بخشى از گفتگوى اقای ضرغامى در فضای مجازی منعکس شده است که طی ان با شرح چگونگى برخورد خود به عنوان رییس وقت صدا و سیما با مصاحبه و گفتگوى اقای روحانی رییس جمهور در صدمین روز اولین دور ریاست جمهورى اش ، از معطل گذاشتن و تاخیر یکساعته پخش مصاحبه اقای روحانی به دلیل مخالفت وی با انتخاب مجری برنامه توسط نهاد ریاست جمهورى سخن گفته و ان اقدام را نشان استقلال صدا و سیما و زیر بار خواسته های این و ان نرفتن تفسیر کرده است . اقای ضرغامی میگوید این رفتار و مقابله او با انتخاب مجرى توسط نهاد ریاست جمهوری مورد تایید بسیاری ، همچنین تشویق مدیران و همکارانش قرار گرفته است .
واقعیت این است که در همان زمان هم بسیارى از مدیران و همکاران ایشان دلیل این رفتار را تصمیم مستقل رییس سازمان نمیدانستند ، چون ایشان در دوره ریاست جمهورى قبل از روحانی نمره خوبى در حفظ به اصطلاح استقلال صدا و سیما نگرفته بود ، معمولا خواست های اعضای تیم ریاست جمهورى وقت بر صدا و سیما حاکم بود و این رسانه جز در یکسال و نیم اخر دوران اقای احمدی نژاد، انهم بدلیل لجاجت و مقاومت وى در برابر مقام معظم رهبرى و داستان قهر یازده روزه که بعد از آن صدا و سیما قدری وارد فاز نقد قوه مجریه شد ، اصولا صدا و سیما جرات ، جسارت یا اجازه نقد دولت را در هیچ زمینه ای نداشت ، چیزى که قریب هفت سال همه مخاطبان انرا به عینه دیدند و جای تعبیر ، تفسیر و توجیهى باقی نمیگذارد ، البته باید گفت که تنها در موضوعات ورزشی تا حدی صدا و سیما گزارش های انتقادی پخش میکرد .
مبسوط الید بودن نهاد ریاست جمهورى دوره های نهم و دهم تا حدی بود که با وجود اینکه همواره توافق فی مابین بر انتخاب مجری از بین مجریان صدا و سیما بود ، در ان دوران حتى یکی ازمشاوران ریاست جمهورى که نه مجری بود و نه صدا و سیمایى ( اقای مهدی کلهر ) خود اجرای برنامه زنده و مستقیم گفتگو با رییس جمهور وقت را بر عهده گرفته بود و همه چیز کاملا غیر صدا و سیمایى بود . واقعیت داستان استقلال صدا و سیما در برخورد با افراد و جناح های مختلف به گونه ای نبوده و نیست که بازگویی ان مایه افتخار و نشان از مدیریت قوی باشد ، در این اگر شرایط بیان عالمانه ای در میان نیست ،سکوت صادقانه بهترین انتخاب است تا طرح یکطرفه و غیر منصفانه همه انچه که بر این رسانه رفته است .
در رسانه های یکی دو روز گذشته صحبت آقای علی عسگری در مورد اعتماد بالای مردم به صدا و سیما با عناوین و تیترهای متفاوت و در عین حال جالبی در خبرگزاری ها و سایر رسانه های خبری منعکس شده بود .
روزنامه ایران و همشهری آنلاین نوشتند : رییس صدا و سیما براساس نظر سنجی هایی مدعی شد که این رسانه در راس اعتماد مردم قرار دارد .
سایت انتخاب ، خبرگزاری مهر : صدا و سیما در راس اعتماد مردم قرار دارد
اکثر رسانه ها و گروه ها و کانال های خبری در فضای مجازی گفته آقای علی عسگری را منعکس کردند ولی بعضا با تعجب و علامت سوال ، این نا باوری در فضای مجازی خیلی وسیع تر و در عین حال جدی تر بود .
در تعدادی از رسانه ها هم گفته آقای علی عسگری با تعبیر ادعای علی عسگری . . . عنوان شد و چند تایی هم نوشتند ، خود شیفتگی رییس صدا و سیما
واقعیت این است که انتخاب عبارت صدا و سیما در راس اعتماد اعتماد مردم قرار دارد ، برای افرادی امثال ما و غالب همکاران قدیمی صدا و سیما و اکثریت افراد رسانه ای کشور ،تعبیر دقیق و به جایی نیست ، شاید بتوان گفت که صدا و سیما با همه اشکالات و اشتباهاتش ، به دلایل مختلف از جمله پخش رسمی و انحصاری در کشور ، همچنان پر بیننده است ، ولی اینکه بالاترین اعتماد را مخاطبان به این رسانه داشته باشند ، شخصا قبول ندارم . اتفاقا بنطرم بیشترین مشکلی که وجود دارد همین موضوع اعتماد است . اینکه آیا به دیگر رسانه های داخلی و خارجی اعتماد بیشتری هست یا نه ؟ قابل بررسی است ، متاسفانه اکثر رسانه های رقیب داخلی ( اگر بشود گفت رقیب ) بیشتر جناحی و سیاسی هستند و کمتر مستقل و تابع منافع ملی ، بیشتر رسانه های رقیب خارجی هم مشکل وابستگی به قدرت های مخالف دارند ، از قدرت های پشتیبان تغذیه مالی میشوند و لاجرم هوای منافع آن ها را دارند . نمیشود که رسانه ای میلیون ها پوند هزینه راه اندازی ، تولید برنامه ها، پخش ماهواره ای و اداره مجموعه اش را از عربستان بگیرد و نسبت به منافع آن بی توجه یا حتی بی طرف باشد ، یا دیگری رسانه رسمی بریتانیا باشد و از منافع جهانی و منطقه ای آن کشور و یا اندیشه و رویه فرهنگی و هنری آن تبعیت نکند . اما اکنون صحبت در مورد تعبیر و ادعای آقای علی عسکری است که لازم است به عنوان رییس بزرگترین مجموعه رسانه ای کشور تعبیر بهتر و قابل قبول تری را انتخاب میکرد . اصولا یک فرد رسانه ای باید سعی کند با زبان رسانه صحبت کند ، زبان و بیانی که مخاطبان و کارشناسان را به واکنش منفی وا ندارد .
از اشکالات نظام سیاسی ما این است که اگر کسی حتی با رای مردم ، قوی یا ضعیف به مدیریتی برسد، تا پایان زمان ریاست خود فکر میکند ، در هر حوزه و به هر مناسبت ، هر حرفی که بزند ، آن حرف حرف مردم ، تخصصی و حلال مشکلات آن هاست . لذا هر روز شاهد نطق های متنوع در مورد همه ابعاد و جنبه های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی حیات وزندگی مردم جامعه خودمان توسط سخنرانان هستیم .
نماینده محترم مجلس که تا چند ماه پیش در کار و مسولیتی بوده ، هیچگاه راجع به مسایل امنیت ملی ، روابط بین الملل تحصیل ، مطالعه و بررسی نکرده و پیشینه ای نداشته است ،بنا به برداشت شخصی خود ، چند مدت یکبار سخنرانی میکند یا هفته ای یک نظر خاص در تویتر تویت میکند، بدون اینکه راه حلی کاربردی ارایه دهد ، بعضا حتی این گفته سو، برداشت ها و مشکلاتی را برای کشور ایجاد میکند . نمایندگان محترم شنیده اند که آزادند در امور مختلف کشور اظهار نظر کنند ولی ظاهرا برخی از آنها دقت ندارند که در عین حال باید صحبتشان ، متین ، سنجیده ، از روی اطلاع کامل ،تخصصی و با توجه به منافع ملی باشد ، صرف گفتن ، یا صرف انتقاد کردن یا با ارایه راه کارهای نسنجیده مشکلی از مشکلات موجود حل و رفع نمیشود . بعضا احساس میشود که بسیاری از مسولان از جمله نمایندگان صرفا برای نشان دادن حضور خود در صحنه و بدون بررسی عمیق، نظری را اعلام میکنند تا دوستان ، موکلین و سایر مرتبطین آن افراد شاهد حضور فعال آنان به هر شکل و دلیل باشند .
بنظر میرسد ، در کنار برخی از مشکلات مدیریتی که در کشور وجود دارد ، به روز نبودن ، عمیق نبودن و شناخت نداشتن نسبت به منافع مللی و بین المللی معظل مشترک بسیاری از مدیران و نمایندگان کشور است و تنها راه حل عملی برای پخته تر شدن دیدگاه ها ، برقراری آموزش های اجباری برای مدیران و نمایندگان قبل آغاز کار و مسولیت آنهاست .