حدود شش ماه از شروع به کار دولت آقای پزشکیان میگذرد ، رییس جمهور با شناخت نسبی که از وضعیت عمومی کشور در حوزه های مختلف داشت سعی کرد که شعار غیر قابل تحقق ندهد ، از طرفی با شعار وفاق و انسجام ملی امیدوار بود تا تمام توان نیروهای سیاسی شاخص در جهت منافع ملی کشور و رفع مشکلات مردم ، هم راستا شوند ، ولی خیلی از نشانه ها ، برخوردها ، همراهی نکردن ها و بعضا کارشکنی ها نشان داد که دل بستن رییس جمهور محترم به تحقق شعار وفاق و انسجام ملی لا اقل بین سیاسیون چندان پیشرفتی نداشته ، حتی برخی از گروه هایی که در همین دولت وفاق ملی سهمیه در قدرت و نصب تعدادی از مدیران ارشد در حوزه های مختلف را در اختیار گرفته اند ، حد اقل های وفاق و رفاقت و همکاری را به جا نیاوردند ، بارزترین نشان عدم تحقق وفاق در میان سیاسیون ،صحبت ها غالب مخالففین وزیر اقتصاد در جریان جلسه استیضاح وزیر اقتصاد بود ، همچنین میزان آرایی که به عدم صلاحیت و کفایت او داده شد ، چرا چون پیش قراولان فشار آورنده بر دولت و تعقیب کنندگان استیضاح به تنهایی آرای لازم برای موفقیت نداشتند . از این گذشته تند شدن ادبیات این جریان و بعضا توهین های عجیب و غریب به افراد کابینه ، نشان می دهد که آقای پزشکیان نباید بیش از این در چهارچوب شعار وفاق و امیدوار به هم افزایی برای پیشبرد امور ، امیدداشته باشد .
عجیب این است که گروه منتقد ، در دوران دولت های یازدهم و دوازدهم ( دوران اقای روحانی ) زمانی که می خواستند از کم بود و نارسایی و امثال آن ها بگویند نامی از دولت های نهم و دهم ( احمدی نژاد ) نمی بردند ، حتی در سالهای اولیه تحویل دولت یعنی ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ ، همین طیف در شروع دولت چهاردهم از ماه های اول ونهایتا در نزدیک به هفت ماه گذشته از شروع کار دولت بدون هر گونه اشاره یا کنایه و استناد به دوره سه ساله دولت سیزدهم ( مرحوم رییسی )بابت همه ناترازی های تحویل داده شده ، فشار حداکثری خود را به دولت جاری وارد کردند ،یکی از نمایندگان گفته بود اگر استیضاح این وضعیت جواب نداد ، میرویم سراغ یکی دیگر!!، دیگری گفته بود ، ما اگر استیضاح نکنیم ، با فرارسیدن تعطیلات نوروزی و با حضورمان بین مردمان حوزه انتخابیه بابت گرانی ها و مشکلات جاری به آن ها چی می توانیم بگوییم و . . . و در این میانه نقد ها و نظرات کارشناسی و . . کارشناسی ، صاحبنظری پیدا نشد که اشاره ای هم به ناترازی های قبلی یا منشائ وضع موجود داشته باشد ، از همه جالب ، نوع زمینه چینی و پوشش برنامه استیضاح توسط صدا و سیمای ملی ، عمومی و همگانی کشور بود . .
جالب اینکه همه استیضاح کنندگان و نقادان از اوضاع جاری و ناترازی های عجیب غریب آگاه هستندو میدانند ، استیضاح اگربرای آن ها یک حق است ، برای مردم گره گشایی و رفع مشکلات پیش رو یک حق و در عین حال یک مطالبه است ، آیا استیضاح رفع مشکل کرد ،؟شکل حل نشد ، یک استیضاح دیگر می تواند کار ساز باشد ؟
امیدوارم با وضعیتی که وجود دارد و دوستان غیر همراهی که دولت دارد ، لا اقل دولت به سهم خود برای رفع مشکلات مردم در حد توان خود تلاش کند و از این پس بر همراهی و پشتیبانی احتمالی سایرین حسابی باز نکند .
البته فضای مجازی وضعیت منصفانه تر و نقدهای همه جانبه تری داشت که اهمیت و ارزش این مجموعه ( فضای مجازی ) و قدرت آن در چنین جریاناتی خود نمایی میکند دولت می بایست برای رفع فیلتر کامل پلاتفرم های موجود و تقویت فضای مجازی
یکی از شاخصه های زمامداری در وضع موجود کشور ، آزادی به معنای رهایی از پاسخگویی دقیق و درست و به موقع ، مسولیت ناپذیری و موازی کاری در درون و بیرون دولت است ، نهادهای حاکمیتی که تحت امر دولت نیستند ، تقریبا در همه عرصه ها و همه حوزه ها فعال هستند ،در درون نهاد دولت نیز بسیاری از کارها که لازم است به طور متمرکز و تحت یک فرماندهی یا یک برنامه ریزی و سیاست واحد و هماهنگ کارکنند ، چنین وضعیتی ندارند ، بطور قطع و یقین این وضعیت یکی از دلایل وجود ناترازی در حوزه های مختلف از جمله انرژی است . چند روز پیش از این آقای مهندس بی طرف وزیر اسبق نیرو به عنوان راهکاری برای ایجاد هماهنگی و کم شدن و نهایتا رفع ناترازی در حوزه انرژی ، تجمیع بخش ها و سازمان های مختلف ذیربط در یک وزارتخانه را راه مناسبی برای این منظور دانسته بود .این یک واقعیت است که وضعیت نامناسب و ناتراز فعلی ، ارثیه ای است که از دولت قبل به آن رسیده و ناترازی در دولت قبل نیز زمینه های آن مدت ها پیش از آن ایجاد شده بود . تحریم های موجود در بخش های مختلف صنعتی و بانکی باعث شده است که به مرور و هم زمان با فرسوده شدن دستگاه ها و صنایع مرتبط ،سرمایه گذاری لازم نیز در حوزه های مختلف انرژی نشود ، همچنین به دلیل همین مشکلات ، بخش خصوصی از سرمایه گذاری در این حوزه ها استنکاف ورزد و دلایل مشابهی در همین زمینه ، اما آنچه که به اعمال مدیریت ها بر میگردد ، کاری است که با هماهنگی دولت و مجلس میتوان به آن سرو سامان داد . در حال حاضر وزارت نفت و وزرات نیرو سیاست های غیر متمرکزی را دنبال می کنند ، در حالیکه وزارت نیرو به مشکلات کمبود گاز یا ذخیره نشدن سایر انواع سوخت و در نتیجه ایجاد کمبود پشتیبانی و قطع برق در بعضی زمان ها اشاره می کند ، وزارت نیرو بودجه لازم برای ساخت نیروگاه های جدید ندارد و حتی برای تعمیرات اساسی امکانات موجود هم مشکل دارد ، وزارت نیرو در همه جای کشور مشغول توسعه شبکه برق است و بسیاری نیز در گوشه و کنار کشور با وصل شدن به شبکه های سراسری از برق غیر رسمی و خارج از برآورد و محاسبه وزارت ذیربط استفاده می کنند ، در همین حال وازرت نفت در اقصی نقاط کشور مشغول توسعه شبکه های گازرسانی است ، یکی از بخش های بزرگی که توسعه شبکه در آنجا با بودجه ملی دنبال میشود ، استان سیستان و بلوچستان است ،اما گاز کشی در روستاها و منازل و ساختمان هایی در ارتفاعات بالای کوهستانی ، ارتفاعاتی که حتی طبق قوانین موجود ساخت و ساز در آن غیر مجاز بوده است با هزینه های نجومی با چه منطقی سازگار است ، به راستی این نوع مناطق از چه اولویتی برخوردارند ؟
نکته عجیب دیگر تبلیغات مداوم صدا و سیما برای تبلیغ فروش انواع وسایل مختلف برقی است ، حتی مواردی غیر لازم و لوکس و تشریفاتی بدون دقت در پر مصرف بودن آنها
آخرین قسمت سریال خانگی زخم کاری را با تاخیر و بعد از چند روز از زمان انتشاردیدم ، حتما بینندگان و تعقیب کنندگان سریال بلافاصله پس از اعلام اپلیکیشن فیلیمو این قسمت را یعنی آخرین قسمت از فصل چهارم را زودتردیده اند ، همچنین سایر قسمت های قبلی را ، این که کارگردان سریال قبل از این، فیلم و سریال های خوبی را تولید کرده است ، آقای محمد حسین مهدویان ساخته های قابل تحسین هم داشته است ، شکی نیست ، اما معلوم نیست چرا بعضا کارگردان ها و تهیه کنندگان محترم موفق در یکی دو کار و نام آشنا شدن برای مخاطب ، شروع می کنند به سری سازی و افزودن برخی مخلفات غیر لازم به کار یا عادی شدن و بی وزن شدن و از اهمیت افتادن سلایق و نیازهای مخاطبان در نظرشان ، متاسفانه سریال زخم کاری در سرتاسر قصه خود لبریز شده است از قتل ، جنایت ، دسیسه ، جاسوسی ، فریب ، خدعه ، نامردی ، عهدشکنی و در عین حال سادگی برخی از عناصر و فریب خودرن های پی در پی و . . . در نتیجه ساده انگاری بیش از حد مخاطب ، سازندگان سریال در هر پیچ و گیر داستان که می توانستد با تفکر بیشتر به قصه پردازی بهتر بپردازند ، راه حل را در ترور و حذف فیزیکی عناصر ذیربط دانسته اند و مثل کشتن یک پشه یا راحترا از آن باشلیک یا مسموم کردن طرف را از پیش پای قصه خود بر داشته اند و ادامه ماجرا . . . تا چند دقیقه بعد که نوبت حل گیرو گور دیگر قصه پرداز میشود و کشتن نفر بعدی و همینطور هر کجا نویسنده هوس کرد، یا برای تنوع ( !! ) لازم شد ترور بعدی یا زجر و شکنجه دیگر ،تمام و کمال به نمایش گذاشته می شود . واقعا با تکرار و به دفعات کشتن و زجر دادن و آه و ناله و شکنجه را به مخاطب خسته ، گرفتار و مشتاق دیدن برنامه هایی بهتر و متنوع تر از تلویزیون کشور چه هدفی و چه ثمراتی را قرار است در پی داشته باشند ، در ازای وقت و هزینه ای که مخاطب صرف دیدن این سریال کرده است ، چه چیزهایی حاصلش گردیده ، افزایش دانش ، بالا رفتن اطلاعات ، تفریح و سرگرمی ، آشنایی با نادانسته ها ، به سر کردن لحظاتی بدون دغدغه و با آرامش در اوقات فراغت و در کانون گرم خانواده و . . . ، ،