دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

زیارت مزار میر سید علی همدانی در کولاب

در مقاله  قبلی اشاره ای به جایگاه تاریخی میر سید علی همدانی بعنوان عارف و عالم بزرگ قرن هشتم هجری قمری داشتم ، او نقش برجسته ای در بسط و توسعه اسلام در شبه قاره هند  بویژه منطقه کشمیرداشت و بقول اقبال لاهوری احیاگر ایران صغیر بوده است .

    آفرید این مرد ایران صغیر            با هنر های غریب و دلپذیر     

   در  سال ۱۳۹۶ طی سفر به تاجیکستان  برای زیارت آرامگاه میرسید علی همدانی  با یکی از همراهان و همراه با راننده ای تاجیک و آشنا به مسیر راهی  شهر کولاب  مدفن میر سید علی همدانی در ۲۰۰ کلومتری شهر دوشنبه شدم ، کولاب  بخشی از ولایت ختلان و چهارمین شهر بزرگ  این کشور است . شهر کولاب به لحاظ تاریخی  بسیار قدیمی است و تاریخی ۲۷۰۰ ساله برای آن ذکر می کنند .

 مسیر شهر کولاب را با سرعتی متوسط در حدود سه ساعت طی کردیم . جاده از دوشنبه تا شهر کوچک دنقره زادگاه امام علی رحمان  بازسازی شده و مناسب بود ،ولی ادامه آن مسیر هنوز مرمت و باز سازی نشده بود.در دو طرف جاده مناطق روستایی زیادی وجود داشت و در مواردی گله های  گاو ، گوسفند، بز و انواع ماکیان  در حال چرا دیده می شدند . در چندجا گوسفند ، و بوقلمون  های ذبح شده در کنار جاده به فروش می رسیدند .

  در ورودی شهر کولاب و ابتدای خیابان اصلی منتهی به بارگاه میرسیدعلی ، ترمینال و بازار شهر قرار دارند و همین موضوع باعث زیادی رفت و آمدها و تراکم  جمعیت در این بخش شده   است .البته سفر ما در روز شنبه روز تعطیل در تاجیکستان بود ، شاید شلوغی جمعیت در بخش ورودی شهر یک دلیلش همین روز تعطیل بود.دو سه کیلومتر بعد در  امتداد مسیر ورودی شهر رسیدیم به محل  آرامگاه میرسید علی همدانی ، آرامگاه در مجموعه ای سرسبز و پارکی مصفا قرار گرفته است . ساختمان قدیمی و اصلی  آرامگاه بازسازی  و مرمت شده است ، قبل از ورود به باغ و پارک اطراف بنای آرامگاه ، سردر جدید ورودی مجموعه بناشده است . بالای سردر کاشی کاری شده و روی آن به خط سیریلیک ، به انگلیسی و به خط فارسی نوشته شده است ، آرامگاه میر سید علی همدانی  ، در پرس و جویی که کردم متوجه شدم بازسازی و مرمت مجموعه حدود بیست سال پیش این  با کمک و پشتیبانی سفارت جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته است .

پس از گذر از زیر سردر و ورود به مجموعه پارک یا به قول تاجیک ها باغ، رسیدیم به بنای قدیمی بازسازی شده که مقبره میر سید علی در آن قرار گرفته است .بنای بالای قبر گنبدی شکل است و در زیر سه گنبدچند قبر دیگر منتسب به همسر و  فرزندان میرسیدعلی  قرار دارند. هنگام ورود ما به محل گنبدی شکل و  سر مزار ظهر روز شنبه بود ، در آنزمان بجز فرد متولی آن مکان ، شخص دیگری در محل آرامگاه نبود . مسولی که در لباس رسمی روحانیون تاجیک بود با سنی نزدیک به پنجاه سال و ریشی بلند با ورود ما برای راهنمایی و توضیح در مورد صاخب مزارحاضر شد . ( در تاجیکستان گذاشتن ریش بلند تا قبل چهل سالگی ممنوع است )

 ابتدا در اتاق مجاور مقبره نماز گزاردیم ،سپس در کنار مقبره میرسیدعلی همدانی که نزدیک به یک متر از سطح زمین بلندتر بود فاتحه خواندیم.

دولت تاجیکستان طی سال های پس از استقلال برای احیای تاریخ  ، فرهنگ و بازشناسی افتخارات بجای مانده از نیکان آن سرزمین تلاش های قابل توجهی کرده است ، از جمله بازسازی مزار رودکی و مرمت بنای مقبره میرسید علی همدانی که هر دو با کمک ایران صورت گرفته است ، همچنین ساخت بنای یاد بود و مقبره مانندی در شهرتاریخی خجند برای کمال خجندی عارف بزرگ و شاعر پارسی گوی قرن هشتم هجری قمری که مدفنش در محل مقبره الشعری تبریز است و برای بنای یادبود او با همکاری ایران مقداری از خاک و تربت مزارش را به شهر زادگاهش خجند منتقل کرده اند . دولت تا جیکستان  سعی کرده است ضمن استقبال از مساعدت و همراهی دولت های دیگر بویژه ایران به دلیل تاریخ ، فرهنگ و زبان مشترک دو کشور از ذکر نام یا نشان کشور کمک کننده در بناهای یادبود یا نشانه گذاری جلوگیری شود همچنین از توجه  خاص مذهبی در مواردی مثل میرسید علی پرهیز شود .

    پس از حاضر شدن در کنار مقبره ،به توضیحات روحانی تاجیک گوش دادیم ، او از اعتبار عرفانی و تلاش های میرسیدعلی می گفت و اینکه پس از عزیمت از ایران در کشمیر برای توسعه اسلام مجاهدت ها کرده است و در طول عمر خود چند بار به ناحیه ختلان و منطقه کولاب سفر کرده است ، همسرش هم اهل کولاب بوده و در آخرین سفر خود به مدت چهار سال در منطقه کولاب زندگی کرده و عاقبت  در این شهر از دار دنیا رفته است .  روحانی حاضر توضیح می داد که از سال ها پیش گروه هایی از مردمان کشمیر برای زیارت مزار میرسید علی راهی کولاب می شوند و مدتی را در نزدیکی مزار او  بیتوته می کنند و به عبادت و  تهذیب نفس می پردازند .

 در هنگام حضور و زیارت مزار میرسیدعلی همدانی که در واقع تا قبل سفر به کولاب و بازدید از منطقه و زیارت مزار این عارف ایرانی خیلی کم در مورد او شنیده و خوانده بودم ، فکر میکردم که عارف ، عالم ، شاعر و اندیشمندی مانند میرسید علی همدانی که در زمان خود در توسعه بینش اسلامی و فرهنگ و ادب ایرانی و گسترش زبان فارسی نقشی مهم و شایسته داشته است چگونه میتواند در این روزگار نیز مایه فخر و مباهات ملت و فرهنگی بشود و عاملی برای پیوند مردمانی از ایران تا کشمیر و تا تاجیکستان  ، بدون تردید شخصیت هایی همانند میرسید علی همدانی ، آثار علمی و تلاش های ارزشمند او میراث و یادگار ارزشمندی برای همه ماست .

امیدوارم با هماهنگی و همکاری بیشتر و نزدیکتر ایران و تاجیکستان آثار و نشانه های فرهنگی مشترک بجای مانده از دوران گذشته پر افتخار بیش از این مورد توجه ، بازدید و شناخت مردمان ما ، تاجیکستان ، پاکستان ، هند و کل منطقه آسیای میانه ، آسیای صغیر و  قفقاز قرار گیرد و سهم بیشتری از گردشگری فرهنگی مردمان منطقه ما را بخود اختصاص دهند . آنچه که فعلا  در حوزه گردشگری وجود دارد قابل توجه نیست ، گردشگران کمی از ایران به مناطق تاجیکستان میروند ، حتی در خود کشور تاجیکستان نیز بنابر آنچه که از نزدیک ملاحظه کردم شناخت کافی و در نتیجه توجه مردم نسبت به گردشگری و سفر به مزار رودکی در شهر پنجکنت یا مزار میرسید علی همدانی در شهر کولاب وجود ندارد . البته صادقانه باید گفت هزینه های سفر برای مردم تاجیک و جمعیت کم کشور نیز در خلوتی مراکز و مناطق مذکور تاثیر گذار بوده است ولی در مورد گردشگران  ایرانی  با توجه به سفرهای بسیارزیادی که در سالهای اخیر به خارج از کشور صورت میگیرد بویژه به کشورهایی همانند ، ترکیه ، گرجستان ، مالزی  و . .  میشود انتظار داشت و امیدوار بود که با تبلیغ بیشتر سازمان های فرهنگی و همکاری نزدیکتر دو کشور ایران و تاجیکستان شاهد حضور بیشتر ایرانیان و رونق بهتر گردشگری فرهنگی بین دو کشور  باشیم .


هرکه از ما یاد کرد ایزد مراورا یاد باد

     هرکه ما را یاد کرد ایزد مر اورا یاد باد                هرکه ما را خوار کرد از عمر برخوردار باد

     هرکه اندر راه ما خواری فکند از دشمنی             هرگلی از باغ وصلش بشکفد آباد باد

     در دو عالم نیست ما رابا کسی گرد و غبار         هر که ما را رنجه دارد راحتش بسیار باد

 این شعر را بارها خوانده  و به عظمت روحی سراینده و معتقد به این سیره عرفانی اندیشیده بودم ، بعدها دانستم که سراینده این شعر و باورمند به این بینش  عارف ، عالم و شاعرنامی  قرن هشتم هجری قمری ،میر سید علی همدانی است  که زندگی اش مشحون از بزرگی و بزرگواری  و تلاش در راه تهذیب نفس بوده و آثار عرفانی ، ایمانی و هویتی او برای ایرانیان ، فارسی زبانان ، تاجیکان ، مردمان کشمیر و  . .بسیار گران بها است .امثال میر سیدعلی برای فرهنگ این مرز و بوم و پیوند و اشتراکات فرهنگی ایران فرهنگی کم نظیر  و سرمایه ای ماندگارند ،

  اقبال لاهوری، شاعرپارسی گوی پاکستان که تفکر و مرام او خود سرمایه ای عظیم برای پاسداشت  داشته های مشترک مردمان ایران ، پاکستان ، کشمیر ، تاجیکستان ، خراسان بزرگ و  همه جفرافیای تاریخی و فرهنگی ایران بزرگ است و  خود شاعری بزرگ ، سرمایه ای سترگ  و افتخاری برای پارسی گویان و پاسداران فرهنگ مشترک همه ماست ،  در شعری  میگوید :

   چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما                   ای جوانان عجم جان من و جان شما

   غوطه ها زد در ضمیر زندگی اندیشه ام             تا بدست آورده ام افکار پنهان شما

    هم او در شعری دیگر میگوید :

    سکندر رفت و شمشیر و علم رفت                    خراج شهر و گنج کان و یم رفت

     امم را از شهان پاینده تر دان                               نمی بینی که ایران ماند و جم رفت

     او در کتاب جاوید نامه خود در مورد شخصیت میر سید علی همدانی میگوید :

    سید السادات سالار عجم                  دست  او معمار تقدیر امم

     تا غزالی درس الله هو گرفت            ذکر و فکر از دودمان او گرفت

     مرشد آن کشور مینو نظیر                  میر و درویش و سلاطین را مشیر

    خطه را آن شاه دریا آستین                  داد علم و صنعت و تهذیب دین

     آفرید آن مرد ایران  صغییر                  با هنرهای غریب و دلپذیر

       یک نگاه او گشاید صد گره                     خیز و تیرش را به دل راهی بده

    آوازه تاریخی ، زندگی نامه پر فراز و نشیب و پر افتخار میرسید علی همدانی ، همچنین احترام و یاد نیکی که اقبال بزرگ از این عارف نامی می کند مرا به زیارت مزار و دیدار سرزمین و دیاری که میر سید علی در آن آرمیده است ، مشتاق تر کرد و در فرصتی که در سفر سال ۱۳۹۶ به تاجیکستان پیش آمد ،برای زیارتش عازم شهر کولاب  در ولایت ختلان تاجیکستان ، شهر مدفن میر سید علی همدانی شدم .  

   

آزادترین رادیو تلویزیون در جهان

  وقایع ، حوادث و اظهار نظرهای مقامات  در مورد سلبریتی ها و مسولان مختلف را در یکی دو ماه اخیر مورد توجه و دقت نظر قرار دهید ،به محتوای پیام ها ، نظرها و برخی پاسخ ها عنایت کنید ، به راستی  ، کدام  رسانه در سایر کشورها  سراغ دارید که تا این اندازه از  آزادی برای بیان هر سخن و هر ادعایی با هر میزان هزینه ،برخوردار باشد بدون پذیرفتن عواقب و بازتاب و برگشت پاسخ و نتایج منفی که از این شیوه رفتار  حاصل کشور میشود  .

کدام رادیو تلویزیون در جهان وجود دارد که در برخی از برنامه های خود بطور زنده و مستقیم ، یک محصولی مثل لبنیات مصرف روزانه میلیون ها مردم  کشور را دارای سم معرفی کند ، در دل مردم وحشت و دلهره و نگرانی بیاندازد . لطمه اساسی به فروش داخلی ، صادرات و اعتبار جهانی آن بیاندازد و علاوه بر این مجری و کارشناس مرتبط به ظاهر دلسوزانه ولی به عینه با تمسخر و یکدنگی هرچه میخواهند بر علیه منافع و قوت روزمره هزاران کارگر و صنعتگر در کشور  بگویند و  مدیر ان مرتبط و رییس  کلشان حتی یک عذرخواهی ساده در مقابل ملت و قشر ذیربط بعمل نیاورد و البته آب هم از آب تکان نخورد و در بر همان پاشنه بچرخد  و رفتارها به همان سیاق ادامه یابد .

کدام رادیو تلویزیون  سراغ دارید که خود را  ملی و حافظ منافع ملت بداند ولی شبانه روز ده ها ،توهین و طعنه و تمسخر نثار رکنی از ارکان نظام از دولت و مجلس و دیگرانی کند که ازقرار قانون به اصطلاح خود سخن گو و بلند گوی آنان هستند ، در انتهانه گوینده ، نه ناظر و نه ریس  رسانه ضرورتی به عذرخواهی یا پاسخ دهی نبینند .

کدام رادیو تلویزیون در جهان می شناسید که برخی مجریانش مستقیما به جامعه خودشان توهین کنند ، خود را مالک الرقاب کشور بدانند ، یا عذرخواهی نکنند یا با تاخیر و  با کم اهمیتی و نصفه نیمه توضیح و توجیهی ببافند ، یا با پاسخ یک حرکت یا نظر کم اهمیت یک سلبریتی را در سطح ملی مطرح ، پاسخگویی همراه با توهین و تعمیم به دیگران  هزینه اجتماعی به بار آورند والبته مدیران اصلی و مسولان کلان این مجموعه در صدد دلجویی و عذرخواهی از آنهایی که بی دلیل بهشان توهین شده برنیایند.

کدام رسانه ای در جهان می شناسید که دیگران را نقد کند و از دیگران درخواست به حق نقد پذیری و در موارد خطا عذرخواهی شفافشان از ملت و توهین شدگان داشته باشد اما خود این رسانه هیچگاه آمادگی نقد شدن توسط دیگران نداشته باشد و لزومی به عذرخواهی هم در موارد لزوم نبیند .

 واقعا کدام رسانه ای در کل جهان سراغ دارید که تا این درجه از امنیت و آزادی بیان در محدوده تصمیم گیری و تاثیرگذاری اش برخوردار باشد که نه عذرخواهی کند ، نه نقد بپذیرد و نه نقد کنندگان اجازه نقدش را داشته باشد و نه بسیاری از آنهایی که مورد توهین توسط رسانه یا کارشناس و میهمانی در رسانه قرار میگیرند اجازه حضور و پاسخگویی داشته باشند .

کدام  رسانه را می شناسید خود در لابلای بسیاری از برنامه هایش مجموعه نظام را به چند قسمت نقد شونده و غیر قابل نقدتقسیم  میکند اما ، تذکر ، نقد و یادآوری خطاهای خود را برنمی تابد و آنرا  مساوی نقد کل نظام  می داند ، سال هاست که به بهانه اینکه صدها شبکه فارسی زبان و غیر فارسی زبان به اندازه کافی علیه کشور و رسانه تبلیغ میکنند، امکان نقد برای این رسانه متکی به بودجه ملی و انحصار قانونی وجود ندارد ، کدامین رسانه در داخل و خارج از کشور سراغ دارید که تا به این حد ازهرقیدی که نمیخواهد آزاد باشد و هرچه را که نمی پسندد نمی پذیرد . واقعا رادیو تلویزیون  در کشور ما از نوع خود مختارترین و آزاد ترین رسانه در کل جهان است .