، آینده را نیز در نظر داشت و با برنامه ریزی های صحیح و به موقع به مردم جامعه آرامش داد تا توان بیشتر و تفکرات بهترمردم برای توسعه و ارتقای وضع جامعه و آنچه که شایسته مردمان  خوب، باصفا و باظریفیت  کشورمان هست به کار گرفته شود .

نان نظام و ناز به نظام

 در گذشته بارها داستان شکایت بردن  و طرح اختلاف دو زن بر سر مادر بودن و تعلق خاطر داشتن به یک کودک نزد حضرت علی ( ع )را شنیده بودیم ، فارغ از اینکه این داستان و نقل قضاوت منسوب به امام علی ( ع ) که طی آن مادر واقعی به دلیل عشق و محبت بی شایبه مادرانه خود و به ناچار برای پرهیز و جلوگیری از هرگونه گزندی به فرزندش و سالم ماندن او اعلام گذشت میکند ،از حق خود میگذرد، کوتاه میآید و منتظر میماند و طبعا دست آخربه عنوان مادر واقعی شناسایی میشود، روایت آن چقدر دقیق باشد ، تمثیل خوبی برای سنجش اعتماد ، تعلق خاطر و پای بندی افراد در مقاطع مختلف بر مواضع و شعارهایشان است .

درسال های اخیر موارد متعددی از اقدامات ، حرکات و اعلام مواضع طلبکارانه  از کسانی می بینیم و می شنویم که تا به حال خود را عین مادر واقعی نظام یا به نوعی سهامدار و صاحب آن تبلیغ میکرده اند ، ولی رفتارشان مانند مستاجر بی مسولیت یا مادر قلابی بوده است . البته این رفتارها، تا اندک و استثنا، بودند مایه تعجب و بهت دیگران میشدند، ولی  تعدد و تکرار این نوع رفتارها ، توسط اشخاص مدعی در جایگاه ها و موقعیت های مختلف ظاهرا قبح موضوع را نیز از بین برده است.

 رفتار کارگردنی که با سرمایه و رانت نظام به مرتبه مقبولیت رسیده ، ولی برای پیشبرد کارش یا رفع موانعش تهدید به رفتن و ترک کشور میکند ، یا دیگری که چند سال پیش تهیدید خود را عملی کرد ،چند صبایی از وطن دورشد ولی بازگشت ، بازیگری که قهر کرد ،رفت ب،ازی کرد ، تحویل گرفته نشد یا پشیمان شد و برگشت . خبرنگاری که به جای سه سال ماموریت کاری، قریب ده ، ۱۰ سال در ماموریت ماند و طی ان سال ها خود را مدافع سرسخت بلکه سخنگو یا الگوی خبرنگاران سوپر حزب االلهی  وطنی معرفی کرد و سایرین را کمابیش شایسته یا همراه و همردیف این جریان و وطن خواه تلقی نکرد . اما اندکی مانده به بازنشستگی ،حتی تحمل اندک زمان باقی مانده سنوات خود را نکرد ، به آب و آتش زد تا به همان کشوری که بارها اخبار منفی و شرایط نا مساعد آنرا برای هموطنان توضیح داده یا به تصویر کشیده بود برگردد و بنابر شرایط و منافع شخصی خود هیچ توصیه و تاکید بر خویشتن دلاری و صبر و حوصله برای تصمیم گیری و اندکی از خود گذشتگی درپی سالها ماموریت  خارجی را نپذیرفت .

به راستی این قبیل افراد چه موقع راست میگویند ، آنزمانی که از نظام منتفع هستند و خود را نه معتقد به نظام که جزیی از آن و بخشی از اصل میدانستند، یا بعدا که حاضر نشدند و نمیشوند اندکی از فرمول ها و نصایح پیش گفته خود را بپذیرند و از خیر منافع اقلی پس از منافع درازمدت بگذرند ،؟

البته طرح این نکات به هیچ وجه دلیلی بر قبول و پذیرش رفتار طرف مقابل این دلخوری ها و دل آزاری ها و اقداماتی که موجب دلسردی ها و بی انگیزگی ها در افراد طیف های مختلف میشود نیست ، به ویژه که تصمیم گیران و عوامل دلسرد کردن افراد در جامه معمولا از جایگاه دولتی و حاکمیتی برخوردارند و به نام و نیابت از کل کشور ، نگاه و سلیقه خود را اعمال میکنند .