چند روزی از حادثه اآتش سوزی وسیع در بندر شهید رجایی با تبعات بسیار غم انگیز بر ملت گرامی و درد آشنای ما می گذرد ، شهدای این حادثه از همه قشری بوده اند ، چند نفر از بانوان هم در میان کشته های حادثه گزارش شده اند، ولی مطابق معمول حوادث ناشی از رعایت نکردن ایمنی در اماکن و مناطق مختلف ، بیشترین افرادی که در این اتفاق سهمگین از دست رفته اند از قشر ضعیف و آسیب پذیر کارگر بوده اند و بعد از آن تعدادی از رانندگان زحمتکش ، این که دلایل اصلی بروز حادث دقیقا چی و چگونه بوده است ، مواردی یکی دو روز گذشته اعلام شد ، دلایل قطعی هم طبق اعلام مسولین ذیربط به زودی اعلام می شود ، با این همه چه در این حادثه چه در حوادث گذشته ، قطعا نوعی سهل انگاری زمینه ساز اتفاق بوده است ، معمولا پس از بروز هر حادثه ای چند روزی توجهات جلب می شود و دوباره کم توجهی ها و سهل انگاری ها تداوم می یابد ، از این روز است که هیچ مسولی قادر نیست قول دهد و اعلام کند که از این بعد چنین حوادثی نخواهیم داشت ، انشاالله که همین باشد و چنین بشود ، ولی مگر چه تغییری ، کدام زیرساختی ، کدام رویه ای تغییر کرده یا تغییر می کند تا نتیجه اش جلو گیری از حوادث بشود .؟
تجهزات کنترلی و امنیتی ما دراکثر حوزه به ویژه گمرکات کامل نیستند ، ابزار و امکانات این ها نیاز به تعمیر و تغییر دارند ، طبق گفته مقامات عالیه ، بازبینی ها و بازرسی های کالاها ناقص و در درصدهای پایینی انجام میشود . کانتینرها کالاها مدت ها در گمرک و در نوبت تخلیه قراردارند ، همین طولانی شدن ها ، هم به ضرر وارد کننده به لحاظظ هزینه های گمرکی ، هم به ضرر مصرف کننده است به لحاظ افزایش قیمت و سهم بیشتری که بابت هزینه معطلی ها بران ها افزوده میشود همچنین به لحاظ نگرانی سلامت محصولی که بالاخره هرکدام زمان مشخص و تاریخ و مدت مفیدی برای استفاده و بهره برداری دارند ، در این میان کالاهای اساسی و محصولاات خوراکی حساس تر و فساد پذیرتراند .
اگر قرار است پیامد اتفاقی به تلخی حادثه بندر شهید رجایی در کنار مصیبت های خانواده های فرزند یا پدر از دست داده، اتفاقی مثیت و سازنده و پیشگیرانه هم رقم بخورد ، لازم است از رفتارهای معمول سالیان گذشته در محیط های تولید و صنعت و مبادله فاصله گرفت و با برطرف کردن فوری نیازها ، درس گرفتن از تجربیات کشورهای توسعه یافته و تحربیات بومی در کشور خودمان اساسی نو و رویه ای مطلوب و فضایی برنامه ریزی شده جایگزین شود .
از خدواند بزرگ برای روح همه درگذشتگان، آرامش ابدی و سلامتی عاجل مصدومین تقاضا میکنیم ، امیدواریم با تلاش همه عوامل مسول و دست اندر کار آینده مطلوبتر از گذشته رقم زده شود .
سال هاست که در کشور عده ای سرسختانه مخالف مذاکره بین ایران و آمریکا بوده و همچنان هستند . بعضی مخالف مذاکره ای هستند که از ابتدا بی فایده بودنش یا ضرر داشتنش مشخص باشد ، این نگاه بدون شرح و تفصیل نگاه قابل قبولی است ، چون پایه و اساس آن حفظ اقتدار و عزت ملی است ،
عجیب است که مخالفان مذاکره به جز شعارهای به ظاهر انقلابی ، هیچ تحلیل و راه کار جایگزینی برای نجات کشور از چنبره تحرم های ظالمانه ارائه نمی دهند و صرفا بر مخالفت خود پافشاری می کنند ، علاوه بر آن به هر طریق ممکن در مسیر اهداف جریان مخالف کارشکنی میکنند نیز می کنند .
آنچه که در این میان فراموش می شود ، وضعیت معیشت مردم بیچاره و گرفتار است. البته دور زدن تحریم ها که بعضی سالهاست به عنوان راه کار فرار از تحریم هامطرح کرده اند و تعداد معدودی نیز عامل این جریان یعنی دور زدن شده اند ، مسیری از روی ناچاری با ضررهای کلان ملی منفعت های سرشاری برای همان عده قلیل داشته و دارد . تکلیف رفع فشارها و سختی های چندین و چند ساله روی مردم کوچه بازار چه میشود ؟؟
عجیب است که سخنرانان ، خطبا و تحلیل گران مخاف با مذاکره ، هیچ راه حل و راه کار گذار از این گرفتاری هم راه نفع و آرامش عامه مردم ارایه نمی دهند و عجیب تر اینکه برخی از توصیه کنندگان به تحمل و کم خودرن و ساده زیستی در زندگی شخصی و خانوادگی خود به هیچ کدام از این توصیه ها عمل نمی کنند ، فرزندان بسیاری از آن ها به دلیل در خارج از کشور بودن اصولا این سختی ها را تجربه نکرده اند .
به هر حال ، پیشنهاد ، توصیه و درخواستمان از مخالفان ریشه ای مذاکره این است که در مقابل درخواست عدم مذاکره راه کارهای عملی جایگزین برای نجات مردم را ارایه دهند تا بیش از این زندگی روز مره مردم دچار اخلال و گرفتاری نشود .
البته این همه را که گفتیم ، معنای آن ، در هر شرایط مذاکره کردن ، همراه با پذیرفتن شروط غیر منطقی و نادیده گرفتن منافع ملی نیست ، مهم این است که به هر شکل و در هر شرایطی آرامش و منافع مردممان حفظ شود و در کنار منافع ملی به زندگی آبرومندانه برای ملت هم توجه شود .
باید دید در سالهای اخیر چه کسی این واژه پر مصرف ناترازی را برای کمبودها و ضعف ها انتخاب کرده است .؟
خوب است این واژه در مجموع محترم و آبرومند برای عناصر و جوانب محتوایی ، سیاسی ، مذهبی و بسیاری از جنبه های غیر کمی هم استفاده کنیم ، مثلا ناترازی در تصمیم گیری ها ،در تیتر و مواضع مطبوعات ، ناترازی در مدیریت رسانه ، مدیر ناتراز همان کسی است که وسط معرکه پیغام رسانی و میانجی گری ها برای گفتگوی میان ایران و آمریکا و بیم و امیدهای فراوان از احتمال جنگ و عدم جنگ و تلخکامی از مشکلات و تداوم تحریم ها و گرفتاری هاو پیش آمدن کورسوهایی در این فضای نه چندان مطلوب از ترور دونالد ترامپ و قبل از آن برای هزارمین بار از بستن تنگه هرمز یاد می کند و برگفته های خود تاکید می ورزد قطعا و حتما در حوزه و قلمروی کاری خود به تمام معنا انسان ناترازی است .
نمونه های فراوانی نیز در مجلس شورا و به ویژه در نطق های پیش از دستور نمایندگان و اعلام مواضع در قبال تحولات ایران و کشورهای همسایه و در مجموع روابط خارجی دیده میشود .
بعضی امام جمعه هایی که با مقدمه ایدر موضوعات مبتلابه کشور ، خود می برند و می دوزند و اعلام مواضع می کنند و به دنبال بیان پرشور خود، درجا حکم هم صادر میکنند بدون اینکه به کسی و جایی پاسخ گو باشد ! او هم ناتراز است .
امیدوارم در سراسر سال پیش رو از حجم و تعداد ناترازی ها در تمامی حوزه های تصمیم گیری ، عملیاتی ، کیفی و کمی ، کاسته شود و مردم ما بتوانند در این سال حال و احوال بهتری را تجربه کنند .