دُرج

وب نوشت سعید فانیان

دُرج

وب نوشت سعید فانیان

حاکمیت وحشت در افغانستان

 بخوبی میتوان گفت که طبق گزارش های خبرگزاریهای رسمی ، همچنین گزارش های شهروند خبرنگاران، امروز ۲۴ مردادماه ۱۴۰۰ هیچ دولتی بر کشور افغانستان حاکم و مسلط نبوده است ، اشرف غنی  راهی عمان شد ، ژنرال دوستم  به ازبکستان ،اسماعیل خان  در کنار طالبان و بعد گفتند از طریق ایران عازم پاکستان شده، مردم هراسناک در خیابان و بیابان و طالبان آنطور که گفته اند بطور مسالمت آمیز از گوشه و کنار کابل در حال ورود به پایتخت برای برقراری نظم و امنیت !

اینطور که گزارش های خبری و عکس های مخابره شده از خیابان های قفل شده از ماشین های به جا مانده در ترافیک و لغو چند پرواز باقی مانده فرودگاه کابل نشان میدهد ،  هیچ انتخاب و راه گریزی برای کسانی که در صدد ترک شهر هستند باقی نمانده است .

نحوه برخورد یا به عبارت دقیق تر عدم برخورد و مقابله ارتش افغانستان با جنگجویان طالب ،بطور واضح  نشان از برنامه ریزی قبلی آمریکا برای تسلط طالبان و تسلیم ارتش و نظامیان افغان دارد . از زمانیکه بایدن بطور ناگهانی به نیروهای نظامی آمریکا فرمان ترک افغانستان را داد و بدنبال آن سایر کشورهای همپیمان آمریکا نیز همراهی و به سرعت خاک افغانستان را ترک کردند ، با توجه به ضعف مفرط دولت اشرف غنی و سردرگمی آن ها در مقابل پیشروی سریع طالبان در تصرف شهرها یکی پس از دیگری ،بدون مانع و مقاومت ، پیش بینی چنین وضعی دور ذهن نبود ، اما در این میان  آنچه که  هیچ یک از طرفین مخاصمه ، برنامه ریزان  پشت صحنه ، آمریکا و متحدینش به آن توجه ندارندوضع مردم مظلوم افغانستان با سالیان دراز محرومیت و مظلومیت و آوارگی است . متاسفانه کلیپ هایی از ظلم و اعدام خیابانی و ربودن و بردن دختر بچه های کم سن و سال  وجشت زده و التماس کننده از حریم منازل و کنار پدران و مادران بیچاره و بی پناه توسط مردان متجاوزان مسلح وبا هیبت ترسناک در فضای مجازی و برخی رسانه های خبری منتشر شده است که اوج وقاحت ، تجاوز از طرفی و بی پناهی مردم افعانستان  از سوی دیگر را به نمایش گذاشته است ، عجیب این است که این اقدامات بطور علنی در برابر دوربین ها و به عنوان یک  اقدام قطعی و از دید  خودشان یک حق طبیعی برای حاکمان صورت میگیرد . به راستی سرنوشت این کودکان وحشت زده بی پناه چه میشود . باور کنید امکان ندارد فردی، پدر یا مادر باشد ، اصلا انسان باشد ، قلب و وجدان داشته باشد و اشکش از این همه ظلم و تعدی جاری نشود ، طبعا چند روز دیگر چند مرکز غربی حقوق بشری و در راس آنها آمریکایی این اقدامات را محکوم میکنند ، !!!! ولی کسی به داد مظلومان نمیرسد . امیدواریم هرچه زودتر مردمان مظلوم و همزبان افغانستان هرچه زودتر روی آرامش ببینند .

در مورد سیاست کشور در قبال حاکمیت طالبان این روزها تحلیل ها و دیدگاه های مختلفی ارایه میشود ، میشود پذیرفت که برخی قدرت ها از اینکه نوعی خصومت و درگیری با طالبان پیش آید خوشحال هم میشوند که طبعا این رویه به هیچ وجه برای منافع ملی و امنیت کشور مناسب و سودمند نیست ، با این همه لازم است به لحاظ انعکاس خبری فعالتر برخورد شود .

  متاسقانه رسانه های رسمی و دولتی کشورمان در انعکاس و نقد این قضایا ، بیش از حد دست به عصا ، حرکت میکنند . جا دارد که رسانه های مستقل و مردمی به سهم خود ، اوضاع جاری کشور همسایه را در همه ابعاد تحلیل و تبیین کنند .

آغاز ریاست جمهوری سیزدهم

مراسم تحلیف با حضور نمایندگان مجلس و مقامات داخلی همراه با مقاماتی از کشورهای مختلف روز پنجشنبه ۱۴ مردادماه ۱۴۰۰ در محل مجلس شورای اسلامی برگزار شد .با این مراسم و سوگند خوردن رسما و در عمل وظایف رییس جمهوری جدید  آغاز شد .

روز ۱۴ مراداد سالروز امضای فرمان مشروطیت در ۱۱۵ سال قبل از این است ، امیدواریم این تقارن و همزمانی نشانه ای مثبت  در جهت بهبود اوضاع باشد . مراسم سیزدهم همانند موارد  دوره های قبلی کمبودهایی داشت و پس از اتمام مراسم نقدهای متعددی در برخی از خبرگزاری ها ،سایت های خبری و فضای مجازی منتشر شد . موارد زیادی از  ایرادات و انتقاداتی که بر شمرده بودند ، دقیق و وارد بود ، انتظار از مجلس شورای اسلامی این است که هم نماد نظم و مقررات باشدو هم نمادی ازوحدت ، تفاهم و سعه صدر ، رعایت نشدن پروتکل های بهداشتی در اوج پاندمی کرونا در کشور ، همچنین توجه نداشتن و رعایت نشدن برخی پروتکل های سیاسی و تشریفاتی به ویژه برای مقامات خارجی ، دعوت نشدن یا حضورنیافتن هیچکدام از روسای جمهور پیشین ،همچنین حضور نداشتن هیچکدام از رییسان پیشین مجلس شوری اسلامی از جمله نکاتی بودند که دیده شدند .

 منتقدین به متن و محتوای سخنرانی رییس جمهور نیز ایرادات زیادی وارد دانستند ، از ریز شدن در شرح مشکلات و گرفتاری های داخلی ، تا روشن نشدن استراتژی کشور در روابط خارجی و حتی نوع بیان و خطابه او باتن صدای یکنواخت و غیر منعطف در بیان موضوعات و مواضع مختلف کشور در قبال مسایل داخلی و خارجی . .

با توجه به آنچه که در سالهای اخیر بر دولت های یازدهم و دوازدهم به ویژه دولت دوازدهم رفت و رویه ای که در مجموع رسانها ،اعم از صدا و سیما ،. .  روزنامه ها ، سایت ها و خبرگزاریهای . . . شکل گرفت ، دولت سیزدهم نیز از ابتدای کار باید آماده نقد شدن ، پاسخگویی و تعامل سازنده با رسانه ها باشد . شیوه نقد بی پروا ،شیوه ای بود که اغلب رسانه ها به و یژه صدا و سیما طی سال های اخیر نسبت به دولت در پیش گرفته بودند . مخاطبان همچنان انتظار نقد و بررسی موثر عملکردها و پیگیری منافع مردم را دارند.  نیاز   و انتظارمردم کشورمان به دریافت اطلاعات و اخبار شفاف از جامعه خود  توسط رسانه های داخلی ،خاصه مجموعه هایی که هرکدام به نوعی از اعتبارات ملی و عمومی تغذیه می کنند، در دسترس بودن صدها رسانه متنوع خارجی با هدف تاثیر گذاری بر فکر و ذهن مخاطبان ایرانی  ایجاب میکند که دولت جدید در ابتدای کار سیاست ارتباط فعال و تعاملی همراه با تحمل و پذیرش نقد را در پیش بگیرد تا امکان مشارکت جمعی و تعامل بیشتر برای پیشبرد امور در کشور فراهم شود .

تغییر دولت ،تایید یا تحدید نقد ؟

 این روزها با نگاهی به تجربه گذشته به ویژه دوران دولت های نهم و دهم بسیاری از فعالان رسانه ای و کارشناسان سیاسی ازتکرار جو و فضای سابق یعنی محدودیت فضای نقد در رسانه ها نگران هستند . البته اینطور هم نبوده است که مثلا دولت آقای روحانی بطور کامل از نقد حمایت میکرده و در برابر نقدهایی که از ارکان و اعمال دولت میشده لذت می برده است ، ولی با وجود فاصله قابل توجهی که درصحنه  عمل بین سیاست های اجرایی دولت  روحانی و شعارهای انتخاباتی با خواسته و انتظار جامعه به ویژه رسانه ها ، تحصیلکردگان وروشنفکران داشت به دلایلی چند وضع نقد از دولت قبلی بهتر بود.

-- صدا و سیما به عنوان بزرگترین رسانه در بعد ملی و فراگیر هیچگاه نقد دولت را رها نکرد و تا آخرین ساعات حضور و مسولیت دولت فعالیت ها ، اقدامات یا رای و نظر دولت و رییس جمهور را زیر نظر داشت .

-- وضعیت دولت روحانی به ویژه در دوره دوم ( دولت دوازدهم )به لحاظ شرایط سخت اقتصادی ، تحریم های خارجی و مخالفت های داخلی به نحوی بود که اصولا قدرت پاسخگویی را نداشت و لذا در موارد متعددی سکوت میکرد .

--  همزمان  با دوران هشت ساله ای که گذشت، امکانات فضای مجازی در کل جهان و به تبع آن در ایران توسعه یافت و همین باعث حضور گسترده مردم   همراه با نقد و نظارت هرچه بیشتر بر روند امور با بهره گیری از امکانات ارتباطی شد.

-- با وجود یکدستی و هماهنگی بسیار ی که بین قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی در دوران جدید وجود دارد ،نمیتوان انتظار داشت که نقد و بررسی ها به شیوه سابق ادامه یابد ، در مورد دولت های نهم و دهم نیز همین اتفاق افتاد .

-- تغییر رویه بسیار مشهود در صدا و سیما قطعا اتفاق میافتدو از نقدهای تند خبری نخواهدبود ولی بسته به پیشامد ها و فضای عمومی جامعه این دستگاه عظیم حاکمیتی نیز نمیتواندحتی شیوه رفتاری مشابه عملکرد خود در قبال دولت های نهم و دهم ( دوران آقای احمدی نژاد ) در پیش بگیرند ، چون هم نوع مشکلات و طبعا نقدها تغییر کرده و هم رسانه های مخالف خارجی و منتقد داخلی بیشتری شروع به کار کرده و برای خود جایگاه و مخاطبانی یافته اند .

-- میزان حضور و بهره مندی مردم از فضای مجازی و مشارکت هدفمند آنان بسیار بیشتر از گذشته شده و هیچ دولتی نمیتواند نسبت به گفته ها ، مستندات و نقدهای مردمی  بی تفاوت باشد ، لذا به هر ترتیب و با هر ترکیب حاکمیتی ، شرایط بنحوی است که دولت جدید به ناگزیر می بابست خود را برای شنیدن ودیدن نقد و نظرهای ارباب رسانه و آحاد مردم آماده کند ، ببیند ، بشنود ، توجه کند و برای رفع مشکلات  اقدام کند و با زبان رسانه به تعامل با فعالان و کارشناسان بپردازد.شاید دولتیان هم با بررسی همه جوانب خود به این نتیجه رسیده باشند که در فضای جدید تعاملی حتی مطلوب تر از دولت های قبلی داشته باشند .