بعضی وقت ها به دلایل مختلف آنقدر فضای عمومی محیط ما سیاسی میشود که از دز بسیار بالا و غلظت سیاسی بودن این اتمسفر در محیط خسته میشویم . سایت های خبری ، خبرگزاریها ، رادیو تلویزیون ، اینستاگرام ، توییتر ،شبکه های اجتماعی همه شکل های ارتباطی قدیم و جدید را موضوعی خبری در برمیگیرد ، همه اظهار نظر میکنند ، تحلیل ها ، نقدها ، خبرهای تکمیلی ، همه متوجه یک موضوع میشوند . با دوستی تلفنی صحبت میکنی، اول از آن موضوع روز می پرسد یاخود میگوید ، ماشاالله همه هم سیاست شناس و سیاستمدار و تحلیل گر . . . واقعا هجوم همیشهخبری یا گسترش یک موضوع نشاندهنده اهمیت فوق العاده آن است . ؟ صحنه گردانی کارگردانان سیاسی یا تعداد بسیار زیاد کاربران اینترنتی ، شهروند خبرنگاران به چه میزان موضوع را بیش از اندازه لازم، یابیش از اندازه اهمیت واقعی آن برای مردم ، کشور و آینده، گسترش میدهند . در عین حال سهم سایر مسایل فرهنگی ، اجتماعی ، سرگرمی ، آموزشی . . . در سبد خوراک فکری و مطالعاتی روزانه مخاطبان چی میشود ، مرکزی ، سازمانی ، نهادی در اینگونه موارد از سایر جنبه ها ،مراقبت میکند . ؟ من فکر نمیکنم . لذا بنظرم بهتر است در هر حال همه جانبه تر به محیط اطرافمان نگاه کنیم ، به فکر تغذیه ، تنوع ، تفریح و رشد خود و دیگران هم باشیم و مراقب تا یک فکر ، ذهنیت و جریان زندگی همه را تحت الشعاع قرار ندهد . زندگی ابعاد مختلفی دارد ، باید به فکر همه چیز و همه کس و اطرافیانمان و البته میزان تحمل سایرین هم باشیم.
در مورد شبکه های فارسی زبان خارج از کشور ، تحقیق و بررسی همه جانبه صورت نگرفته است یا لا اقل در جایی ندیده و نخوانده ام . گزارش ها و آمار و ارقام مختلفی توسط گویندگان ، شخصیت های رسمی و بعضی کارشناسان آن هم بطور عمده سیاستمداران و سخنرانان مختلف اعلام شده است که نمیتوان آن ها را الزاما، علمی و دقیق دانست . در یکی از گزارش های خبری از آمار ۲۶۰ شبکه فارسی زبان صحبت شده بود .( خبرگزاری دانشجو ۲۵ فروردین ماه ۱۳۹۹ ) ، اما در مورد این شبکه ها ، با توجه به عقبه و پیشینه همه شبکه های فارسی زبان خارج از کشور اعم از رادیو و تلویزیون ،اوج گیری آنها بعداز انقلاب ایران ، همچنین تکثر فوق العاده آنها بعداز سهل الوصول ترشدن دسترسی تکنولوژی تلویزیون های ماهواره ای برای سرمایه گذاران بخش های غیر دولتی اتفاق افتاد و تعدادشان باز هم افزایش یافت ، به نحوی که برخی از سرمایه گذارانی که یکی ، دوساعت برنامه تبلیغاتی ، خدماتی یا سیاسی ، فرهنگی روی شبکه ای در اختیار داشتند ،با اجاره ظرفیت پخش، شبکه ای مستقل راه اندازی کردند. البته طی سالهای گذشته به ویژه از اوج گیری تعداد شبکه ها از اوایل دهه هشتاد (سال های(۱۳۹۰ -۱۳۸۰) بررسی تحلیلی و تفکیکی به لحاظ ماهیت فکری و محتوایی آنها صورت نگرفته است ، در مواردی هم شبکه ای تاسیس شده ، مدتی فعالیت کرده و بعد از مدتی تعطیل شده یا تغییر نام و محتوا داده است .
در مورد شبکه های مذکور از دیدگاه شخصی نکاتی را مطرح میکنم که به نظرم لا اقل در بررسی کلی موجودیت و عملکرد شبکه های فارسی زبان سیاسی و منتقد میتواند مورد توجه قرار گیرد .
اینکه عملکرد سیما و صدای جمهوری اسلامی ایران در میزان مقبولیت و پذیرش یا عدم مقبولیت این رسانه ها ،نقش جدی داشته و همچنان دارد ، یا اینکه بروز برخی بحران ها یا اتفاقات داخلی ایران باعث سرخوردگی و روی برگرداندن و بسیاری از نارضایتی مخاطبان داخلی و توجه بیشتر آنان به شبکه های خارج از کشور شده و میشود ، این موضوع قطعا میتواند درست باشد ولی انگیزه اصلی ایجاد شبکه های رقیب و منتقد برای پر کردن خلا و پاسخگویی به سلایق و علایق سیاسی فرهنگی در مخاطبانی است که محتوای مورد نظر خود را در داخل نمی بینند یا به هر دلیل کفایت لازم را برای آنان ندارد .البته انگیزه سرمایه گذاری قدرت های بزرگ یا کشورهای رقیب برای تاسیس شبکه های رادیو تلویزیونی برونمرزی که به نحوی از دیر باز بوده است ، در این جریان قابل فهم است .
میتوان ادعا کرد که ویژگی ممتاز و متفاوت شبکه های فارسی با رویکرد سیاسی و منتقد جمهوری اسلامی نسبت به شبکه های مشابه مرتبط با سایر کشورها ،حضور خبرنگاران و دست اندرکارانی است که منتقدانه از کشور مهاجرت کرده یا رسما پناهنده به کشور صاحب رسانه شده اند ، حتی تعدادی از خبرنگاران و عوامل رسانه ای در این شبکه ها دارای سوابق محکومیت قضایی در ایران بوده اند ، اینکه آیا اتهام های وارده دستگاه قضایی وقت درست و به حق یا نادرست بوده است . قطعا جای بحث دارد، آما انچه که واقعیت دارد ، منتقد بودن ، آزرده بودن و معترض بودن خبرنگارانی است که به شبکه های فارسی زبان پناه برده اند ، لذا میتوان گفت که شبکه های فارسی زبان خارج از کشور را مجموعا نیروهای مخالف و منتقد جمهوری اسلامی میگردانند ، به جرات میتوان گفت ، در بین سایر کشورها و زبان ها کمتر میتوان ، چنین غلبه ای در رسانه های خارجی شان مشاهده کرد ، نمیخواهم نتیجه بگیرم که به این دلیل همه خبرها و نظرها و تحلیل های منتشره توسط رسانه های مذکور از روی مخالفت است اما لا اقل میتوان این وجهه متمایز را نسبت به سایرین دید. در شبکه های فارسی زبان با رویکرد سیاسی کمتر نیروهای مستقل و صرفا حرفه ای حضور دارند یا بالعکس باید بگوییم اکثریت غالب نیروهای موجود نیروهای کاملا مخالف و اپوزسیون هستند . طبعا در موارد اندکی نیز برخی از کارکنان این شبکه می توانند این چنین نباشند و چنین نظری را قبول نداشته باشند .