از اخبار و شنیده ها و گزارش هایی که سال هاست در رسانه ها یا محافل مردمی ، سیاسی و اطراف و اکناف شنیده می شود یا نتایج بررسی و پیگیری ها و برخوردهایی که 'گاهی برای عموم اعلام و اطلاع رسانی می شود و در موارد زیادی توسط بعضی روایت ها و افشاگری های کارشناسان، اینگونه برمی آید که جز وزارتخانه ها ، سازمان ها و نهادهایی که مستقیم یا غیر مستقیم زیر مجموعه دولت هستند ، آن هم نه تمام و کمال سایر ارگان ها و نهادها یا اصولا نظارتی برآنها صورت نمی گیرد ، یا اگر مواردی آن هم به ندرت نسبت به تخلف و قصورشان پیگیری و برخورد شود ، به طور شفاف برای عموم اعلام نمی شود ، نهادی مثل مجلس شورای اسلامی به نوعی خودش بر خود ، رفتار نمایندگان و تخلفات نظارت دارد ،اما تا کنون مگر چندان نتیجه موثر و کاربردی از این نوع نظارت اعلام شده است ؟، در بسیاری از موارد نظارت بر دستگاه های دولتی و موسساتی که با بودجه عمومی کشور اداره می شوند ، همراه با ملاحظات شخصی ، جناحی ، گروهی و سیاسی است .بعضی از ارگان ها نیز که جزو مجموعه حاکمیتی هستند ، اصولا ساز و کار نظارتی آن ها به لحاظ کارکردی ، نتایج حاصله و چگونگی صرف بودجه ، در نوعی گردونه ی پیچ وا پیچ نظارتی قرار دارند که طی سالهای متمادی گزارشی ، اطلاع رسانی یا اطلاعات دقیقی از آن ها اعلام و پیگیری نشده است .
در مجلس شورای اسلامی چند نماینده هستند که بیشترین کارکرد حضوری آنان اعلام مواضع تند و برشمردن تخلفات متعدد یا خاطرات منفی یا مشکلات متعدد یکسری شخصیت های مسول عمدتا گذشته است . عجیب این که صحبت ها و ادعاهای بغضا توهین آمیز این چند نفر ، نه هیچ کجا بررسی می شود ، نه گوینده یا طرف مورد نقد تند یا تهمت به دادگاه فراخوانده می شود ، نه گفته ها با بررسی اثبات می شوند نه با بحث و مناظره منطقی و مستدل تبیین و روشنگری و قبول یا رد می شوند . این نوع سخن گفتن های یک سویه ، پراکنده و گاه و بیگاه حد اکثر فایده اش مطرح شدن سخنران و مدعی است .اما ضررش ، ضربه به شخصیت و حیثیت طرف نقد شده ، تضعیف یا به هیچ انگاری عوامل مسول در حوزه های نظارتی و حتی قضایی است که چگونه است که یک نماینده حاضر یا سابق از این همه تخلفات و خرابی های به بار آمده توسط یک مسول اطلاع دارد و احتمالا داشته ولی هیچ دستگاه مسولی پیگر آن ها نبوده و نیست ، البته کمابیش گفته های منتقدان مورد اشاره نیز مورد توجه خاصی قرار نمی گیرد ، شاید تنها فایده اش تحقق مثال معروف هرچه می خواهد دل تنگت بگو ،باشد ،این هم طبعا برای عده ای معدود یا جریانی خاص ، چون مواردی نیز بوده و هست که به محض اعلام نظر یا افشای تخلف مورد توجه جدی ناظرین و پیگیران ذیربط قرار می گیرند . فضای مجازی و تعدد امکانات در دسترس مردم در مجموع گستره و امکانات و دسترسی های مردم به اطلاعات مختلف از جمله پشت پرده ها را آسانتر ، سریعتر و ارزان تر کرده است ، تنها مشکل باقی مانده تشخیص سره از ناسره توسط کاربران و استفاده کنندگان و جدیت مسولان ذیربط کشوری در توجه ، پیگیری و تصحیح و سودمند کردن فضای موجود است که امیدوارم محقق شود.تمامی کشورهایی که محصول تقسیمات جنگ جهانی دوم در نیمه قرن بیستم همچنین فروپاشی شوروی در ابتدای دهه آخر قرن بیستم هستند پیوسته در حال تکاپو برای هویت یابی خود و توجیه جوانان و تمامی باشندگان سرزمین خود و طبعا آیندگانشان می باشند و در این مسیر کار سختی در پیش دارند، بسیاری از کشورهای جدید برای دهه ها و سالیان طولانی در مجموعه های بزرگتر به سر می بردند ، تحت تاثیر نام ها و نشان های دیگری و معمولا غیر قابل هضمی قرار داشتند یا اکنون برای مال خود کردن و اثبات اینکه فلان شخصیت تاریخی ، فلان افتخار ملی یا جشن و مناسبت تقویمی و پیشینه فرهنگی متعلق به این سرزمین ، قوم و محدوده است مشکلات فراوانی دارند ، یکی از نعمت هایی که مردم ما، کلیه ایرانیان در سرزمین کنونی ایران یا حتی مقیم دیگر سرزمین هااز آن ها برخورداریم موارد مشترک بسیار زیاد ادبی ، فرهنگی ، تاریخی ، سمبل ها ، عادت ها ، جشن ها ،شادی ها ، عزاداری ها و رفتارهای ویژه در مناسبت های خاص است .
صرف اینکه در جدال های سیاسی و در صحنه ها هی بین المللی و سازمان هایی مثل یونسکو چهره ای تاریخی ، غذا یا رسم و عادتی به نام کشوری یا مشترکا چند کشور ثبت کنند ، هویت تاریخی و ملی ثبت و افتخار آمیز نمی شود ، تاثیر دارد ولی همه می دانیم که جهان امروز ، جهان زور ، قدرت ، دیپلماسی و بده و بستان است و به راحتی بسیاری از پدیده ها تحت تاثیر این زورآزمایی ها و لابی گری ها قرار میگیرد ، اما هویت امری با ریشه های عمیق تاریخی است.
اینکه یک ایرانی با همه تحولات و تغییرات و تاثیرگذاری های جهانی می تواند بوستان و گلستان سعدی مربوط به ۸۰۰ سال پیش را بخواند و درک کند و با نویسنده آن اشتراک معنا و هم فهمی داشته باشد یا شاهنامه فردوسی نوشته و تالیف شده در حدود ۱۰۵۰ سال پیش از این را بخواند و تمام زوایای حکایت های پند آموز و خرد ورزی های گذشتگان را با وجود توسعه و ترقی امکانات و تکنولوژی های روز همچنان قویتر تصویر سازی و برداشت مفهومی و ذهنی کند ، واقعا شگفت انگیز و افتخار آمیز است ، همین سرمایه و داشته های عظیم ملی و بومی و قابل دسترس و قابل فهم نسل های گذشته و حال است که سرمایه های گرانقدری برای آیندگانمان نیز خواهند بود .
فرهنگ و ادب و افتخارات تاریخی ، اعتقادات و برداشت ها و آیین های مشترک ما ،بزرگترین سرمایه ها و اعتبار های همه ایرانیان است که توجه ، گرامی داشت و حفظ توسعه آن ها می تواند آینده این ملت و مرز و بوم را همچنان قوی ، روشن سرپا و امیدوار نگاه دارد. امیدوارم همه ما با هوشیاری و حساسیت تمام نسبت به این امر مهم و حفاظت از داشته هایمان اهتمام لازم داشته باشیم .
در کنار صدها فایده و بهره دهی فضای مجازی و امکاناتی که برای کاربران ،هر روز در حال توسعه و نوآوری است ،جولان خبرهای فیک و ساختگی از اساس ، ترکیبی از راست و دروغ و انواع و اقسام بازنویسی ها و بازنشرها ، شناخت سره از ناسره و صحیح از فیک و ساختگی را برای فعالان این عرصه و طبعا برای مخاطبان و کاربران عادی به مراتب سخت و پیچیده تر کرده است .
گاهی متنی که در کانالی ،گروهی یا سایتی قبلا مطالعه کرده ای باز نشرش را چندی بعد در جایی دوباره مرور میکنی ، می بینی ساختار همان متن است ، نام نویسنده همان است ولی محتوا قدری تفاوت کرده است ، نکته های جدیدی در رد یا تایید بر آن افزوده شده است !!
این همه مختص به کاربران و فعالان مستقل نیست ، گاهی مصاحبه ای از شخصیتی سیاسی یا هنرمندی ، نویسنده ای و فعال اجتماعی در یک خبرگزاری رسمی منتشر ، منعکس و به سرعت فراگیر می شوذ ، مخالفت و موافقت ها ، رد و قبول ها و نقدها هم بدنبالش شکل می گیرد ولی فرد مصاحبه کننده و محوری که عقایدو دیدگاهایش به اشتراک گذارده اند ،موضوع مصاحبه را از اساس تکذیب می کند ، یعنی اینکه اصولا مصاحبه ای انجام نشده !!؟ قطعا آن خبرگزاری نزد رسانه ای های حرفه ای رسوا می شود و لطمه میخورد ، اما با کمال تاسف این عمل باعث می شود که فردی که مصاحبه به نام او ساخته شده با دیدگاه های دروغین و جعلی که به او نسبت داده شده است ، لطمه ای ماندگار و غیر قابل جبران ببیند ، چرا ؟ چون این متن جعلی منتسب ، برای سالها در فضای مجازی و رسانه ای می ماند و هر از چند گاهی باز نشر می شود و به هیچ وجه امکان حذف کامل یا پاسخگویی جامع برای آن وجود ندارد ، عوارض منفی این بهتان و خیانت رسانه ای همچنان ادامه خواهد یافت .
شاید این نوشه و یادآوری و هشدار تاثیری بر روند آن چه که می گذرد نداشته باشد ولی شاید بتواند قدری تامل ما را نسبت به محیط خود و آن هایی که از قبل شناختی در موردشان داریم بیشتر کنیم ، براساس آشنایی اولیه ، هرچیزی را نپذیریم ، اگر برایمان اهمیت دارد ، در حد ممکن ابتدا بررسی کنیم و بعد نسبت به آن واکنش نشان دهیم ، بارها دیده شده که داستانی ، ماجرایی ، اندیشه ای در مورد شخصی ، منعکس شده بعضی بلافاصله عکس العمل نشان داده اند ، حتی گاهی فحشی و ناسزایی هم حواله او کرده اند و پس از مدتی معلوم شده که داستان ارایه شده از اساس دروغ بوده !!؟
قطعا یکی از راه های مقابله با مطالب ساختگی و اخبر جعلی ، تامل بر محتوا و نیز توجه به ساختار و فضای نشر ان است ، آیا چنین سخنانی تا کنون از گوینده و طرف اصلی خبر دیده یا شنیده ایم ، آیا منبع خبر اولا شناخته شده است ؟ و اگر آشناست سابقه خوبی در رعایت امانت دارد؟ نفعی عایدش می شود ؟ آیا منبع خبری دیگری هم چنین محتوایی را منعکس کرده است ؟ این توجهات می تواند تا حدی مخاطب را در شناخت صحت خبر و مطلب منتشر شده کمک کند .